ملاک صواب خطا در موضع گیری های سیاسی شما . واکنش دشمن است

اگر دیدید کسی یا گروهی یا موضع گیری اشخاصی باعث شادی و رضایت دشمنان است

بدانید که آن سخن و موضع گیری نادرست و نا حق و به زیان اسلام و انقلاب است

و اگر بر عکس . دیدید که با عث خشم و  ناخرسندی دشمنان است بدانید که بر حق

و بر صواب است .

در این نگاه ملاک حق و باطل / درست و نادرست / مصلحت و مضرت و ...  واکنش دشمن تلقی

میشود .

برای من به عنوان یک پژوهشگر منطق ( منطق صوری و منطق تحقیق ) و پس از سالها مطالعه

معارف اسلامی و علم کلام و حکمت و ............. بسیار جالب است که برای حق و باطل

معیاری از این دست ارایه میشود .

صرف نظر از اینکه دشمن کیست و دشمنی چیست ؟

دشمن چه مشخصات و مختصاتی دارد ؟ با چه ملاکاتی میتوان دوست را از دشمن

دشمن دوست نما را از دشمن واقعی و دوست عاقل را دوست نادان و  دوست نادان را

از دشمن دانا ...........  مشخص و ممتاز کرد ؟

و صرف نظر از ابهامات مفهومی فراوانی که در تعریف دوست و دشمن در ادبیات این بزرگان

وجود دارد . 

و صرف نظر از بحث های مصداق شناسانه در باب دوست و دشمن که در این روزگار از از

 تبیین دقیق  آن  طفره می روند .......

و از همه مهمتر صرف نظر از تعریف مفهوم دشمن در حقوق سیاسی : 

  کشوری است که به کشوری دیگر به طور رسمی اعلان جنگ کرده است

چند پرسش اساسی در باره این نحوه دشمن شناسی وجود دارد که به اجمال به طرح آنها می

پردازم

۱ - یکی از وجوه تمایز نظام کلامی شیعه اعتقاد به حسن و قبح ذاتی اعمال است و بر اساس

این عقیده کلامی . عقل به ما هو عقل مرجع تشخیص حسن و قبح افعال است . و این درست

نقطه مقابل عقیده کلام اشعری است که به حسن و قبح شرعی اعمال اعتقاد داشتند

مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب عدل الهی بحث مبسوطی در این باره دارند

و با دلایل فراونی نشان میدهند که نظریه حسن و قبح عقلی افعال مورد تایید عقل و حکمت

و متون دینی و روایی و از افتخارات تشیع است .

حال اگر ملاک حسن و قبح گفتار و رفتار سیاسیون  واکنش دشمن ( مثلا آمریکا و ... ) باشد

دیگر آن همه گفتگوها و مباحثات کلامی چه میشود ؟ آیا یک نظریه جدید در علم کلام شیعی

حادث شده است ؟ مبانی علمی و استدلالی این نظریه چیست ؟

۲ - مفروض اینکه ملاک فوق درست باشد و حق آن باشد که مخالف نظر دشمن باشد

حال در موارد فراوانی که بین و ما و دشمن ( بخوانید آمریکا و .... ) توافقاتی وجود داشته

باشد مثلا در بحران بالکان و مسایل مربوط به بوسنی و هرزه گوین مواضع جمهوری اسلامی

و امریکا مخالفت با اقدامات نسل کشی و نژاد پرستانه آن رژیم سفاک بود و البته به طور

همزمان دولت های ایران و امریکا به مردم بوسنی کمک های فراوانی کردند که در ایجاد صلح

موثر بود ............ اقایان بفرمایند در این گونه موارد که من فهرست مفصلی از ان دارم

( محکومیت دولت بعث عراق در ماجرای حلبچه  - یا تجاوز نظامی به کویت - یا محکومیت

طالبان توسط ایران و امریکا - محکومیت اقدامات تروریستی منافقین توسط امریکا ........ )

ملاک حق و باطل چیست ؟

۳ - آیا این گونه ملاک بندی ها راه دشمنی پنهان تر و پیچیده تر دشمن را گشوده تر نمی دارد

آیا با این ساده اندیشی دشمن راه مداخله اسانتری در کشور ما پیدا نمی کند . مثلا دشمن

فرضی می تواند یک گروه . یک حزب یک رهبر مردمی موثر در بیداری ملت و مدافع حقیقی

نافع ملی را درون نظام ما شناسایی کند و بعد چون روحیه خاص ما را در مخالفت خوانی  با

خود شناسایی کرده است . به طور علنی و اشکار به مدد رسانه های جمعی پر نفوذ خود از

انها حمایت ظاهری کند . تا آن فرد خادم ملت توسط خود ملت به عنوان عامل دشمن شناسایی

شود و توسط خود مرد یا حامیت داخلی مورد طرد و طعن و احیانا محاکمه قرار گیرد و بعد دشمن

به سادگی ما بخندد که چه آسان و ارزان خودشان را به جان خادمان خودشان انداختیم ؟ ؟

۴ - ایا چنین روش و منشی ما را در برابر مسایل داخلی . اولویت ها و سیاستها و برنامه ها

و موضع گیری ها دچار انفعال نمی کند ؟ در ان صورت در بیان هر اولویت و سیاست و دغدغه

اصلاح گرانه ای  باید اول ببینیم که جناب مستطاب دشمن چه واکنش دارند  بعد ما خودمان را

در وضع مخالف آن قرار دهیم و بعد تصمیمی بگیریم . و اصلا شاید این دشمن قسم خورده

از روی بد جنسی نخواهد در باره موضوعی اظهار نظر کند و ما را درخماری نگاه دارد . انگاه

تکلیف ما چه می شود ؟

یا چه طور است ما همیشه قبل از تصمیم در باره سیاست های کلان و اصلی یک استمزاجی

از نظر نامبارک دشمن داشته باشیم و از طریق مباحثه و مشاوره با  انها نظر مخالف اتخاذ کنیم

۵ - سوال دیگر این است که دوستی و دشمنی امری ازلی و ابدی نیست و در اثر مرور زمان و

تغییر رویکردها و شرایط و اوضاع و احوال عوض میشود . چنانکه دو کشور عراق و ایران در مدت

یک دهه با هم نبرد نظامی داشتند ( عراق بعثی به کشور ما تجاوز نمود ) ولی بعدا شرایط عوض

شد و ما با همان صدام حسین کافر پیمان ترک مخاصمه امضا کردیم و شکر خدا ان دشمن کافر

به دست دشمنی دیگر یعنی آمریکا ساقط شد و دولت امروزین عراق یکی از دوستان ماست

در مورد دولت های دیگر هم این امکان دور از ذهن نیست . فعلا جناب جلیلی با معاون وزیر امور

خارجه دشمن ( امریکا ) ملاقات نمودند و اب از آب تکان نخورد و هر دو طرف هم از نتایج مذاکره

راضی و خشنود بودند . ایا امریکا دیگر دشمن نیست  ؟ و یا دشمنی آن کمتر شده است ؟ یا اینکه

در این مورد خاص چون منافع ملی تامین شده همه چیز درست است و ان ملاک گذشته داری

 استثنا شده است   و ده ها سوال دیگر  ؟

در نیتجه بهتر است به اصول ثابت عقلی باز گردیم و ملاک درستی و نادرستی را به

همان حسن و قبح ذاتی - عقلی اعمال برگردانیم و درعالم سیاست نیز ملاک را

تامین منافع ملی در معنای عام آن - البته منطبق با ارزشهای اسلامی - بدانیم

و برای طرد کردن دوستان واقعی که تلخی حرف حق را در کام ما نشان داده اند

ملاکهای ناموجه ندهیم

و بدانیم که سعدی علیه رحمه به درستی فرمود که :

دوستی با مردم دانا نکوست         دشمن دانا  به از نادان  دوست

دشمن  دانا   بلند ت  می کند        بر زمينت می زند نادان دوست

و این سخن پیامبر بزرگ اسلام که رحمت برای عالمیان بود را مد نظر داشته باشیم که

اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک

دشمن ترین دشمانان تو همان نفسی است که میان دو پهلوی ( درون ) توست

+ نوشته شده توسط پیمان سماواتی در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 13:13 |