بی سوادی مفهومی متغیر و سیال است . در گذشته ها بیسواد به کسی اطلاق میشد که توانایی خواندن و نوشتن نداشت . بعدها که اموزش فراگیر و رسمی توسعه یافت به کسانی که تحصیلات پایه و ابتدایی نداشتند . بیسواد گفته میشد و با گسترش تحصیلات عالی و ورود دنیا سایبر و کامپیوتر این معنا تحولاتی ژرف پیدا کرد تا انجا که در اغاز هزاره سوم گفته شد بیسواد کسی است که . به یک زبان برنامه نویسی مسلط نباشد . ولی با ظهور نرم افزار ویندوز دیگر نیازی نبود تا همه ی کاربران کامپیوتر لزوما به یک زبان نرم افزاری مسلط باشند اما در عوض اینترنت و فضای مجازی یکی از مهمترین عرصه های ارتباطات و اطلاع رسانی گردید و بخش بزرگی از فعالیت های کاربران را به خود اختصاص داد .

با گسترش امکانات و قابلیت های جدیدی که در فضای مجازی ایجاد میشود روز به روز فاصله میان کسانی که از اینترت استفاده میکنند با کسانی که هنوز از این نعمت بی بهره اند زیادتر میشود تا انجا که بزودی کاربران اینترت تفاوت معنا داری با سایر اقشار مردم خواهند داشت .

بنا براین یکی از شکافهای جدیدی که به دیگر شکافهای جامعه شناختی مانند شکاف نسلی . شکاف فقر . شکاف طبقاتی و ........  افزوده شده است شکاف دنیای مجازی و اینترنت است  ( شکاف دیجیتالی )کسانی که به اینترنت دسترسی ندارند یا علاقه ای ندارند که دسترسی پیدا کنند با سرعتی شگفت انگیز از کاروان پرشتاب تحولات فرهنگی - اجتماعی و هویتی جا میمانند و به ادمیانی بریده از واقعیت تبدیل میشوند سطح دانش انها ارتقا کمی و کیفی پیدا نمیکند و یا با سرعتی بسیار اندک تغییر میکند . اطلاعشان از اوضاع و احوال جهان در سطح خوراکی که رسانه های دولتی و حاکمیتی تهیه و تولید کرده اند باقی میماند  . انها تنها اخبار و اطلاعاتی را مصرف میکنند که توسط رسانه های عمومی . دست چین و با هدفی خاص مونتاژ شده است و در نتیجه ذهنیت انان ذهنیتی است که توسط فضای عمومی - حاکمیتی سامان داده شده است .

در نظر بگیرید کسانی را که هنوز صندوق ایمیل ندارند . نمی دانند که موتورهای جستجوی قدرتمندی مانند گوگل - یاهو - ام اس ان - ..... چه کارکردی دارند ........ نمیدانند که تقریبا همه خبرگزاریها و  روزنامه ها در اینترنت حضور دارند ..... نمیدانند که ملیونها وب و وب سایت مشغول تولید و توزیع اطلاعات در فضای مجازی جهانی هستند ....

این گروه از مردم جامعه چه بسا نتوانند به طور مستقل از بسیاری از خدماتی که امروه از طریق پروژه دولت الکترونیک یا شهر الکترونیک ارایه میشود بهره بگیرند و نمیتوانند  برای رتق و فتق امور عادی خود مانند رزرو بلیط هواپیما و ترن و اتوبوس ... یا ثبت نام برای دانشگاه ... یا سفارش یک کالا .... یا اطلاع از نمرات تحصیلی فرزندانشان ...... یا حتی ثبت نام  در درگاه اماری یارانه ها  ... یا پذیرش در بیمارستان یا هتل و یا هر خدمت روزمره دیگری از اینترنت استفاده نمایند ایا هنوز میتوان این گروه از مردم یک جامعه را باسواد نامید . ؟ ؟

به نظر میرسد اگر یک فرد بزرگسال نتواند به طور مستقل با دسترسی به اینترنت امورات روزه مره خود را به انجام برساند بیسواد محسوب میشود . از نظر من اگر یک فرد بزرگسال به طور میانگین روزانه کمتر از یک ساعت به اینترنت دسترسی داشته باشد و  اگر در این دسترسی ها ضمن انجام امور روز مره به سایت های مهم و خبر گزاریها و روزنامه های متنوع و کتابخانه های مجازی و پرتالهای فرهنگی و پست  الکترونیکی  . ..... مراجعه ننماید در گروه افراد کم سواد  طبقه بندی میشود حتی اگر تحصیلات دانشگاهی و حوزوی و ..... داشته باشد .

چنین افرادی با سرعتی باور نکردنی با کسانی که روزانه ساعتها به فضاهای مجازی و اینترنتی دسترسی دارند از نظر  دانش و فکر و بینش و باور و منش و نظام ارزشها و امال ها و ارزوها .......... تفاوت پیدا میکنند و چه بسا به همین دلیل راز تفاوت با دیگران و تغییرات فکری و شخصیتی انان را در نیابند و نسبت به این تغییرات شتاب الود احساس منفی و ستیز پیدا کنند .

پس چندان بیراه نیست که گفته اند جامعه اطلاعاتی که پس از سومین انقلاب تاریخ تمدن بشری روی داده است ( انقلاب کشاورزی / انقلاب صنعتی / انقلاب اطلاعاتی ) تفاوتی ماهوی با جامعه ماقبل خود دارد و به همین قیاس انسان جامعه اطلاعاتی با انسان جامعه ماقبل خود تفاوت گوهری خواهد داشت . در چنین وضعیتی ما یا دو گونه انسان روبرو هستیم

 ۱ - انسانی که در حال جهانی شدن است

 ۲ -  انسانی که به دور و بریده ا از فراگرد جهانی شدن است

باید دید که تاریخ تکامل انسان که پس از ما روی میدهد

کدام انسان را برای اینده و غایت خویش برمیگزیند  ؟ ؟ ؟