تفسیر - تاویل - تعبیر
سه اصطلاح (/ تفسیر / تاویل / تعبیر) از اصطلاحات کلیدی هستند که در قران کریم بکار رفته اند
و شناخت و تعریف و تعیین مصادیق آنها در فهم کتاب خدا بلکه فهم هر متن دیگری کاربرد دارد.
این سه اصطلاح علاوه بر اهمیت اختصاصی خود با یکدیگرپیوند و ترابط معنوی دارند .
سالیان پیش که مطالعه کتب علوم قرانی یکی از علاقه مندهای شخصی و درسی من
بود کم بیش به این موضوعات در کناردیگر مداخل علوم قرانی مانند ناسخ و منسوخ
/ محکم و متشابه / عام و خاص / مجمل و مبین / وجوه و نظایر / ظاهر و باطن /
شان نزول و تدوین / . . . . توجه اندکی داشتم اما مساله ای که کاملا از ان غلفت داشتم مساله ترجمه
قران و موضوعات وابسته به ترجمه قران بود که گمان می کردم
ترجمه ظاهر آیات قران کار چندان مهمی نیست و هرکس که مختصر آشنایی با زبان
عربی – صرف و نحو – لغت و معانی بیان . . . داشته باشد خود میتواند به اندازه
نیاز خود از معانی آیات قران سر در بیاورد و در صورت لزوم نهایتا به کتب لغت
و کمی بلاتر مثلا به مفردات راغب اصفهانی مراجعه کرده و نیاز خود را برطرف می کند . . .
تا اینکه اخیر با چند ترجمه جدید از قران کریم روبرو شدم و کمی به مقایسه و تطبیق
انها پرداختم و دیدم که اکثر این ترجمه ها نه تنها اختلافتی ظریف با یک دیگر دارند
بلکه گاهی یک آیه یا یک واژه را کاملا مقابل و مخالف هم ترجمه کرده اند .
برای من که با ترجمه روان مرحوم الهی قمشه ای مانوس بودم . . . مساله صورت
جدی تری به خود گرفت و ناچار شدم کتاب تحقیقی جناب خرمشاهی با عنوان قران
پژوهی را بویژه بخش ترجمه های قران را باز خوانی کنم و نقد های عالمانه ایشان
را در باره ترجمه قران با دقت بیشتری مطالعه کنم .
در انجا نیز موشکافی های دقیق و هوشمندانه ایشان ضرورت مساله را برایم روشنتر
ساخت و فهمیدم اختلافات در ترجمه صرفا یک دعوای بی حاصل لفظی و به رخ کشیدن زبان دانی و آداب
دانی نیست بلکه این اختلافات در ترجمه میتواند منجر به
تفاسیر مختلف و نهایتا تاثیر در سایر علوم دینی مانند علم کلام ( علم شناخت استدلالی
اعتقادات و اصول دین = تئولوژی ) و متعاقبا علم اصول فقه و فقه و چه بسا
در اخلاق و عرفان و مسایل اجتماعی و سیاسی . . . شود .
بنابراین به دست آوردن یک ترجمه سلیس و روان و دقیق در فهم قران اهمیتی
راهبردی دارد .
و نکته در اینجاست که صرف دانستن زبان عربی و علوم ادبی برای ترجمه دقیق
و درست قران کافی نیست . . .
شناخت تاریخ فرهنگ عرب . بویژه جغرافیای نزول وحی . داشتن اطلاعات متوسط
تفسیری . . . و بویژه فلسفه زبان در ترجمه قران الزامی است .
در خیلی از موارد مترجم ناچار شده است معنی یک واژه را تاویل نماید
یا برای فهم بهتر به یک جریان یا مکتب تفسیری استناداتی داشته باشد
و گاهی نقل یک رویا و حادثه را تعبیر کند و . . . . خلاصه در هر ترجمه ای
اندکی تفسیر ناگزیر است و هیچ مترجمی نمی تواند ترجمه ای مبرا و منزه از
تفسیر ارایه نماید و این یک قاعده در زبان و ادبیات بشری است که فیلسوفان زبان
در جای خود به ان پرداخته اند .
با عبور از این مقدمه به نظرم رسید اساسا یک مرتبه تلقی و دریافت خودم را از
اصطلاحات بکار رفته در قران ( تفسیر / تاویل / تعبیر ) باز خوانی و نقادی کنم
و معلوم کنم وقتی می گوییم تفیسر این آیه چنین است و یا فلان مفسر مثلا خواجه
عبدالله انصاری در آیه : ان الملوک اذا دخلو قریه افسدوها . . . ملوک را به
به عشق و قریه را به قلب و افسدوها را به انقلاب روحی تاویل کرده
یعنی چه کار کرده و چگونه و با چه منطقی به این معانی رسیده است
و وقتی گفته میشود فلان آیه میتوان با این عبارت معنا ( = تعبیر ) کرد غرض از
تعبیر کردن یک عبارت به عبارت دیگر چیست . . .
چرا تقریبا تمامی ترجمه مشحون از تفسیر و تعبیر و تاویلهای گونه گون
است و البته همه آنها اکنده از صواب و خطا های گریز ناپذیر بشری است .
بنا بر این بطور ابتدایی و ساده با مراجعه به برخی منابع سعی کردم معنایی از این
سه اصطلاح کلیدی برای خودم به دست اورم .
الف ) تفسیر :
علاوه بر مشتقات کلمه تفسیر این واژه عینا در خود قران کریم هم به کار رفته است
در سوره فرقان آیه 33 :
و لا یاتونک بمثل الا جئناک بالحق و احسن تفسیرا
که به معنای شرح و توضیح و آشکار سازی معانی است و معلوم می شود یک
عبارت می تواند شروح و توضیحات مختلفی داشته باشد که شاید یکی بهتر از همه باشد که همان
احسن تفسیر است .
سیوطی از مفسران و قران شناسان نامی اسلام و از مشاهیر اهل سنت . تفسیر قران را دانشی مرکب
از 15 دانش دیگر میداند که شامل :
لغت / نحو / صرف / اشتقاق / معانی / بیان / بدیع / علم قرائت / علم کلام ( اصول دین) / اصول فقه /
اسباب نزول / ناسخ و منسوخ / احادیث روشن کننده مجمل و مبین
/ و علم موهبت می داند که این آخری کسبی نیست بلکه از جانب خداوند افاضه و الهام میشود .
< ترجمه تفسیر اتقان سیوطی ج 2 - ص 571 >
نظریه سیوطی یک نظریه حد اکثری است و برخی از علوم را که متاخر از قران است
به عنوان مقدمه فهم قران ذکر کرده است که مستلزم دور است . مثلا علم اصول دین
و علم فقه تا حدودی متاخر از قران و پس از شناخت آیات الاحکام امکان پذیر است
لذا قبول قول او مستلزم قبول پیش فرضهایی در ر رجوع به قران و تفسیر میشود.
سید علی کمالی در کتاب قانون تفسیر می گوید :
تفسیر علمی است در باره قران کریم از حیث دلالت آیات بر معانیی که خداوند
اراده کرده است .
به تعبیر ساده تر تفسیر علم فهم قران است
و زرقانی در مناهل العرفان قیدی را به تعریف فوق می افزاید و ان قواعد و اسلوب زبان عربی و سنت
رسول خدا و اوصیای اوست ضمنا نباید فهم بر امده از قران به
نظر او با سنت و عقل و اجماع در تعارض آشکار باشد
بدیهی که این شروط آخر بویژه اصالت بخشیدن به اجماع و سنت گاه مانع فهم خالص
می شود در باب عدم تعارض با عقل هم نقدهای جدی وارد است چرا که تعریف روشنی از عقل در نگاه
انها وجود نداشته است و اکثر احکام عقل نظری با سیره عقلا در میان آنها امیخته به یکدیگر است .
اما به هر حال انچه میشود پذیرفت این است که تفسیر کوششی است بشری برای فهم
متون قدسی مطابق قواعد زبان شناختی و عقلایی تا انجا که تا حد ممکن به قصد
و مراد خداوند بتوان نزدیک شد
یعنی در نگاه من تفسیر به غایت ان تعریف می شود نه به اسباب و زمینه ها و روشها
هدف تفسیر فهم کلام خداوند است و در هر جایی شاید اسباب و وسیله ای خاص و روشی خاص به کار
بیاید . مثلا در فهم آیاتی مربوط به طبیعت شناسی فرض بفرمایید
مثلا ایه :
والشمس تجری الی مستقر لها
چه نیازی به علم فقه و اصول دین و مانند است .
چه بسا پس از علوم ادبی برای فهم بهتر این ایه نیازی به علوم طبیعی مثلا کیهان شناسی باشد .
یا در باره لقاح گیاهان علوم زیستی و گیاه شناسی بیشتر از علم کلام به کار اید
و البته در برخی از آیات دقتهای ادبی و تاریخ ادب و رجوع به سیر و سنت پیامبر
اصالت و اهمیت بیشتری داشته باشد مانند آیات مربوط به شکل و صورت وضو
فاغسلوا و جوهکم و ایدیکم الی مرافق
بشویید صورتها و دستانتان را بسوی آرنجها
خب در آیه فوق معنی کلمه الی ( بسوی ارنجها / از ارنجها / همراه با تمام آرنجها )
شاید قواعد ادبی و رجوع به سیره و سنت پیامبر از طریق بررسیهای دقیق تاریخی
بهترین روش تفسیری باشد
بنا براین به زعم من با اطلاعات بسیار اندکی که دارم نمی توان یک روش و یا یک سلسله علوم معین را
به شکل خشک و فیکس به عنوان اجزای تفسیر یسته بندی کرد.
خلاصه آنکه تفسیر کوششی است بشری برای فهم دقیقتر و عمیقتر کتاب خدا با رعایت قواعد زبانی و
منطقی و عند الزوم استفاده از علوم دیگر .
در معنای فوق که معنای عامی است تاویل و تعبیر هم می گنجد که به نظر من آن دو نیز از اشکال و فروع
تفسیر هستند .
ب ) تاویل :
واژه تاویل نیز در قران کریم بارها به کار رفته است و از ماده اول ( نخستین )
و از باب تفعیل است .
و مراد از تاویل باز گشتن از معنای اول است یعنی در جاییکه قواعد زبانی و منطقی ایجاب می کند ما از
معنای نخستین و اصلی و حقیقی یک کلمه عدول کرده و معنای ثانوی و پنهانی و چه بسا معانی رمزی
آن را مد نظر قرار دهیم . مثلا
در آیه :
ید الله فوق ایدهم
بنا بر سایر آیات قران و اصول عقلی خداوند جسم نیست و اندامهای بدنی از جمله دست ندارد پس
معنای مجازی این واژه مراد است که در عرف فرهنگ عرب
و شاید بسیاری از زبانها . . . معنای مجازی ید ( دست ) قدرت است
پس در اینجا تاویل یک روش منطقی برای تفسیر و معنا کردن کلمه ید شده است .
تاویل کردن نیز باید تابع قواعد ادبی و منطقی و فلسفه زبان باشد در غیر این صورت
مراد خداوند در ابهامات بیشتر فرو میرود و این رخدادی است که فراوان اتفاق افتاده است .
در قران کریم 17 مرتبه این واژه به همین شکل به کار رفته است و البته در هرجایی
به یک معنای خاص به کار رفته است .
هفت مرتبه در معنای تعبیر رویا به کار رفته چرا که در تعبیر هم ما از نماد ها و سمبلها بازگشته و به
معانی پنهانی و ثانویه و چه بسا دورتر رجوع می کنیم .
در سوره یوسف چندین مرتبه تاویل به همین معنا به کار رفته است .
و کذالک یجتبیک ربک و یعلمک من تاویل الاحادیث ........ * 6
و چنین بود که برگزید تو را پروردگارت و و از علم تعبیر رویا به تو اموخت ....
................................. و ما نحن بتاویل الاحلم بعالمین * 44 یوسف
و همچنین هنگامیکه در آخرین سفر برادران یوسف و یعقوب در میابند که با یوسف
مواجه شده اند و همه در برابر او کرنش می کنند یوسف به پدرش می گوید :
............ و قال یا ابت هذا تاویل رویایی من قبل و قد جعلها ربی حقا ....* 100
از دیگر معانی تاویل که در قران کریم به کار رفته است معنای سرانجام و عاقبت
یک امر است و همچنین کشف رموز پنهانی یک عمل است که معنای ظاهری ان
عمل چه بسا ناصواب و نادرست است اما معانی باطنی آن غیر از ظاهر عمل است
چنانکه در داستان مواجهه و همراهی حضرت موسی با عبد صالح خداوند که
معمولا آن را حضرت خضر تلقی می کنند در انجا که پس از سومین اعتراض موسی
ان عبد صالح خدا لب به سخت باز کرده و می گوید :
..... ذالک تاویل ما لم تسطع علیه صبرا * 82 کهف
اینچنین است تاویل ( معنی و انگیزه و قصد من ) کارهایی که تو نتوانستی در آنها
صبر کنی .
اما از همه اینها مهمتر آیه ای در سوره آل عمران قران کریم وجود دارد که
به نظر من اهمیت راهبردی در قران شناسی دارد . موضوع این آیه خود قران
است . خداوند در این آیه ارکان اصلی و فروع کتاب خود را به طور فشرده
توضیح می دهد :
هو الذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات . هن ام الکتاب و اخر
متشابهات . فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفنته
و ابتغاء تاویله . و ما یعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم یقولون
امنا به . کل من عند ربنا و ما یذکر الا اولوا الاباب * 7 آل عمران
در این آیه مضامین مربط با هم زیادی طرح شده است از آن جمله است :
-انزال کتاب
- تقسیم آیات به محکمات و متشابهات
- موصوف شدن بخش محکمات به ام الکتاب ( زایندگی کتاب )
- رجوع اهل مرض و فتنه به متشابهات به قصد تاویل نادرست آنها
- کسی جز خدا به تاویل معنای متشابهات عالم نیست
- شاید راسخون در علم هم عطف به اطلاع از علم به تاویل باشند .
- اساسا وجود گروهی از مومنان به وصف راسخون در علم
- ایمان به محتوی و مضون ایات متشابه و تمام انچه از سوی خدا نازل شده
- و آگاهی و یاد آوری خردمندان به این مضامین و موضوعات
- و امکان تاویل آیات متشابه و تقسیم ضمنی تاویل به تاویل درست و نادرست
این آیه یکی از پارادیمهای درون متنی تفسیر قران کریم است به هیچ رو نمی توان
محتوای آنرا نادیده انگاشت و به طور سحطی و سر سری از ان عبور کرد
و هر کدام از سر فصلهای آن تحقیقی مستقل است .
به هر حال در این آیه تاویل در معنای دقیق آن به کار رفته که همانا باز گرداندن
معنای ظاهری و اولیه یک لفظ یا آیه به معانی ثانویه . مجازی . باطنی آن است
که البته با کلی تحذیر و تنبیه و هشدار طرح میشود
و اما در تاریخ اسلام و جریانها و مکاتب تفسیری جریانهایی بوجود امد که
تاویل را بر تفسیر مقدم داشته و تقریبا اکثر معانی واضح و روشن آیات و حتی
بخش اعظم محکمات را نادیده گرفته و تاویلهای شخصی . فرقه ای و سلیقه ای
خود را بر نص تحمیل کردند .
شاید تفاسیر عرفانی علی رغم زیبایی . جذابیت و غور در بواطن قران بیش از
دیگر مکاتب تفسیری به دام تاویل های نا روا فرو افتاده باشند .
مناقشات فرقه ای و مذهبی نیز انگیزه ای نیرومند بوده است برای تاویل آیات
خداوند به گونه ای که با معتقدات و مبانی مذهبی آنها سازگار افتاده و حقانیت
فرقه خود را با تاویل از کتاب خدا استخراج کنند .
اما به هر حال در بسیاری از آیات باب تاویل های منطقی و درست باز است .
مانند :
در کمینگاه بودن خداوند
بسته بودن دست خداوند از زبان یهود
باز بودن دو دست خداوند از زبان خود خدا
راه رفتن خداوند در روز جزاء در برابر صف فرشتگان
خندیدن خداوند
آسان بودن خلق دوباره مردگان برای خداوند نسبت به خلق اولین مرتبه
بالاتر بودن دست خداوند
نشستن و استیلای خداوند بر عرش
استوار بودن پایه های عرش او بر آب و . . . . .
موارد دیگری که ظاهر آنها با جسمانی بودن خداوند سازگار است و از انجا
که وفق صریح آیات محکمات خداوند جسم و جسمانی نیست و وفق اصول و ادله
برهانی و عقلی که خداوند را مجرده ازجسم و مادیت معرفی می کند
این آیات به معانی غیر ظاهر حمل ( تاویل ) می شوند .
ج ) تعبیر
از ماده عبر و عبور به معنای گذشتن و سپری کردن است
عابر کسی است که از مسیری عبور می کند . اما اسم فاعل تعبیر معبر است
و در این معنا مراد کسی است که از نمادها و سمبل ها عبور کرده و معانی آنها را
در میابد
به عنوان مثال کسی که قوانین و علایم راهنمایی و رانندگی را نیاموخته باشد
شاید معنای نهفته در علامت ورود ممنوع . توقف ممنوع . دور زدن ممنوع
عبور یک طرف . عبور دو طرفه مجاز و .. .. .. را نفهمد
اما کسی که این قوانین و علایم را آموخته است از شکل و صورت و نماد آنها
عبور کرده و معانی نهفته در آنها را در میابد به کار اصطلاحا تعبیر گفته می شود
تعبیر به این معنا هم یکی از فنون فرعی تفسیر است
چناکه گاهی به تعبیر رویا . تفسیر رویا نیز گفته می شود.
در رویا نیز ما حوادثی را به شکل نمادین و سمبولیک می بینیم لذا در اغلب
موارد معانی ظاهری نمادهای رویا قابل فهم نیست و لازم است بر اساس قواعد
روانشناسی و انسانشناسی از نمادها عبور کرده و معانی نهفته در انها را دریابیم
چنانکه حضرت یوسف در خواب فرعون گاوهای چاق را نماد سالهای پر محصول
و گاوهای لاغر را نماد سالهای خشکسالی گرفت و به درستی رویای فرعون را
تعبیر کرد .
این معنا از تعبیر دقیقا معادل تاویل الاحادیث است که به ان اشاره کردم
معنای دیگر تعبیر به عبارت در آوردن یک معنی سخت و دیر یاب است
تقریبا مانند مثل زدن است که در قران و همچنین انجیل میتوان نمونه هایی
فراوان پیدا کرد .
در مثل ها یک مفهوم کلی در یک حادثه جزئی و محسوس و نزدیک به ذهن
جمله بندی و بیان میشود که میتوان گفت روح حقیقتی به شکل عباراتی
قابل فهم تعبیر و تمثیل شده است .
مانند موضوع انفاق و ایثار و ایمان به برکت الهی و فزون خواهی خساست
که عاقبت هر دو منش در داستان دو باغ دار قران کریم ذکر شده است
یا چهار پایی که حامل کتابهایی است که خود هیچ از ان نمی فهمد و بهره ای
جز رنج حمالی نمی برد
این موارد نمونه هایی از تعبیر است که به معنای ارسال مثل نزدیک است
و هنگام معنا کردن و فهم متون بویژه متون دینی و کتاب خداوند باید
روح و جان آنها را مد نظر داشت تا بردیگر زمانها و مکانها نیز انطباق
داشته باشد .
به اختصار و صرف نظر از شاخه ها و زمینه های مرتبط بحث
برداشت خودم را از سه اصطلاح تفسیر و تاویل و تعبیر ( حتی المقدور)
با مراجعه به منابع که ذکر برخی از انها از قلم افتاد را ارایه نمودم
و فکر می کنم برای ترجمه و فهم ظاهر آیات قران باید به نکات هم توجه نمود
و آرزو می کنم که خداوند
انس با کتاب خود
اشتیاق به فهم کتاب خود
و توان و توشه فهم کتاب خود
و توفیق عمل به کتاب خود را
ارزانی ما فرماید .
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن