چشمه شرقی اشراق نگاه

نور می ریزد به درون

به همان خانه ی بیرنگِ شهود

در پس ِ پرده ، تنم

فارغ از رخوتِ یک خوابِ سپید

شوق دارد که برقصد با نور

و بگیرد در دست

سایه ی دست تو را

که به رنگ ملکوت

دلِ بیرنگ مرا رنگ  زدی .........

و در اعماق ِ وجودِ منِ ِ تاریک سرشت

چشمه شرقی اشراقِ نگاهت پیداست

 

 

مصر و انقلاب دوم - نوید بخش رهایی سوریه

گامهای محکم و بلند رییس جمهور مرسی به سوی یک نظام مدنی و مردم سالار در مصر ، باعث شور و نشاط و امید مردم مصر گردید و حتی رقبا و مخالفان مرسی ، زبان به تحسین و تایید او گشودند

مرسی بالاخره موفق شد در اولین ماه تصدی پست ریاست جمهوری مقامات عالی رتبه شورای نظامی مصر که از زمان حسنی مبارک همچنان زمام امور مصر را در دست داشتند بر کنار کند .

اقدامی که به نظر نمی امد به شکل آرام و مدنی و بدون هزینه های اجتماعی  - سیاسی ، شدنی باشد . اما در کمال شگفتی و ناباوری تحلیلگران داخلی و خارجی  این اتفاق مهم به وقوع پیوست  . اتفاقی که مردم انقلابی مصر ان را انقلاب دوم می خوانند و به واسطه ان در خیابانهای قاهره  ومیدان التحریر و دیگر شهر ها به جشن و شادمانی پرداختند   تا انجا که روزنامه الاهرام الیومی در بخش مشاهدات سیاسی خود مینویسد این اقدام شجاعانه تایید و تحسین رهبران احزاب بزرگ مصر  را به دنبال داشته است

مسيرات حاشدة للإسلاميين بالمحافظات تأييدا للتغيير
قادت أحزاب الحرية والعدالة والنور والبناء والتنمية وحركة‏6‏ ابريل وعدد من القوي والحركات السياسية مسيرات حاشدة في مختلف المحافظات تأييدا لقرارات الرئيس محمد مرسي رئيس الجمهورية الخاصة بإلغاء الإعلان الدستوري المكمل.  ( الاهرام الیومی )

مسيرات حاشدة للإسلاميين بالمحافظات تأييدا للتغيير

سوال مهمی که در این جا طرح میشود این است که آیا مرسی این کار را فقط به اتکائ مردمی که به او رای داده اند و حاضرند پای ثمردهی انقلاب خود بایستند و بر اساس تصمیم و شجاعت شخصی خود انجام داد ؟ 

 و یا اینکه قدرتهای بزرگ جهانی نیز  از قبل برای انجام این کاربزرگ به او چراغ سبز نشان داده اند ؟

 البته حمایت و حضور و جانفشانی مردم مصر ، قدرت و شجاعتی قابل وصف به رییس جمهور مرسی داد ه است اما شاید راز و رمز دیگر نیز در کار باشد . از قرائن میتوان حدس زد دیدار چندی پیش مرسی با خانم هیلاری کلیتون وزیر امور خارجه امریکا و دیگر مقامات امریکایی و ناتو و جلب  موافقت انان برای واگذاری کامل قدرت به رییس جمهور و مردم مصر ، تسهیل کننده این اتفاق بوده است و این مهم حکایت از آن دارد که نقشه قدرتهای بزرگ در منطقه و خاورمیانه آینده از مسیر ساختارهای میلیتاریستی نمی گذرد . به نظر میرسد تغییر مبنی بر خیزشهای مدنی و در چهار چوب ظواهر مردم سالارانه ، راهبرد جدید امنیتی برای آینده منطقه باشد و این یک چرخش بزرگ در استراتژی امریکا و همپیمانان آمریکاست . که شاید تنها بخش کوچکی از سیاست تغییری باشد که باراک اوباما در شعارهای انتخاباتی خود مرتبا تکرار می کرد !!

مصر در میان جهان عرب به لحاظ تاریخی و فرهنگی اهمیتی فراوان دارد و به نوعی الگویی پیشرو محسوب میشده است و از نظر موقعیت ژئوپولوتیکی نیز میانه سه قاره آسیا و افریقا و اروپا قرار گرفته است و به نحوی کلید محوری منطقه محسوب میشود . ( تسلط بر اب راه سوئز و همسایگی با اسراییل  ) با این فرض میتوان حدس زد که با این کار یک پیام روشن و آشکار به دیگر رهبران سنتی و قدرتمند منطقه و جهان عرب داده شده است و ان اینکه تغییرات با قدرت و جدیت ادامه دارد و هیچ راهی برای برگشت به گذشته و نظامهای کاریزماتیک و سنتی و میلیتارستی نیست . جهان عرب باید بداند که تنها در تفویض قدرت به مردم و رعایت روشهای مدنی و مردم سالارانه میتواند به حیات خود ادامه دهد و از اهنگ تغییرات جهانی بهرمند شود . رهبرانی که این ضرورت را در نیابند به سرنوشت حسنی مبارک - علی عبدالله صالح - زین العابدین بن علی - معمر قذافی دچار خواهند و حتی اگر بخواهند با توسل به ارتشهای مجهز و نیرومند خود ، باز مانده نظام سنتی خود را حفظ کنند در بهترین شرایط ، وضعیت طنطاوی و شورای نظامی مصر را خواهند داشت که انها نیز دوره انتقالی کوتاهی داشتند .

اکنون آقای بشار اسد که نیمه امیدی به شورای نظامی مصر داشت تا نگذارد قدرت به دست مردم مصر بیافتد بیش از همه پشت خود را خالی خواهد دید . او باید بفهمد که جریان توفنده تغییرات برگشت ناپذیر است . نه تنها ملت بی پشت و پناه سوریه ، دست از مقاومت و تلاش بر ای رهایی بر نمیدارد بلکه نظامات جدید جهانی وطرح خاورمیانه جدید نیز ، سوت پایان را برای بشار اسد و حزب بعث  او به صدا در اورده است .........

در این میان کف زدنها و تشویق کردنهای روسیه و چین و دلداری های مقامات ایران هم جز طولانی کردن و خونین کردن این بازی به پایان رسیده حاصلی نخواهد داشت . امید انکه بشار اسد در سوریه و دیگر خودکامگان جهان عرب و منطقه از این رخداد درس گرفته و هر چه زودتر تسلیم اراده ملتهای خود شوند .

زلزله و رسانه م ی ل ی ( تا یار که را خواهد و میلش به که باشد )

 

 

یکی از شگفتی های رسانه میلی در سرزمین ما تمایلات کاملا میلی این رسانه است در این رسانه آنچه که اهمیت دارد تمایلات از ما بهتران است در این رسانه فکت ها و رخدادها واقعی سوژه اصلی خبر رسانی و اطلاع رسانی نیستند بلکه آنچه شایسته توجه و پرداختن و ابلاغ و پخش و بیان است ، تاثیر آن مساله در تقویت بنیانهای فکری - احساسی همان از ما بهترانی است که سایر مردم را غریبه و نا محرم بلکه رعایای خود می پندارند . در این رسانه قبل از بیان خبر باید کلی  سبک سنگین کرد تا وزن خبر را اندازه گیری کرد و معلوم کرد که اصلا پخش چنین خبری با آرامش ملک و مملکت چه نسبتی دارد و یا اساسا هاضمه مخاطبان چه واکنشی به این خبر خواهد داشت . به جای نشان دادن حقایق داخلی بهتر است از شکسته شدن انگشت یک دانشجوی انگلیسی در خلال تظاهرات اعتراضی به عنوان نقض حقوق بشر در غرب چندین رپرتاژ خوش آب رنگ درست کرد و یا به فکرمستضعفان جنش وال استریت بود که نکند شب در خیابانهای منهتن نیویورک سرما بخورند و ...........  یعنی همان چیزی که به زبان این رسانه ارزشها و اولویتها نامیده میشود . بنا براین در این رسانه از رسالت حرفه ای اطلاع رسانی خبری نیست نمونه حی و حاضر آن زلزله ای است که در دو شب پیش در استان آذربایجان شرقی  رخ داده و تا کنون بیش از ۲۷۰ نفر از هموطنان عزیز ما را به کام مرگ کشانده و بیش سه هزار مجروح به جا گذاشته است این الگو نه تنها در رسانه میلی تکرار میشود بلکه توسط دیگر رسانه های مکتوب مانند روزنامه ها بویژه روزنامه هایی که تریبون رسمی حاکمیت محسوب میشوند با کمال دقت مراعات میشود .  آنها نیز برایشان مهم نیست که در همین کشور یک فاجعه بزرگ طبیعی رخ داده است و تعداد قابل توجهی از هموطنان در سخت ترین شرایط زندگی ، سوگوار از دست رفتن عزیزانشان هستند و از سوی دیگر هراسناک پس لرزه هایی که باعث شده مردم چند شهر بزرگ شمال غربی کشور شب ها را در پارک ها و محیط های باز بیتوته کنند ........ به این میگویند یک رسانه حرفه ای میلی که به طور پرفکت و پرفشنال به پوشش خبری تمایلات کسانی می پردازد که منویاتشان از همه واقعیتها مهمتر و اساسی تر است . به هر حال ساختار این رسانه چنان مستحکم است که با هیچ زلزله ای انجماد دلبخواهانه اش متزلزل نمیشود . انچه در این رسانه مهم است  میل یار است ( تا یار که را خواهد میلش به که باشد ؟ )

اکنون در غیاب حضور رسانه میلی باید توجه داشت که بخش عمده ای از مردم زلزله زده کشور ما به آب اشامیدنی ،  خون ، وسایل امداد و نجات ، چادر برای اسکان موقت ، پتو ، غذا ، دارو ، وسایل حمل و نقل هوایی مانند بالگرد . وسایل گرمایشی . رسیدگی ها و حمایت های اجتماعی و ........... نیازمند هستند . وال استریت و یونان  و میانمار و .... طلبتان ، بیش از ۵۰۰ روستای زلزله اهر و  اردبیل را دریابید ......

 

قدر در قدر

 

خبرگزاری فارس: دانشجويان بخش سلامت بايد توجه بيشتري به معنويت داشته باشند  

 

شب قدرست و طی شد نامه هجر

سلام فيه حتی مطلع الفجر

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که درين ره نباشد کار بی اجر

من از رندی نخواهم کرد توبه

ولو اذيتنی بالهجر و الحجر

دلم رفت و نديدم روی دلدار

فغان از اين تطاول آه از اين زجر

بر ای ای صبح روشن دل خدا را

که بس تاريک می بينم شب هجر

وفا خواهی جفاکش باش حافظ

فان الربح و الخسران فی التجر

 

روشنفکری و پارانویا

به دلیلی داشتم در فضای وب در باره پارانویا جستجوی میکردم و در خلال انبوهی از مقالات و نوشته ها به متنی در ویکی پدیا در مورد پارانویید برخوردم که شامل مباحثی تامل برانگیز بود . سخنانی از این دست را از استاد مسلم روانشناسی مرحوم دکتر پریرخ دادستان ( چهره ماندگار علمی ایران معاصر ) هم شنیده بودم ، سالها پیش در خلال یک گفتگوی دوستانه و موشکافانه از سر مهر و نیک خواهی به من گفت : روشنفکران و مصلحان اجتماعی بیش از دیگران مستعد ابتلا به هذیان عظمت و اختلالات پارانوئیدی هستند . که این سخن بر من گران و سخت آمد مقاله ویکی پدیا که مستند به ریفرنسهای خرد و کلان متعددی بود نشانگان پارانوئید را در میان برجستگان جهان ، مثلا رهبران بزرگ سیاسی ، دیکتاتورها و خودکامگان ، دانشمندان و مخترعان بزرگ ، هنرمندان و نویسندگان مشهور و نهایتا روشنفکران ......... جستجو کرده است . نگاه این مقاله به روشنفکران شایسته تامل و تفکر بود و با نگاه کمال گرایانه مرسوم فاصله فراوانی دارد که خواندن و اندیشیدن در مفاد آن خالی از لطف نیست ..... به بخشی از این مقاله نگاه کنید :

روشنفکر بسته به متدولوژی که دارد اغلب رگه یی از پارانویا جزء جدایی ناپذیر شخصیت و اندیشه او است چرا که او ارزشی بیش از حد برای خود قائل است، اعتقادات دیگران را به چالش می‌برد، گاهی مواقع قضاوتی خشک و یکجانبه دارد، به طرزی دیوانه وار از یک موضوع دفاع می‌کند یا به رد دیگری می‌پردازد و علاقه مند به تحلیل و تفسیر است. بیش از افراد عادی از حساسیت، زودرنجی، شکاکی، بدبینی و یک دندگی بهره مند است و چه بسا همین ویژگی‌ها و حالت‌های متفاوت است که موجب شکل گیری اندیشه‌های عمیق در او می‌شود.

بدین ترتیب شخصیت روشنفکر تا حدی به انقباض می‌گراید. چانه زن و اهل بگومگو می‌شود، وضع موجود را بهتر از آنچه هست، می‌خواهد، خود را یگانه و منحصر به فرد می‌داند، در برابر دنیای بیرون حالت دفاع به خود می‌گیرد و گاهی دوستان نزدیک خود را نیز در شمار دشمنان سرسخت قلمداد می‌کند.

روشنفکر بلندپرواز و خودبزرگ بین است. از این رو همواره یک گرایش ناهشیار به اصلاح گرایی و ایجاد رفرم دارد، ادعای عظمت و جاودانگی می‌کند، خود را دانای کل می‌داند که باید معلم اخلاق دیگران باشد، همیشه به دنبال نقص زدایی از کار دیگران است در حالی که نقایص خود از نظرش دور می‌ماند و خود را صاحب رسالت و ماموریت برای تحول و دگرگونی وضع موجود و نجات بشریت از چالش‌ها می‌داند.

خلاصه اینکه چون روشنفکر به طور فطری موجودی معترض است، اعتراض پایان ناپذیر او سبب می‌شود مدام در معرض بی مهری و تهدید باشد و به ویژه مورد هجوم و آزار حاکمان و صاحبان قدرت، ثروت و دانش قرار بگیرد. از این رو روشنفکر یا از حکومت وحشت دارد و از چوبه دار می‌هراسد یا از هم طبقه‌هایش و از اینکه در صدد تخریب و حذف او برآیند و از گردونه رقابت بیرونش کنند. شریعتی در سال‌های آخر عمر نوشت: «مرگ هر لحظه در کمین است. توطئه‌ها در میانم گرفته‌اند. من با مرگ زندگی کرد ه‌ام، با توطئه خو کرده‌ام... آنچه نگرانم کرده‌است ناتمام مردن نیست... ترسم از نفله شدن است...» و جلال آل احمد از «یک چاه و دوچاله» یی که احساس می‌کرد دوستان و رقبایش برای سقوط او کنده‌اند کتاب نوشت.

گاهی پارانویای روشنفکر فلسفی است. روشنفکر گمان آن دارد که توسط نیروهای نامرئی و ماوراء طبیعی معدوم شود و در قبضه انهدام خدایان قهار محو شود یا به سان «پرومته» در زنجیر خدایان گرفتار شده یا همچون سیزیف، به انجام کار بیهوده و بی امید گماشته شود.

فیل و خیال

Safe landing

نقاشی : آماندا کاس

وقتی پای خیال در کار باشد

فیل هوا کردن هم

کاری ساده خواهد شد

اما بگو ببینم

خیال از دوست داشتن نیرو می گیرد ؟

یا دوست داشتن از خیال جان می گیرد ؟ ؟ ؟

 

شکرانه ..........

 

بیا نگاه کن به قلب من

ببین که بعد آن دعای تو

و بارش واژهای رحمت از لبان تو

و حس خوب ناب همدلی

چگونه آن کویر داغ نا امید

پر از بهار و لاله و طراوت است

ببین که آن شکسته جام شیشه ای

چگونه معبری گشوده تا رضایت است

بیا در این نگاه آینه گون

بهشت روی آسمانیت نظاره کن .............

 

 

دست نقاش خدا

 

به تماشا سوگند

و به این منظره ی خفته به رنگ

آیه ای در راه است

که اگر خوب در آن سیر کنی

و به پایان برسی

در همان رنگ فرو رفته به وهم

دست پر مهر خدایم پیداست

تا بشوید از چشم

تا بشوید از روح

غم و اندوه هبوط دل هر بیدل را

شاد باید بود

که خدا بیدار است

 

بحران سوریه - آوردگاه یگ جنگ جهانی کوچک

 

بشار اسد : ما در شرایط جنگ هستیم

تقریبا دو دهه پیش بود  ( ۱۹۹۳ )که ساموئل هانتینگتون متخصص علوم سیاسی و آینده پژوه بین المللی در مقاله ای مختصر با طرح نظریه برخورد تمدنها ، به نظریه خوش بینانه آخر الزمانی فرانسیس فوکویاما ( پایان تاریخ ) پاسخی تلخ و هراس انگیز داد و همانجور که هانتینگتون  در کتاب بعدی اش برخورد تمدنها و تغییر جهان پیش بینی کرده بود جنگی بزرگ از کناره های شرقی مدیترانه ، جهان را با دوبخش تقسیم خواهد کرد . به گمان هانتینگتون تمدن غربی با چالشی بزرگ و هراس انگیز روبرو خواهد شد . به این شکل که کشورهای روسیه ، چین و ایران و بسیاری از دیگر ملت های اسلامی که دارای پتانسیل بنیاد گرایی اسلامی هستند در یک جبهه تمدنی نسبتا متحد ، تمامیت تمدن غربی و سیطره نظامی اقتصادی سیاسی فرهنگی آن را به چالش خواهند کشید بگونه ای که تمدن غربی ناگریز خواهد شد با تمامی توان و ظرفیت خویش در برابر این هجمه عظیم به مقابله برخیزد . شاید فرجام این نبرد نابودی کامل تمدن غربی و یا پایان تمام جهان باشد . وی در کتاب خود به نا آرامی هایی در خاورمیانه ، شمال افریقا و منطقه خلیج فارس اشاره میکند و همه این نا آرامی ها را مقدمه رویارویی بزرگ نهایی میداند که با نشانگانی که او اشاره میکند میتواند از سرزمین سوریه اغاز شود  . نقطه ای به تعبیر هانتینگتون یک گسل عمیق تمدنی میان جهان شرق و غرب است و با پیش لرزه های سیاسی نظامی هزاره سوم به زلزله ای بزرگ و جهان خراب کن مبدل میشود .

بحران سیاسی سوریه شاید بغرنج ترین بخش سلسله تحولاتی باشد که در یکی دو سال گذشته از تونس آغاز گشته و همچون موج مکزیکی به کشورهای شرقی تر سرایت کرد و در یمن و بحرین به چالشی فرساینده تبدیل شد و اکنون حاد ترین و خونین ترین حلقه این سلسه در سوریه خود نمایی میکند .

سوریه امروز تنها آوردگاه نیروهای انقلابی که خواستار سرنگونی حکومت خود کامه خاندان اسد به همراه حزب بعث و ارتش بی رحم آن  هستند نمی باشد ، بلکه سوریه امروز میدان زور آزمایی قطب های جدید قدرت های سلطه جوی جهانی است . از یک سو روسیه ی تازه از خواب برخاسته است که در صدد تعبیر رویای امپراطوری از دست رفته دوران ماقبل کمونیسم است و در کنار آن چین است که دوست دارد به پشتوانه نرخ رشد اقتصادی بالای ۷ درصد و تصرف بازارها و از میدان بدر کردن رقبای قدرتمند اقتصادی خود ، در عرصه های سیاسی جهان عرض اندام کرده و جایگاه خود را به عنوان یک قطب جدید سیاسی - نظامی در جهان اینده تثبیت کند .  از سوی دیگر آرزوهای مهندسی شده بلوک غرب به رهبری امریکا است که در صدد است نقشه خاورمیانه جدید را با همه الزامات و اقتضائاتش و البته به اتکای خیزش داخلی ملتها به پیش ببرد و صورت و سیرت خاورمیانه را همپای تغییرات جامعه شناسانه منطقه دگرگون ساخته و چهره ای مدنی ، دگر پذیر و دموکراتیک به منطقه ببخشد .

و در میان این هیاهوی بزرگ ، ایران قرار گرفته است که عمیقا تمایل دارد ضمن حفظ جای پای خود در سوریه در خلال همراهی و همکاری با قدرتهایی مانند روسیه و چین به تضعیف حد اکثری منافع غرب و  تضعیف سیطره آن در منطقه ، بپردازد . و از این رهگذر به عنوان یک قطب جدید قدرت که در حال بسط نفوذ و تسلط خود در جهان امروز است معرفی شود  و سرنگونی نظام جهانی سلطه به سرکردگی امریکا را در گوش جهان تکرار کند .

و  این همه  ، موجب وخیمتر شدن  و بغرنج تر شدن اوضاع سوریه است . بنا براین حرکت انقلابی و آزادی خواهانه و اسلام خواهانه اکثریت مردم سوریه به سرعت توسط دیگر مدعیان سیطره ی جهانی ، درحال بلوکه شدن است . صف ارایی قدرتها در سوریه شگفت انگیز و پیچیده است . کشورهایی مانند ترکیه ، عربستان سعودی ، قطر ، انگلیس ، فرانسه ، امریکا و به طور کلی همپیمانان ناتو به طور مستقیم و غیر مستقیم به انقلابیون مسلح کمک می رسانند . در کنار این همه شورای همکاری خلیج ( فارس ) و اتحادیه عرب خواهان کناره گیری بشار اسد از قدرتند . همچنین نیروهای انقلابی از تونس و لیبی و مصر و لبنان و اردن و .... در تلاش هستند تا خود را به انقلابیون سوری رسانده و به انها مدد رسانند  . اما در طرف مقابل ایران و روسیه به طور اشکار از حکومت بشار اسد به شکلی تمام عیار دفاع میکنند . و از همه عجیب تر  ، موضع دولت رژیم اشغال گر قدس اسراییل است که به شدت از نارامی در سوریه نگران است چرا که احتمال میدهد سوریه بعد از اسد تحت تاثیر اخوان المسلمین و دیگر نیروهای اسلامی انقلابی زمینه نارامی مرز جولان و حملات توفنده به منافع اسراییل در منطقه را فراهم اورد . جالب توجه است که در طول ۳۰ سال گذشته ( از زمان اتش بس در بلندیهای جولان ) تا کنون یک تیر از سوی سوریه به سمت اسراییل شلیک نشده است .  سوریه پس از اسد هیچ معلوم نیست که به این وضع باقی بماند .

با کمی درنگ و تامل و ژرف نگری میتوان فهمید یک جنگ جهانی کوچک در سوریه آغاز شده است . جنگی که میتواند برای همه طرف های درگیر حیاتی و حیثیتی باشد . هیچ کدام از طرفین جنگ نمیتواند کوتاه بیایند . بشار اسد و حزب بعث سوریه اکنون چاره ای جز جنگ تا اخرین مرحله ندارد و انقلابیون نیز نمیتوانند اسلحه را زمین بگذارند و قدرتهای خارجی درگیر در سوریه نیز به هیچ وجه نمیتوانند این کشمکش را به حال خود رها کنند و این همه نشان از یک تراژدی بزرگ در این منطقه و نهایتا کل خاورمیانه میدهد .

 

 در چنین شرایطی ارتش سوریه میتواند نقشی تعیین کننده و نجات بخش داشته باشد . ارتش میتواند با برکناری اسد ، شرایط بغرنج فعلی را به سوی یک رهیافت متعادل تر هدایت کند و با حفظ ساختارهای باقیمانده نظامی و سیاسی و اجتماعی ، زمینه را برای بازگشت ثبات به این کشور و انتقال قدرت ، به مردم سوریه  را فراهم اورده و بهانه دخالت بیگانگان را به حد اقل برساند . اما باید دید که ایا مستشاران روسی و ایرانی که در سوریه مشغول رصد کردن اوضاع و هدایت سکان ارتش سوریه هستند چنین امکانی را مفتوح میگذارند یا تمام راه های رهایی سوریه از این بحران بزرگ و فاجعه انسانی را می بندند . در ان صورت میتوان با بد بینی و افسوس تمام  احتمال داد که نظریه برخورد تمدنها و پیش بینی اقای هانتینگتون در سوریه به واقعیت پیوسته و منطقه خاورمیانه اوردگاه جنگ سوم جهانی و خونین ترین حادثه تاریخ بشریت باشد  .

اگر سکاندارن سیاست خارجی ایران ، بخواهند به منافع بلند مدت توجه داشته باشند ، باید به روزهایی بیاندیشند که دیگر اسد و حزب بعث بر سریر قدرت نیستند و اگر امروز ، برای آن اینده محتمل ، برنامه ای نداشته باشند . همه چیز را باخته اند . بنا براین عاقلانه تر ان است که به طور یک سویه و چشم بسته از بشار اسد دفاع نکنند و به دنبال رهیافتی باشند که بتوانند همچنان در سوریه پس از اسد به عنوان یک متحد و بازیگر فعال نقش داشته باشند و لازمه این هدف ، برقرای ارتباط سازنده و امید بخش با انقلابیون و متقاعد کردن کناره گیری شحص اسد از قدرت و حفظ ساختار حکومت وی در اینده سوریه است . حکومتی که با انقلابیون از در صلح در اید و به طور جدی به انجام اصلاحات مردم خواسته در سوریه مبادرت ورزد . بی تردید فضای فرهنگی و تاریخی ملت سوریه کماکان میتواند از این کشور سد مجکمی در برابر توسعه طلبی و فزون خواهی رژیم اشغال گر قدس بسازد .

 

ملاحظه :

کشور سوریه دارای ۱۴ استان است و پایتخت این کشور خود نیز یک استان نیز به شمار می‌آید. در استانهای شمال شرقی کردها و در استانهای حاشیه دریای مدیترانه و مرکز علوی ها - شیعیان دوازه امامی و شیعیان اسماعیلی و در استانهای جنوبی  و جنوب شرقی سنی ها و در غرب مسیحیان و دروزیها زندگی میکنند .

جمعیت سوریه حدود ۲۱ ملیون نفر است که ۹۰ درصد آن عرب و بقیه اقلیتهای قومی مانند کرد ها -کلدانی ها - اشوری ها - آرامی ها -  ارمنی ها - چرکس ها - ترکمن ها و ترکها هستند . مهمترین اقلیت قومی سوریه کردها هستند که سالهاست در صدد جدایی از سوریه و اتحاد با کردهای ترکیه و عراق بود و تمایل دارند تا کشور مستقل به نام کردستان بزرگ را تشکیل دهند در صورت ادامه بحران احتمال تجزیه سوریه وجود دارد و برخی  گمانه زنی ها نشان از ان دارد که این کشور حداقل به سه کشور کوچکتر و یا سه ایالت خودمختار فدرالی تجزیه شود که عبارتند از ایالت یا کشور کردستان در شمال و شمال شرق  - کشور علویون در غرب در حاشیه مدیترانه و کشور شام در جنوب با محوریت سنی های عرب

 

تجربه و نیاموختن های مکرر

 

 

 ما از تجربه کردن می‌آموزیم که ،

 انسان هیچگاه از تجربه کردن چیزی نمی‌آموزد .

جورج برنارد شاو

 

گدازه ها

 

 

تلک شقشقه هدرت

چند سال پیش از روزن روحم ، گدازه هایی آتشین بیرون ریخت که نمی خواستم آشکار شود و اکنون نمیدانم چرا  چونان مردگانی که با صور اسرافیل زنده شده باشند از مقبره خویش ییرون جهیده اند و  رازهای سر به مهرشان را بی صدا فریاد میکنند . شاید تنها برای باز خوانی فصل های پیشین دفتر دلم ، بخشهایی از آن گفتار درد آلود ، بی آنکه مخاطبی داشته باشند ، در این پنجره محشور می شوند . و خدای مهربانم را شکر که مرهم گذار زخمهای روح بندگان خویش است

 

ادامه نوشته

تاثیر بی رحمانه رسانه