نقاب
با کمی تامل در تاریخ ۴۰۰ صد ساله ایران میتوان ادعا کرد که در طول این چهار قرن به تدریج
جامعه ایرانی با سه مشکل اساسی درگیر بوده است و با توجه به پیچیده تر شدن مناسبات
جهانی این سه مشکل در یک صد ساله اخیر حادتر و وخیم تر شده است
این سه مشکل عبارتند از :
۱- استبداد داخلی
۲- استعمار خارجی
۳ - عقب ماندگی تاریخی
بی شک روح استبداد آسیایی در فرهنگ ما نهادینه شده است . اکثر مناسبات ما در حوزه
مسایل فردی - اجتماعی - اقتصادی -فراهنگی و اموزشی و بویژه امور سیاسی با استبدادی
جانکاه عجین بوده و هست . حکمرانان ما به دلیل فضای استبداد پذیر جامعه ایرانی خواه . ناخواه
با روشی مستبدانه رفتار کرده اند ...... برخی به مبالغه گفته اند ژن فرهنگی - اجتماعی ما
استبدادی است . حتی آزادی خواهان و روشنفکران ما در حوزه مسایل شخصی و زندگی
خصوصی خود منشی استبدادی داشته اند و کم پیدا میشوند انسانهای فرهیخته ای که واقعا
در درون خود خوی و منش آزاد و ضد استبدادی داشته باشند
مشکل دوم ما مشکل استعمار خارجی است .... سالهای سال حکمرانانی غیر ایرانی بر ما حکومت
کرده اند . حدود ۲۰۰ سال پس از حمله اسکندر به ایرانیان . دست نشانده های یونانیاان با نام
سلوکیان بر ایران حکومت کردند .
در قرون وسطی نیز خلفای عرب اموی یا عباسی به طور مستقیم و غیر مستقیم به شکلی
ستمگرانه و مستبدانه سرزمینهای ایرانی را مورد سوء استفاده قرار داده اند و کمی بعد از آنها نوبت
به مغولان میرسد که در این مختصر مجال بررسی جنایات و فجایع آنها نیست
در عهد صفویه به تدریج پای بیگانگان اروپایی نیز به کشور ما باز میشود و تقریبا از ابتدای قاجار
ما به طور مستقیم تحت نفوذ دولتهای انگلیس و روس و فرانسه قرار می گیریم و در این دوران
متاسفانه استبداد داخلی با استعمار خارجی مانند دو تیغه یک قیچی کمر ملت ایران را قطع می کنند
و ضمن به تاراج بردن منایع طبیعی . بخشی های از سرزمین ما را جدا می کنند و در امور داخلی
ایران به طور مداوم مداخله می نمایند و حاصل این پیوند شوم استبداد داخلی و استعمار خارجی
عقب ماندگی مزمن ایران اسلامی میشود و علی رغم استعداد فراوان این کشور برای رشد
و تعالی و پیشرفت همه جانبه ما در میان ملت های راقیه دنیا مرتب درجا میزنیم
شاید عقب ماندگی تاریخی ایران نیز محصول طبیعی استبداد و استعمار باشد
به هر حال شعار های تاریخی ملت ما همه در راستای نفی این مشکلات بزرگ بوده است
آزادی در برابر استبداد
استقلال در برابر استعمار
توسعه و پیشرفت در برابر عقب ماندگی
و البته این درخواست ها انگیزه های اصلی نهضت های انقلابی صد ساله اخیر ایران
را تشکیل میداده است که در انقلاب اسلامی بهمن ۵۷ این مطالبات تاریخی به شکل روشن
و منسجم در کنار هم قرار گرفت و مردم ایران امید فراوانی یافتند که به رهبری امام خمینی ره
و در قالب نظام سیاسی جمهوری اسلامی این آرزوها تحقق یابد و این سه جمله به عنوان شعار
اصلی انقلاب ما صورتبندی شد
استقلال - آزادی - جمهوری اسلامی
اما من میخواهم در باره استبداد نکاتی چند را ضمیمه نمایم و آن این که استبداد یک امر
مادی و فیزیکی نیست که با کنار گذاشتن چند شخص و انحلال چند نهاد سیاسی مانند نظام
سلطنتی به زباله دادن تاریخ سپرده شود .
استبداد روحی است که میتواند در کالبدهای مختلف اجتماعی حلولی مجدد داشته باشد
استبداد ویروسی است که میتواند به راحتی تکثیر شود و حتی به گونه ای جدیدتر و
پنهانتر ارتقا یابد
استبداد فرهنگی است که در ناخودآگاه جمعی یک ملت به زندگی زیر پوستی خود ادامه میدهد
استبداد میتواند مرتبا رنگ عوض کند تا از خود را از دیدگان آزادی خواهان مستور و پوشیده بدارد
ما به لحاظ تاریخی عادت کرده بودیم که استبداد را در قالب و صورت نظام پادشاهی ببینیم
هرجا تاج و تختی بود به راحتی روح استبداد را میدیدیم و باز می شناختیم
هرجا تملق و چاپلوسی و اشرافیت و تکبر در کنار هم قرار می گرفت بوی استبداد را استشمام
می کردیم .
هر جا داغ و درفش و توپ و تانک و حبس و زجر بود . استبداد را شناسایی می کردیم
خفقان و ترس و سانسور و ............... از مظاهر دیگر استبداد و خود کامگی شناخته میشد
و هم اکنون هم اینچنین است
استبداد در مظاهری مانند . سلطنت - تاج و تخت - اشرافیت - چاپلوسی و دست بوسی
سانسور - خفقان - خشونت عریان - قتل عام مخالفان ......... راحتتر شناخته میشود
اما همواره این چنین نیست .
استبداد هم مانند بسیاری از ویروس ها و باکتری ها میتواند خود را استتار کند . میتواند خود را
به رنگ محیط در اورد . میتواند لباس مبدل بپوشد و مردم را برای چند صباحی بفریبد تا انجا که
استبداد میتواند رنگی کاملا مردمی به خود بزند و خود را مدافع محرومان و ستمدیدگان جهان
جا بزند
امروزه در عصر جدید نظامهای سیاسی مبتنی بر پوپولیسم محمل بسیار خوبی برای استبداد
هستند . استبداد فهمیده است که دیگر نمی تواند به شکل عریان بر تخت بنشیند . تاج بر سر
بگذارد . نوکران و چاکران و حاجبان را بر درگاه شاهی بگمارد . جلاد و گزمه و محتسب به کار بگیرد
در برابر چشم مردم داغ و درفش و چوب و فلک راه بیاندازد . با ادبیاتی ملوکانه و آسمانی حرف بزند
لب و دهان امثال فرخی یزدی را در برابر چشم درباریان با نخ و سوزن بدوزد ... خیر این کارها در
عصر جدید خودکشی نظام استبدادی محسوب میشود و در برابر رسانه ای جمعی و وجدان هشیار
بشری رسوا و سرنگون میشود
استبداد در عصر ما بسیار زیرکتر و مکارتر شده است . استبداد روزگار ما شعار آزادی خواهی
هم میدهد . شعار مبارزه با اشرافیت و ویژه خواری هم میدهد . استبداد ول خرجی هم میکند
استبداد شعار آزادی بیان هم می دهد . روزنامه های رنگاوارنگ دولتی نیز منتشر میکند . گاهی بحث ها
داغ و میتینگهای کاذب راه می اندازد حتی از نظریه پردازان شبه لیبرال هم استفاده می کند تا بتواند
خود را پنهان کند - مردم را بفریبد و بر علیه آزادی خواهان حقیقی بشوراند و با دست مردم
منافع مردم را تاراج کند و مبانی کاخ فرعونی خویش را تحکیم بخشد
نیم نگاهی به منش سیاسی صدام حسین . حسنی مبارک . معمر قذافی . رابرت موگابه
و تا حدودی هوگو چاوز و . . . . . . . . . گویای این حقیقت تلخ است که استبداد چقدر در کار
خود ماهرتر و مکارتر شده است . ماکیاولیسم در نوع خود نظریه و تاکتیک مدرنی بود که توسط
بنیتو ماکیاولی طراحی شد تا در برابر موج بیداری و آزادی خواهی عصر جدید . چاره ای برای
بقا و حیات استبداد و خود کامگی بیاندیشد و الحق در کار خود پیروز و کامیاب شد .
در روزگار ما نه تنها نظامهای مردم سالاری و جمهوری میتواند نقابی بر چهره استبداد باشد
بلکه در کشورهای مسلمان . گاهی اسلام در حالت رادیکالی و بنیاد گرایانه آن میتواند نقابی
بر چهره استبداد باشد . نمونه آشکار آن با حمایت امریکا و سایر قدرتهای استکباری در افغانستان
با نام طالبانیزیم قابل رویت و مطالعه است .
در صورتی که ما همچنان قشری و ظاهر پرست و صورت شناس باشیم استعداد آن
داریم که به سادگی فریب استبداد های مدرن را بخوریم . آنچه که مهم است این است که
روح استبداد را بشناسیم . مناسبات استبدادی را در یابیم . فرهنگ استبداد پرورانه را آنالیز
کنیم و به هوش باشیم که استبداد در نقاب در یک قدمی است .......
و میتواند تمام میراث نهضت های صد ساله اخیر ایران . بویژه دستاورد باشکوه ملت بزرگ ایران
( جمهوری اسلامی ) را تحت پوشش شعارهایی مانند دولت اسلامی - حکومت عدل اسلامی
و ............. و دها عنوان تعریف نشده دیگر مورد گزند و آسیب قرار دهد
دیده ای خواهم که باشد شه شناس
تا شناسد شاه را در هر لباس
مولوی
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن