در چهار پست قبلی به وضوع زن و نگاهی که ناخود اگاه جمعی به آن داشته و دارد پرداختم و در باب حقوق زن مطالب

نوشتم که میتواند حالا حالاها ادامه داشته باشد و از ابعاد مختلفی به آن نگاه شود . اما در این پست می خواهم از

شان و جایگاه مرد در نظام خانواده و رفتار نادرست رسانه ملی ؛ یعنی صدا و سیما بنویسم .

چند سالی است که مجموعه های دنباله دار طنز در تلویزیون رونق گرفته است . برنامه هایی مانند . شبهای بربره

و ............................ این آخری مجموعه چهار خونه که برکت درآمدهای هنگفت تبلیغاتی این رسانه بی رقیب و

آسوده از بازرسیهای دستگاهای نظارتی به مرحله تولید انبوه رسیده و تقریبا 300 شب از 365 شب از شبهای سال

را در بر میگیرد . این برنامها به دلیل نوع ساخت و محتوا و استفاده از بازیگران کمیک و ساعت پخش که معمولا

ساعتهای پایانی شب است خیل عظیمی از مخاطبان بویژه کودکان / نوجوانان / جوانان را به پای تلویزیون می

نشاند و به تبع ان اکثر اعضای خانواده نیز خواه ناخواه بیننده آن میشوند .

من ضمن اینکه به ضرورت پرداخت این رسانه به ژانر کمدی و طنز اعتقاد دارم و احساس میکنم که مرد ما به شاد

مانیهای عمیق انسانی و اجتماعی نیاز دارند و ضمن اینکه هنر نمایی و ذوق و ظرافت برخی از هنر پیشه های

این برنامه ها را کم و بیش قبول دارم اما از حیث محتوا و جهت گیری های فرهنگی و تربیتی و خانوادگی و.......

انتقادهای جدی و اساسی دارم که یکی از آنها تضعیف و تحقیر جایگاه مرد و پدر خانواده در منظومه خانوادگی

با کمی دقت در شخصیت پردازی قهرمانان داستان به و ضوح روشن میشود که اکثر مردان این مجموعه ها مردانی

چول من / بی عرضه / دست و پا چلفتی / فاقد توانایی مدیریت / منفعل / داری تیک عصبی و آنومیک / وابسته

ترسو و بزدل / به لحاظ مالی و تکالیف اقتصاد منزل بی مسولیت / طفیلی و انگل ماب / ساده و ابله / خنگ

گاگوال .............. و نهایتا فاقد یک هویت مثبت هستند و معمولا یه زن مسول و وظیفه شناس و ایثار گر

و بردبار و .................. محور مدیرت خانه و خانواده است و حتی عروس و داماد و همسیه ها را اداره میکند

و حامی فکری ؛ عاطفی و مالی خانواده و اطرافیان خود است .

شاید تهیه کنندگان این جور برنامه ضمن خندیدن و خنداندن مخاطبان می خواهند به تحکیم جایگاه زن در نظام خانو

ادگی بپردازند که خود هدف خوبی است اما چرا این مهم را به قیمت تخریب جایگاه مرد و پدر به انجام میرسانند

با توجه به اینکه فرزندان ما بیشتر از این رسانه الگو میگیرند و به فرهنگ و هنجارها و ارزشها و سنتهایی که توسط ا

این رسانه - آن هم با تاثیر ویژه ای داستان و پرداخت بصری و ژانر طنز دارد -- نهادینه می شود شبیه تر هستند تا

آنچه که توسط والدین و مربیان و معلمان انجام می دهند . چه نتیجه خطرناک تربیتی برای نسل آینده به ارمغان

می آورند . نوجوان دختر و پسر امروزی چه انگاره ای از نقش مکمل و انسانی مرد / شوهر / پدر پیدا می کند

آیا به مرد بودن خود خواهد بالید ؟ آیا احساس مسولیت او در قبال خانواده و اجتماع در او تقویت میشود .

آیا مهارت او در مواجه با بحرانهای شخصی ، خانودگی ، اجتماعی . مالی و شغلی . و عاطفی بیشتر میشود ؟

آیا دختران ما نسبت به مرد آینده زندگی خود حس کرامت و حرمت و عشق و همراهی و هم افزایی خواهند

داشت ؟ آیا مرد را جنس مکمل خود خواهند دانست ؟ یا او به شکل یه موجود لا اوبال ، بی مسولیت ، چرک و

آلوده و کثیف و پلشت و ژولیده و بی فکر و بی تدبیر وناتوان ............................ میابند و می فهمند ؟

آیا این رسانه نمی خواهد به طور علمی اثر سنجی برنامه های خود را پژوهش کند ؟ آیا نظر سنجی های غیر

علمی و گزینشی که جز خود فریبی و عوام فریبی هنر و فایده دیگری دارد .

آیا واقعا رسالت مقدس فرهنگ سازی تا این حد پوچ و مسخره شده است ؟ آیا یک هنر پیشه یا تهیه کننده که

منافع مادی و جذب کمی مخاطب نمی اندیشد باید این قدر مطلق العنان باشد که محتوای نا خود آگاه فرزندان یک

ملت را از تصاویر و انگارها و ارزشهای موهوم پر کند ؟

این همه را مقایسه کنید با رویه انحصار طلبانه این رسانه در انعکاس اندیشه ها و رویکردها و نقطه نظرات سایر

دیدگاهای سیاسی و اجتماعی که در جامعه ما به عنوان یک واقعیت رو به رشد و جود دارد و این رسانه کما کان

بر طبل تک صدایی و انحصار طلبی و دروازه بانی اخبار می کوبد و با ترویج آگاهی کاذب و اخبار گزینشی و فیلتر

شده بر تیرگی و ظلمات فوق ظلمات می افزاید

من هرگاه چشمم به برنامه هایی از این دست می افتد نا خود آگاه به یاد آِیه الکرسی می افتم و از خداوند

می خواهم که با دوستی و ولایت خود ما را از ظلمات ( آگاهی کاذب ) به سور نور ( روشنایی حقیقت و رحمت )

سیر دهد ..............