انسان به عنوان شخص داری ذهنیتی است که بواسطه ان میتواند حد چیزی را به چیزی دیگر بدهد

و انبوهی از ادراکات غیر حقیقی بسازد ( نگاه کنید به مقاله چهارم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم

مرحوم علامه طباطبایی ره با عنوان ادراکات اعتباری ) 

و به همین واسطه میتواند حدود ماهوی شی ء را به شخص نسبت دهد و برعکس حدود و لوازم شخص را به شیء نسبت دهد و براین اساس با اشیاء همچون اشخاص معامله کند و با اشخاص چونان اشیا ء عمل نماید .

در معامله اول ما با پدیده سابجکتیوی با عنوان شی ء شدگی روبرو می شویم

و در معامله دوم با مساله با عنوان تشخص یا پرسوناکیفیشن (  personification   ) روبرو خواهیم شد .

اینک برای هرکدام مثالهایی می توان ارایه کرد .

 

در تاریخ تمدن و تفکر بشری دوره ای وجود دارد که فیلسوفان تاریخ به ان دوره اسطوره ای – ربانی

می گویند . گوهر ذاتی این عصر این است که انسان با اشیاء و پدیده های طبیعی . همچون شخص رفتار

مثلا برای خورشید روحی در نظر می گیرد و ان روح را به مثابه شخصی اگاه و دارای خواست و اراده

می پندارد و به دلیل قدرت فوق العاده ای که برای اراده خورشید قایل می شود خورشید را خدایگان و الهه

می پندارد و برای او نیایش ها و مناسکی می افریند و ............ این چنین است که آیین مهر پرستی ( میتراییزم ) پدید می اید .

این نگاه را آنی مییزم (   Animism ) می نامند .

انی میزیم رویکردی اسطوره ای – دینی است که مطابق آن برای هر شیئیتی . روحی و جانی در نظر

می گیرند . و بسیاری از ادیان ابتدایی و قدیم در  محتوای خود در بردارنده انی میزیم بوده اند .

از نقطه نظر فلسفی انی میزیم . همان شخص پنداشتن اشیاء است .

نمونه ساده و ابتدایی جاندار انگاری اشیا ء همان کاری است که کودکان با اسباب بازی  های بو یزه

عروسک ها می کنند . آنها با ماشین و توپ و ......... عروسکهای خود حرف می زنند و قهر و اشتی

می کنند . دعوا می کنند . و هچنان یک شخص رفتار می کنند .

برخی از متفکران حوزه جامعه شناسی دین مانند اگوست کنت . اعتقاد یافته بودند که  انی میزیم ریشه

بنیاد دین است و دین با تشخص بخشی به اشیا ء اغاز می شود . صرف نظر از انتقاداتی که به این نظریه

از حیث تبیین علل پیدایش دین شده است . میتوان با این نظریه تا آنجا همدلی داشت که در دوره ای از تاریخ . بشر با اشیاء به مثابه اشخاص رفتار می کرده است و به این وسیله اسطوره ها آفرینش شده اند

پس پرسوناکیفیشن منشاء اسطوره هاست و در هر جامعه ای . متناسب با مقتضیات آن جامعه اسطوره هایی معین شکل گرفته و تکامل یافته اند . و البته بین اسطوره ها شباهت هایی مانند شباهت مورفولوژیک

اعضای یک خانواده وجود دارد که در جای خود به آن پرداخته اند .

اما شی ء شدگی شخص نیز مثال هایی تاریخی وجود دارد که پرداختن به نمونه ها از جهت فلسفی – انسان شناسی – روان شناسی – جامعه شناسی – فرهنگ و حتی تاریخ علم حقوق و ............ خالی از لطف نیست .

یکی از نمونه های تلخ آن مساله کریه و دلخراش زنده به گور کردن فرزندان دختر در دوره جاهلیت عرب است .

در این نمونه در شکل افراطی ان با جنس زن همچون شخص رفتار نمی شد . زن  یا شی ء تلقی میشد

و یا در شرایط بهتر چیزی بین شی ء و شخص یا شخص درجه دوم محسوب می شد

( نگاه کنید به اثرمشهور اندیشمند انسان گرای معاصر خانم سیمون دوبوار با عنوان جنس دوم )

در این رویکرد زن  شیئتی بود در اختیار مرد . قابل تملک و خرید و فروش همچون دیگر اشیا ء

مالک طبیعی زن در درجه اول پدرش بود که میتوانست در همان کودکی و یا بدو تولد او را زنده به گور کند . عجیب این است که کودک مونث را پس از کشتن دفن نمی کردند . همچنان که زنده بود و ضجه و فریاد می زد و به زبان وجود حیات خود را تقاضا می کرد دفن میشد. درست مانند تکه سنگی یا تکه فلزی یا هر چیز بیفایده دیگری که باید به خاک باز گردد . گویا این موجود زنده هیچ گونه درک و اگاهی و خواست و اراده و حقی ندارد .......... همچون اشیاء که فاقد آگاهی و اراده اند .

با زنانی که از قید این سنت جاهلی می رستند و زنده می ماندند نیز همچون اشیا رفتار میشد و اگر زنی

آنچنان خوشبخت میبود که قلب مردی را می ربود تازه ان مرد عاشق با معشوق خود همچون شخصی درجه دو ( مقامی میان انسان و حیوان ) رفتار میشد . مرد جاهلی عرب معشوقه خود را چنان دوست میداشت که مثلا اسب اصیل و تعلیم دیده خود را دوست میداشت .

بسیاری از مناسبات رایج در عصر جاهلی که چه بسا در قالب عرف و سنت و بعدها قواعد حقوقی و فقهی

صورتبندی میشد . تابع همین رویکرد بود که زن را شی ء یا شخص درجه دوم در نظر می گرفت

خرید و فروش کنیزکان . هبه کردن انان . بهربرداری و تمتع کوتاه مدت از انان . آشکارا حکایت از ان داشت که کنیزکان ابزار یا شیئت هایی برای لذت بردن مردانند .

بسیاری از قواعد و رسوم بعدی مانند اینکه باید در خانه بماند و بی اذن ولی یا همسر خود از خانه خارج نشود . تنها با اذن ولی قهری خویش حق انتخاب شوهر داشت ( در واقع همواره انتخاب میشد و هیچگاه انتخاب نمی کرد ) و ...............  بسیاری سنتهای دیگر که توسط دیانت اسلام یا منسوخ شد و یا تعدیل و تلطیف شد همه و همه نشانه ان بود که با زنان همچون شیئت رفتار میشد و صد البته وضعیت شی ء  شدگی زنان در همه جای دنیای آن روزگار  در همین شکل بود در اروپا . در چین . در افریقا نیز وضع

همین طور بود . شاید کمی در ایران و یونان وضع متمدنانه تری رایج بود . اما جهان نامتمدن دچار حجاب شی ء شدگی جنس زن بود و قرن ها مبارزه و مجاهد و روشنگری لازم بود تا فهمیده شود که زن نیز شخص است و نه شیء وکماکان رسوبات ان اندیشه جاهلی در ناخود اگاه مدنیت جدید حضوری بد

فرجام دارد .

برده داری نمونه دیگری از شی ء انگاری شخص انسانی است . عجیب است که انسان می پنداشته است چون برخی از ادمیان رنگی دیگر دارند یا به قومیت و نژادی دیگر تعلق دارند یا مذهب آنان به ما ادمیان استاندارد نمی ماند پس می تواند با انان همچون اشیا یا حیوانات رفتار کرد و انان را به بردگی گرفت

بی شک الغای برده داری که با تلاش بنیان گزاران اولیه مدنیت امریکایی صورت گرفت یکی از بزرکترین انقلابهای فکری – فرهنگی و احتماعی بشر بوده است .

پس می توان با کمی مسامحه در تعبیر و مبالغه اعلام کرد که تاریخ فکر بشر . تاریخ شخصیت انگاری اشیاء و شی ء شدگی شخص هاست .

بنا براین نگاه به مسایل مهم بشری از این ذاویه هنوز حاوی نکاتی ارزنده ، روشنگر و پند اموز است

شایسته است که تمامی قواعد فقهی – حقوقی – فرهنگی از این منظر مورد باز نگری قرار گیرد و معلوم شود که کدام قواعد و رسوم و مقررات ناشی از رویکرد شی ء انگاری اشخاص است . و کشف انها

کشف منشاء ظلم و ستمی است که به انسان به ما هو انسان میرود .