پستی که در باره قوانین مورفی گذاشته بودم مورد توجه بررخی خوانندگان گرامی قرار گرفت و هر کدام به نحوی این قوانین را با زندگی و افکار و احساسات و تجارب خود مقایسه نمودند . این موضوع انگیزه ای شد که من هم نقطه نظرات خود را در باره این قوانین و اساسا این نوع نگاه به حوادث زندگی اریه نمایم .

۱ - اول انکه هرگاه در این وبلاگ مطالبی را از دیگران نقل قول کردم به منزله تایید تام و تمام مواضع دیگرانی که مطلبی از آنها نقل می شود نیست . مطالب منقول از نظر من شایسته تامل است و به انگیزه اطلاع رسانی و گاهی دریافت نظرات دیگران منعکس می شود .

۲ - به نظرم می رسد که هستی مانند چراغ جادوی افسانه علائ الدین است . هستی مکانیسمی داردکه مطابق آن انچه را که ما به طور دقیق و روشن تصور کرده ایم به ما نشان می دهد . جهان بازتاب افکار و احساسات ماست و از انجا که ما اغلب در حین کارهای مهم دچار حس تردید و ترس از ناکامی می شویم ............ همین تردید ها و ناکامی ها به شکل اختلالات و بد شانسی ها به ما باز گردانده می شود .

۳- غیر از خواست و اراده ما . خواست واراده دیگر انسانها نیز در حال فعالیت و جریان است . گاهی دو یا چند اراده در راستای یک هدف قرار دارد که احتمالا آن اراده ها به دلیل توافق نیروی بیشتری از هستی را دریافت کرده و ان هدف محقق می شود اما گاهی اراده ها با هم توافق ندارد و چند نفر به طور همزمان در یک مورد مشترک اراده هایی متضاد دارند که شاید بیشتر چیزهایی که ما بد شانسی می دانیم نتیجه همین وضعیت باشد .

۴ - برخی از انتخاب ها و کارهای ما نتایجی دارد که نه در کوتاه مدت بلکه در میان مدت و دراز مدت آثار و تبعات خود را اشکار می کند مانند سیگار کشیدن مداوم که چه بسا پس از ده یا بیست سال نتایج مصیبت بار خود را اشکار می کند . ما هم در گذشته کارهایی کرده ایم که هستی پس از مدتها آنها را به ما باز میگرداند ولی ما فراموش کرده ایم که این بد شانسی نتیجه عمکرد منفی و قبلی خود ما بوده است . مثلا وقتی که ما بارها و بارها در حین پارک کردن اتوموبیل خود حق دیگران را تضییع می کنیم .در طول روزهای بعدی بارها با این بد شانسی مواجه می شوید که در یک موقعیت اضطراری جای پارک پیدا نمی کنیم . در اینجا عمل خود ما به ما با برگردانده شده ولی ما به ان بدشناسی می گوییم

۵ - من بارها تجربه کرده ام که خوش رویی . کمک به دیگران . داشتن نگاه مثبت به دیگران . رعایت حقوق دیگران . انصاف و محبت و .................... باعث شده است که در جایی دیگر و توسط افرادی دیگر با من به خوش رویی و محبت و انصاف رفتار شود  و بر عکس رفتارهای نادرست . زمینه برخورد نادرست با من را جایی دیگر فراهم اورده است . ( تو نیکی میکن و در دجله انداز .................. )

۶ - بی اعتمادی به هستی . بدرفتاری با خود . بدرفتاری با گیاهان . جانوران . حتی بد رفتاری با جمادات شاید باعث شود که همان موجودات به ما خیر و برکتی کمتر برسانند . دوستی روشن ضمیر و عارف دارم که روزی به من گفت : راز اینکه برخی از گیاهان و میوه ها و یا داروها بروی برخی جواب مثبت میدهد و به روی برخی جواب منفی می دهد به رفتار شخص با آن گیاه و حیوان و شیئ باز می گردد . تو سعی کن با همه مخلوقات خداوند از موضع احترام و سپاس رفتار کنی . نوع آن موجودات نیز با تو از در دوستی و خیر ورحمت رفتار می کنند ...

شاید برایتان عجیب باشد اما آن دوست روشن ضمیر حتی از اتوموبیل خود به مثابه یک موجود زنده که دارای درک و فهم است  تشکر می کرد و هنگام فروختن ان ضمن تعمیر و نظافت اساسی آن . فرمان و چهار گوشه آن را میبوسید و از ان تشکر و خداحافظی می کرد و معتقد بود که این کار سپاسگزاری از خداوند است و باعث می شود که حتی اتوموبیل به ظاهر بیجان به تو خیر و برکت بیشتری برساند و کمتر باعث بد بیاری و بد شانسی شود .

۷ - در پایان فکر می کنم که جناب مورفی به خاطر چند اتفاق ناخوشایند و به روی امور منفی تمرکز بیشتری کرده و بعدها در طول عمرش سعی کرده این قوانین را به زعم خود استخراج و تدوین کند . و این یعنی نگاه بد و منفی داشتن به هستی و باعث شده که از این رخدادهای منفی در زندگی اش فراوان رخ دهد و متاسفانه در یک بد شانسی مضحک نیز از دنیا رفته است

پس بیایید به هستی و موهبت های خداوند اعتماد کنیم و با نگاهی سرشار از سپاس و شادی با انها مواجه شویم تا مرتبا خوشی و خوش شانسی نصیب ما شود

 

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت

آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد

حافظ