سماع در رهایی
نه در زمین
نه در زمان
نه در خیال موجها
نه در هوای آسمان
نه چون بسان ابرها
نه همره پرندگان
نه در ره زمینیان
نه با خودم خوشم
نه با شمای سرخوشان
نه این طرف نه آن طرف
نه سوی تو . نه سوی او . نه سمت شهر دیگران
بریده از دیار خود
گسسته ام ز هر مکان
رها شده ز قید غم
شکسته حصر زندگان
فراتر از کتاب و دین
خنده به کفر مومنان
اگر نشانه مرا
طلب کنی ز بی دلان
با تو بگفتمی شنو
بی کس بی کسان منم
هیچ نژاد بی نشان
فارغم از وجود خود
بیخودی خدا کنان
رقص کنم درآتشش
فانی ملک لامکان
رد مرا مجو مجو
در عدمم نشان نشان
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۸۹ ساعت 15:13 توسط پیمان سماواتی
|
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن