ادای دین به محله پدری
.jpg)
کوشک فخر الدله
در این پست یک گزارش توصیفی از محله پدری من که بیش از سه دهه از مهمترین بخش عمر خود را دران زیسته ام ارایه میشود . بی شک شناخت محیط زندگی در شناخت ما تاثیری بسزا دارد .
در میان مناطق بیست و دوگانه شهر تهران ؛ منطقه 12 از ویژگی های خاصی برخوردار است . بخشی از این منطقه تهران ، زادگاه و پرورشگاه فرهنگ ویژه ای که است که امروزه اسلام سنتی نامیده می شود .
حد فاصل خیابان 17 شهریور و خیابان ری از حوالی میدان خراسان و قیام گرفته تا میدان بهارستان و میدان امام حسین
در بر گیرنده محله هایی است که به نام دار المومنین مشهور شده اند . در این محله ها از نیم قرن پیش تا کنون ؛ به همت و سرمایه طبقات مذهبی و فرهنگ دوست مدارسی تاسیس شد که وظیفه هویت بخشی مذهبی و رشد و پیشرفت اموزش غیر دولتی را بر عهده داشته است . مدارسی مانند رفاه – علوی – علوی اسلامی – نیکان – نیک پرور – روشنگر در خیابان ایران و کمی این سو و ان سو تر مدارسی مانند دبیرستان موسوی – مجموعه بزرگ شهید مدرس ( خ مجاهدین – اب سردار ) مدرسه کمیل خ در دار .... محبان الحسین و انثی عشری در محله اب منگل از نمونه های قبل از انقلاب می باشند که پرورشگاه بسیاری از نیروهای نخبه انقلاب اسلامی و دیگر نخبگان علمی – مذهبی بوده اند 
جمعه خونین - میدان شهدا ( ژاله ) ۱۷ شهریور ۵۷
پس از انقلاب نیز این نمونه ها تکثیر شدند ، مدارسی مانند الغدیر ، موتلفه اسلامی ؛ محبان الرضا ؛ و بیش از 30 مدرسه غیر انتفاعی که در محدوده محله های لرزداه – خ زیبا – خ آبشار – آب منگل – خ در دار – خ ایران – امین حضور – خ مجاهدین – آب سردار – خ خورشید – سقاباشی – م بهارستان – میدان ابن سینا ........... تاسیس شد تا وظیفه بسط و تکثیر فرهنگ سنتی دارالمومنین تهران را بر عهده بگیرند .
اما نهاد های مدنی این منطقه از تهران به مدارس غیر انتفاعی مذهبی با سطح اموزشی بالا محدود نمی شوند . نهاد های مدنی دیگر نیز مشغول فعالیت می باشند
که از جمله آنها یکی دو مدرسه علمیه بسیار مشهور و موفق است که مهمترینشان ، مدرسه علمیه مجتهدی و مدرسه علیمه حاج ابولفتح است . این دو مدرسه حدود یک قرن است که به تربیت طلاب علوم دینی مشغول هستند تا انجا که میتوان گفت بهترین طلبه های تهرانی در این مدارس تربیت شده اند . مرحوم آیه الله مجتهدی که در دو سال پیش مرحوم شد . یکی از چهره های تاثیرگذار تهران بود که سه نسل طلبه سخت کوش و باسواد و خوش فکر به مدارس سطوح عالیتر تهران و قم تحویل داده بود و بسیاری از دانش اموختگان این مدرسه ها در همین محدوه مشغول کار تبلیغ دین می باشند و گروهایی هم به مسولیت های سطح بالای اجتماعی – سیاسی و قضایی و فرهنگی مشغول شدند که ناطق نوری یکی از ان شخصیت هاست .
دو مدرسه بزرگتر وقدیمی تر هم در این منطقه وجود دارند که در سطوح عالی به کار تربیت عالمان دینی در حد اجتهاد مشغولند که عبارتند از مدرسه عالی شهید مطهری (همان مسجد و مدرسه سپه سالار قبل از انقلاب ) و مدرسه مروی که پرورشگاه چند ین مجتهد و تنی چند مرجع تقلید نیز بوده است . و این ظرفیت ها در وزن دهی به منطقه نقشی کار ساز داشته است .

از دیگر مرکز مهم فرهنگی – مذهبی منطقه مدرسه الشهدا با محوریت مرحوم ایه الله علامه نوری واقع در میدان شهدا ( ژاله ) می باشد که بیشتر به فعالیتهای تبیلغی برای شیعیان سایر کشورهای جهان می پردازد .
در حوزه هنر هفتم هم این منطقه چهره هایی مشهور را در رحم خود پرورش داده که مسعود کیمیایی کارگردان مشهور ایرانی یکی از انهاست که همچنان اثار فرهنگ محله خود را در فیلمهایش آشکار می کند ( خ آبشار ) او از ظرفیت های محل خود در چند فیلم از جمله قیصر ( کوچه میزرا محمود وزیر و ابشار شرقی ) استفاده کرد . چهره سینمایی دیگر این محله کارگردان نام اشنای عصر انقلاب محسن مخلباف است ( محله لرزاده ) تفکر رادیکالی آن دوره مخلباف چندان با روحیه محافظه کارانه این منطقه همخوانی نداشت ولی البته حضورش اثربخش و تحرک افرین بود
از نمونه های جالب توجه این منطقه وجود یک کانون فرهنگی هنری به نام صادقیه در محله آب منگل بود که به کار تولید تئاتر و تربیت پیس نویس و سناریو نویس و هنر پیشه و کارگردان می پرداخت و البته رویکردی دینی و مذهبی داشت و یکی از نیروهایی که در انجا شناخته و پرورش یافت همین جناب محمد رضا شریفی نیا است که شاید کسی نداند که با تئاتر های مذهبی کانون صادقیه کار هنری خود را شروع کرده است .
و اما نهادهای جدید تر دیگری نیز بعد از انقلاب در این منطقه ابداع شدند که به سرعت در دیگر نقاط تهران وحتی ایران و حتی برخی دیگر کشورهای مسلمان ، نمونه های ان تکثیر شدند و یکی از این نهاد ها دار التحفیظ قران کریم واقع در خیابان ایران می باشد که به کار تربیت حافظان و قاریان ممتاز قران کریم مشغول است و در طول این بیست ساله تمامی قاریان برگزیده کشور و حائزان رتبه های بین المللی ، تربیت یافته همین نهاد مدنی می باشند
نهاد دیگری که کاملا ابداعی است نهادی است به نام دار المبلغین آیه الله فلسفی در خیابان ری که به کار تربیت خطبا مشغول است . در این نهاد به یاد خطیب بزرگ تهران آیه الله فلسفی که خود بخشی از حافظه تاریخی و از مولفه های هویت تهران بود . به روحانیون تهرانی ، اصول و مبانی خطابه دینی و سخنرانی مذهبی و ایین منبر داری تدریس می شود ......... شاید این نهاد ، نمونه دیگری در ایران نداشته باشد یا لااقل من اطلاعی نداشته باشم .
حسینیه محبین الائمه
اما سایر نهاد های مدنی معمول و متعارف که در این منطقه تهران به وفور وجود دارد حسینیه های بزرگ و پر سر و صدا و پر مشتری و پر رونق است . از ان جمله است حسینیه بزرگ محبین الائمه در محله آب منگل با محوریت شیخ حسین انصاریان – که پر مشتری ترین حسینیه این منطقه تهران در قبل وبعد از انقلاب محسوب می شود و نسل جوان دهه های 60 و 70 خاطراتی فراوان از انجا دارند .
حسینیه اصفهانیها با محوریت مرحوم حجت الاسلام محی الدین تهرانی ( مشهور به رستم العلما )که برای خود پهلوانی خوش مشرب ، مردمی و خطیبی چیره دست و هنرمند و دوست داشتنی بود و بعد از انقلاب رونق قبل از انقلاب را نداشت .
حسینیه بنی فاطمه در محله سرچشمه که پیش از انقلاب کانون فعالیت های تبلیغی ایه الله مکارم شیرازی بود و بعد از انقلاب بزرگان حزب جمهوری اسلامی از جمله شهید مظلوم دکتر بهشتی در آنجا سخنرایهایی داشت .
حسینیه حاج آقا مجتبی تهرانی در خیابان ایران که بیش از سی سال است مشغول تدریس دروس عالی اخلاق می باشد و علی رغم ظرفیت های خوب فیزیکی فعالیت های مهم دیگری در ان صورت نمی گیرد اما بسیاری از مقامات دولتی و لشکری بویژه در دولت های قبل از احمدی نژاد ، مدتی را در محضر حاج اقا مجتبی پای درس اخلاق ایشان نشسته اند که البته من هیچگاه سبک و سیاق تدریس ایشان را نپسندیدم . این کانون به یک کانون تک صدایی که جز صدای حاج آقا مجتبی صدایی دیگر از ان شنیده نمی شود .
حسینیه فاطمیون در خ مجاهدین چهار راه آب سردار که کمی جدیدتر است و بیشتر مداحان معروف تهران در انجا پایگاه دارند .
حسینیه های متوسط و خانگی دیگری نیز در محلات مختلف این منطقه وجود دارد مانند حسینیه مرحوم پنبه چی که خانه پدری را به حسینیه ای خوب و مجهز تبدیل کردند و اما در باب هیات های مذهبی فراوان و بزرگ و سیاری که در این نقطه تهران وجود دارد مطلبی نمی گویم که دیگر خود به یک تحقیق و مقاله دیگری نیازمند است .

دارالمبلغین فلسفی
مساجد مهمی نیز در این منطقه تهران وجود دارد که آشنایی با نام و نشان و کارکرد آنها ، خالی از لطف نیست
از شمال به جنوب اهم انها عبارتند از
مسجد فخر الدوله در خ فخر آباد که از یادگارهای عصر قاجاریه است و مراسم ختم بسیاری از چهرهای تاریخی سیاسی ایران در ان برگزار شده است ( ایه الله کاشانی – مرحوم دکتر مصدق – جهان پهلوان تختی - .......... تا در همین دهه مراسم ختم داریوش فروهر و همسرش )
مسجد دیگر مسجد ارگ در حاشیه میدان میدان ارگ و مقابل کاخ گلستان است که خود تاریخ و حکایات خواندنی فراوانی دارد .
مسجد ایه الله ضیاء آبادی در خ سقا باشی که بیش از نیم قرن پایگاه تفسیر قران کریم و اشارات عرفانی ایشان بود .
مسجد فائق که مسجدی کوچک بود و اکنون در حال توسعه و نوسازی است که بعد از ایه الله فائق حجت الاسلام حسینی ( اخلاق در خانواده امامت آن را بر عهده داشته است .
مسجد سپه سالار در میدان بهارستان ضلع جنوبی مجلس شورای اسلامی که شاید مهمترین مسجد تهران باشد امامت و تولیت این مسجد و مدرسه اکنون با ایه الله امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران است و کانون بسیار از چهره های سیاسی مذهبی جناح راست و جامعه روحانیت مباز تهران است .
از دیگر مساجد مهم و معروف این منطقه مسجد سنگی در حاشیه خ ادیب بود که بیش از ده سال محل منازعه مراجع عظام تقلید با شهرداری تهران بود که به واسطه مساعی امام جماعت ان ایه الله تقوی شیرازی . اجازه تخریب ان داده نشد و پس از فوت ایه الله العظمی گلپایگانی این منع برداشته شد و شهرداری تهران برای امتداد بزرگراه شهید محلاتی ان را تخریب و در حاشیه اتوبان مسجد جدیدی احداث که دیگر هیچ وقت ایه الله تقوی شیرازی در ان نماز نخواند و خود را خانه نشین کرد . وی از شخصیت های بزرگ علمی مذهبی شهر تهران و فرزند ایه الله العظمی تقوی شیرازی بزرگ بود که در محدوده محله یخچال به اقامه نماز های باشکوه جمعه می پرداخت ( 70 تا 50 سال گذشته ) ضمنا نماز بارانی نیز به ایشان نسبت می دهند که حاکی از شان بلند معنوی ایشان داشته است .
از دیگر مساجد مسجد صاحب الزمان در محله در دار – مسجد ابوالحسن در ایستگاه خرابات – خ 17 شهریور و در نهایت مسجد لرزداه در محله لرزداه حد فاصل میدان خراسان و میدان قیام است که توسط معمار مشهور تهرانی مرحوم لرزاده ساخته شده و نزدیک یک قرن دوام اورده است این مسجد از حیث معماری جالب توجه است ضمن انکه فعالیت های فرهنگی – مذهبی و سیاسی آن با محوریت ایه الله دکتر عمید زنجانی که محققی فاضل و برجسته است و مدتی هم رییس دانشگاه تهران بوده است ...... کماکان تداوم دارد .

مسجد لرزاده
از دیگر نکات قابل توجه این منطقه بویژه راسته ای که از جنوب یعنی مسجد لرزاده اغاز و به مسجد فخر اباد در شمال منطقه منتهی می شود سکونت افراد سرشناس تهران است که بیشتر در خیابان های زیبا و در امتداد شمال آن خ مازندرانی
و بعد محله های در دارد و خ آبشار امتداد می یابد و در خ ایران تمر کز و شدت یافته و کمی در بالاتر در محله فخر اباد خاتمه پیدا می کند
مهمترین حادثه سکونتی مربوط به سکونت موقت رهبر انقلاب در ایام دهه فجر است که ایشان در خ ایران در مدرسه علوی و رفاه حدود دو هفته اقامت کردند . قبل از انقلاب ایه الله مطهری . جناب هاشمی رفسنجانی و رهبر فعلی انقلاب و بسیاری از فعالان مذهبی – سیاسی مانند ناطق نوری – عسکر اولادی – شهید رجایی - دکتر حبیبی – دکتر شیبانی ( هچنان ساکن )– مرحوم سحابی – وحتی برخی از نیروهای مذهبی سازمان مجاهدین مانند صمدیه لباف – شریف واقفی – مهندس لطف الله میثمی .......... و بعد از انقلاب به تدریج از این منطقه مهاجرت کردند ........ حتی علامه جعفری و دکتر عبدالکریم سروش و تنی چند از روشنفکران اصلاح طلب مانند خانواده جلایی پور در دهه های 60 و 70 درهمین محله ها سکونت داشتند .
به هرحال حضور وسکونت این چهرها به منطقه رنگ سیاسی داده بود و یکی از کانون های اصلی انقلاب همین منطقه بود اما جالب اینکه کمتر حرکت رادیکالی در منطقه صورت گرفت .

مدرسه علوی بهمن ۵۷
از نظر جامعه شناسی طبقاتی ، اکثر ساکنان این منطقه به ویژه خیابانهای زیبا – ایران – سقا باشی و فخر اباد از اقشار متوسط و بیشتر بازاریان قدیم تهران هستند . شاید امروزه نسل جدید و تحصیل کرده انها در خارج از بازار مشغول فعالیت باشند وبه مشاغلی مانند شرکت های ساختمانی – شرکت های صادرات و واردات – شرکت های مرتبط با رایانه – تاسیس ومدیریت مدارس غیر انتفاعی و مشاغل دانشگاهی اشتغال داشته باشند . اما همچنان به فعالیت اقتصادی در بخش خصوصی پایبند بوده و از میان انها برخی ثروتمندان طبقات بالا و بسیار بالای تهران شکل گرفته اند .
و اما بخش زیادی از مدیران میانی دستگاه های دولتی ( از دولت شهید رجایی تا دولت اصلاحات ) و همچنین بسیاری از مدیران و کارشناسان سازمان صدا و سیما و برخی نهاد های فرهنگی و تبلیغی از شهروندان این نقطه تهران می باشند که البته در دولت نهم و دهم تقریبا نقش چندانی ندارند چرا که دولت احمدی علاقه چندانی به جناح راست سنتی ندارد و تلاش می کند تا به مدد پول نفت و رسانه ملی ، پایگاه اجتماعی مستقل و گسترده ای در جامعه روستایی و طبقات پایین شهری داشته باشد .

دار التحفیظ القران الکریم
با عنایت به مطالب گفته شده ، به سادگی میتوان دریافت که گروهای چپ سیاسی ؛ اعم از مذهبی مانند روحانیون مبارز تهران و مجمع نیروهای خط امام و گروه های رادیکالتری مانند مجاهدین انقلاب اسلامی و بعدها مشارکتی ها و جریانهای دیگری مانند دفتر تحکیم ، هم چنین گروهای چپ غیر مذهبی در این منطقه پایگاه اجتماعی نداشته و به لحاظ ساختار اجتماعی ونهاد سازی های بلند مدت و گسترده فرهنگی ، نمی توانند به طور منسجم در این منطقه پایگاهی مطمئن و گسترده پدید اورند .
همچنین گروهای رادیکال به ظاهر مذهبی که به گروه های فشار معروف هستند نیز در این منطقه پایگاه اجتماعی قابل توجهی نداشته و ندارند و اساسا گرایش مردم این محلات گرایشی محافظه کارانه و علاقه مند به حوزه فعالیت های فرهنگی – مذهبی و مدیریتی است و کمتر به کنشهای تند سیاسی و اجتماعی تن می دهند . حتی در دورانی که حسین الله کرم برای مدتی حدود ده سال در این منطقه ( خ مازندرانی ) سکنی گزید به هیچ نتواست از شهروندان این محلات برای خود هوادارنی پیدا کند و دوستان هم هیاتی او بیشتر از نواحی شرق و جنوب شرق تهران با او و گروهش همراهی داشتند و کنشهای اجتماعی انها بیشتر سازماندهی شبه نظامی داشت تا یک نهاد خودجوش مدنی . و شاید همین ناکامی باعث شد تا محل سکونت خود را تغییر دهد تا کمتر با اعتراض همسایه ها مواجه شود .
دولت دهم نیز به دلیل عدول از سیاست های معتدل اقتصادی و گرایش های چپ روانه در اقتصاد و دولتی کردن و تمرکز گرایی شدید و همچنین ولایت گریزی همراهان خود ، به سرعت محبوبیت خود را در این نقطه تهران از دست میدهد و در هیات های مذهبی این نواحی نیز در این ایام اشکارا مورد مذمت و انتقاد واقع میشود .
البته این نقطه از تهران با بحرانیهایی مواجه است که شاید در یک دهه اینده هویت و کار کرد خود را از دست بدهد
یکی از انها مساله مهاجرت است . یکی مهاجرت نسل جوانتر که به دلیل وجود ترافیک شدید و نبودن دسترسی ها به بزرگراه ها و محدودیت های مرتبط با طرح ترافیک و کمبود سرانه های تفریحی مانند ورزشگاه و استخر و پارک و تفرجگاه و الودگی روزافزون هوا و الودگی های صوتی و.... ترجیح میدهند به مناطق شمالی تهران مهاجرت کنند و در واقع از دهه هفتاد به طور مرتب سیر روز افزون مهاجرت از این منطقه شروع شده است و اکثر انها در خ پاسدارن و محله های اطراف و خ الهیه و ..... ( بیشتر شمال شرق و شمال مرکز تهران ) سکنی می گیرند
مساله دیگر نفوذ روزافزون بافت تجاری در بافت مسکونی است به طور مثال بازار لواز م خانگی محله امین حضور به طور فزاینده ای در جنوب خ ایران نفوذ کرده و تقریبا یک سوم این خیابان قدیمی و اصیل و مولد فرهنگ را درخود هضم کرده است . کوچه دیالمه نیز تقریبا در تصرف بافت تجاری درامده است . این پدیده هویت و کارکرد این منطقه را طی یک دهه تغییر خواهد داد
مساله دیگر مهاجرت حاشیه نشینان به این منطقه بواسطه مشاغل کارگری . ترابری و سرایداری انبارهای کالاهای لوازم خانگی و رسوخ عناصر غیر اصیل به بافت اصیل است که سکنه بومی را مجبور به مهاجرت می کند .
با این همه باید در انتظار نشست و دید که ایا این منطقه از تهران با عنوان دارالمومنین که بیش از سه دهه در برابر تحولات فرهنگی تهران مدرن ایستادگی کرده است . همچنان می تواند پاسدار فرهنگ مذهب سنتی و مولد نسلی جدید برای روحانیت سنتی تهران جریان های محافظه کار سیاسی باشد یا نه ؟
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن