اسفند .  ماه فشرده و متراکم از برنامه های پایان سال است و شاید به همین دلیل حوداث و رخدادهای این ماه چندان در حافظه اجتماعی ما نمی ماند . گرچه من قصد ندارم که از این پنجره صرفا در باره حواث و رخدادها بنویسم اما درگذشت دو استاد خوب و وارسته که من مدتی در نزدشان شاگردی کرده بودم موضوعی نیست که از کنار ان بگذرم

این دو استاد عالیقدر عبارت بودند از دکتر ابوالقاسم گرجی و دکتر محمود بروجردی

من در مقطع کارشناسی ارشد افتخار شاگردی این بزرگواران  را داشتم . مرحوم دکتر گرجی استاد اصول فقه و فقه استدلالی بودند و دکتر محمود بروجردی استاد تاریخ تمدن و فرهنگ اسلامی و هر دو در کار و رشته خود استادانی صاحب نظر و با تجربه بودند .

دکتر گرجی سوابق تحصیلاتی طولانی مدت و عمیقی در فقه و اصول داشت و از محضر فقها و مراجع بزرگ زمان خود فیض و بهره برده بود و خود مجتهدی مسلم و صاحب نظر محسوب میشد . ایشان در نجف از شاگردان برجسته و ممتاز ایه الله العظمی خویی و از همدرسان ایه الله العظمی سیستانی محسوب میشد . گرچه در لباس و کسوت روحانیت نبود اما فقیه و مجتهدی عالی رتبه و استادی مسلم بود که به تربیت شاگردانی دانشگاهی پرداخت و چراغ فقه شیعی - جواهری را در دانشگاه های کشور از پنجاه سال گذشته تا کنون روشن و فروزان نگاه داشته بود . او در رشته فلسفه اسلامی نیز از دانشگاه تهران درجه دکتری داشت اما علاقه عمیق او به فقه و اصول باعث شده بود که در این دو رشته تمرکز داشته باشد در زمینه ها علم رجال و درایه و روایه نیز دانشی گسترده داشت .  از مهمترین رویکردهای فکری ایشان منطبق ساختن مبادی علم حقوق با فقه و یا سازگار کردن فقه شیعی با ترمینولوژی علم حقوق مدرن بود  که میتوانست در نوسازی فقه شیعی تاثیری عمیق داشته باشد .از نظر روحیه ادمی منظم و مودب ولی جدی و نسبتا سختگیر بود . در ازمون ورودی دکتری در رشته های تخصصی الهیات پای ثابت هیات علمی مصاحبه کننده بود و سخت گیری های سنتی مابانه و متن محور او امان همگان را می برید اعتقادی راسخ به متون کهن علمی - مدرسی داشت و اگر داوطلبی توانایی بهرگیری دقیق و علمی از متون کهن را نداشت محال بود که از ازمون مصاحبه موفق بیرون بیاید . من شاید سه یا چهار بار در ازمونهای مختلف علمی و ارتقا و ..... با ایشان مواجه شدم و خود شاهد بودم که بسیاری از ارباب عمائم و روحانیان دانش اموخته از دقت و سخت گیری ایشان به هول و هراس می افتادند و من گرچه سبک ایشان را نمی پسندیدم اما برای ایشان احترام فراوانی قایل بودم یادم هست که در یکی از همین مصاحبه ها ایشان یک سوال فلسفی از من کرد و با توضیحات من قانع وراضی نشد و خود به تبیین مساله پرداخت و برای من معلوم شد که در حوزه فلسفه احاطه و عمق استادان مبرز فلسفه اسلامی را ندارد ...  شاید به این دلیل که در طول همه این سالها اصلا فلسفه درس نداده بود و خود را متمرکز در فقه و اصول و علم حقوق کرده بود و انصافا در این رشته دانشمندی مبرز و صاحب نظر محسوب میشد . تحقیقات و تالیفاتی چند در فقه اصول داشت که یکی از انها کتاب سال شد و خود نیز از چهره های ماندگار علمی کشور به شمار امده بود .... وارستگی ایشان به متاع دنیا و سمت ها و موقیعت ها نیز شایسته احترام و ستایش است با اینکه بسیاری از صاحب منصبان دستگاه قضا و دیگر دستگاهی سیاسی کشور شاگرد ایشان بودند تا انجا که من میدانم هیچگاه از این موقعیت خود استفاده ای نکرد و همواره دامان خود را از هوس قدرت بیرون کشید ..... به هرحال برایش مرحمت و مغرت الهی و علو درجات آرزو میکنم و یاد ارجمندش را گرامی میدارم .

 

و اما مرحوم دکتر بروجردی انسانی سلیم النفس . خوش مشرب  . بذله گو . خوش سخن و خوش محضر بود وسعت اطلاعاتش در باره مظاهر تمدن و فرهنگ اسلامی جالب توجه بود به اکثر کشورهای اسلامی سفر کرده و از نزدیک به فرهنگ و روحیه ملتهای مسلمان اشنایی داشت . در باره معماری و دیگر هنرهای اسلامی اطلاعاتی درخور توجه داشت در باره سبک ها و شیوه های اموزش  و مدارس در تمدن اسلامی مطالعاتی کرده بود به مساجد قدیم و کهن علاقه داشت و گاهی برای دیدن یک مسجد تاریخی به مسافرتهای دور دست میرفت .... سبک درس دادن ایشان خشک و جدی نبود با مثال و خاطره و گفت و شنود همراه بود معمولا امتحان هم نمیگرفت و به دانشجویان تکالیف پژوهشی میداد ... به مشاهدات عینی و میدانی علاقه بیشتری داشت و در تشریفات ادرای - اموزشی اهل تساهل و مدارا بود . از نظر نسبت خانوادگی  فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ محمد حسين بروجردي و نواده مرحوم آيت الله حاج ميرزا مهدي بروجردي  و داماد  حضرت امام خمینی ره بود و با مرحوم سید احمد خمینی سوابق دوستی عمیق و بلند مدتی داشت و به همین مناسبت گهگاه خاطراتی از زندگی داخلی و خانوادگی امام ره نقل میکرد که به عنوان یک شاهد زنده و عینی جالب توجه و اموزنده بود ......... به نظر میامد که اوضاع داخلی زندگی این خانواده خیلی معمولی و طبیعی و معتدل سپری میشود و خبری از تعصب های مذهبی و سختگیریهای زائد سنتی در میان انها معمول نیست . گونه ای ازادی و ازادگی و روشنگری و عقلانیت و محبت و اعتدال در میان اعضای خانواده حاکم است .... به هر حال شاگری در کلاس دکتر بروجردی فرصتی مغتنم بود تا کمی از خشکی و زمختی برخی دروس دیگر کاسته شود وفضای درس و بحث تلطیف گردد . بویژه انکه رشته ای که من در آن درس میخواندم به شدت انتزاعی و تجریدی بود و توجه به مسایل عینی و اجتماعی و تاریخی باعث میشد که بلندای برج عاج نظام های مابعد الطبیعی و فلسفی به انسان و جهان و تاریخ نگاه نکنیم او به راستی ادمی از جنس طبیعت و تاریخ و هنر و فرهنگ و عینیت های غیر انتزاعی بود که جایش در دانشگاه و عرصه های فرهنگی کشور خالی میماند

یاد عزیزش را گرامی میدارم و برای ایشان نیز ارزوی رحمت و مغفرت الهی و علو درجات میکنم