مطلبی که در ذیل میاید نتایج مطالعات دامنه دار در قوانین حاکم بر هستی و سنت های الهی در تدبیر و مدیریت عالم است که نتیجه این مطالعات با اشخاص صاحب دل و صاحب  فکر و تجارب معنوی سالها گفتگو شده است . هم چنین این موضوعات برای مدتها مدیدی با حلقه کوچکی از دوستان همفکر و پر مطالعه و اهل تعمق و ژرف کاوی و دارای تجارب ارزشمند زندگی به مورد بحث و تبادل نظر گذاشته شده است و تقریبا همه انها با تجارب زندگی شخصی تایید و تقویت شده است

دوستان صاحب فکری و با بصیرتی که سالها در زندگی خود و دیگران و حوادث بزرگ شخص و اجتماعی تامل و ژرفکاوی داشته اند با این اموزه ها همدلی بیشتری خواهند داشت و ضمن اینکه شاید عصاره بسیاری از اموزه های با اصالت دینی و انچه در کتابها مقدسی مانند قران کریم و دیگر متون دینی مانند کتب عهد عتیق و جدید و متون معنوی مشرق زمین و آمده است ....... در راستای همین درس ها و اموزه ها باشد

برخی از مکاتب فلسفی نیز به طور پیدا و پنهان با این اموزها همخوانی دارند . انچه که این اموزه ها را برای من پر اهمیت می کند این است که قصد نداشته ام به تلبیغ هیچ ایین و مرامی بپردازم و به شکل طوطی وار اموزه های دیگران را تکرار کنم ( گرچه وجوه مشابه و مشترکی با برخی از انها مشاهده میشود ) بلکه در اینجا یافته های شخصی خود را که به طور وجودی و وجدانی به انها رسیده ام ذکر کرده ام و در این مسیر هیچ کدام از وابستگی ها عقیدتی و دینی و فرهنگی و فلسفی خودم را مبنا قرار نداده ام یا لاقل تلاش کرده ام که با یگ اگاهی از این وابستگی ها از یک افق بالاتر و وجودی انچه را به ان رسیده ام ذکر کنم و صد البته که این اموزه در اثر تجربه زندگی و تعمق در ان و در ضمن مکالمات طولانی و نقادانه و ژرف کاوانه با حلقه کوچکی از دوستان هم دل فراهم امده است که در همینجا از انها تشکر و قدردانی کرده و برای همه زندگی انها را قدر میدانم و بر صدر دل و دیده می نشانم 

و اینک تقدیم به شما و منتظر نقدها و تجارب بلند و معنوی شما هستم :

 

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

۱ – همه چیز یک چیز است . همه موجودات با یکدیگر پیوند دارند .  عشق قطعات متکثر هستی را به یکدیگر اتصال و وحدت می یخشد . ترس و نفرت اجزای هستی را از هم میگسلد .

۲ -  تمامی کثرت ها در یک شبکه واحد قرار داشته ویک ارگانیزم بزرگ و یگانه را تشکیل میدهند

۳ -– غیریت و تمایزی که میان من و دیگر اشخاص و اشیاء ملاحظه میشود ناشی از یک توهم معرفت شناسانه است .

۴ – اساس تمامی مشکلات جوامع انسانی همین احساس بیگانگی و غیریت با اشخاص و اشیائ و جوامع دیگر است .

 

۵ - تمامی اجزای هستی اعم از اشخاص و اشیا در یک زنجیره بزرگ به یکدیگر متصل و در هم دیگر تاثیرات متقابل دارند و در مجموع یک پیکره واحد را تشکیل میدهند

 ۶ - هر کس در هر جایی که قرار گرفته است باید کار خود را به درستی و در جهت خیر کل مجموعه هستی انجام دهد . کم کاری و یا اهمال در وظایف شغلی و شخصی در کل زنجیره هستی ایجاد اختلال میکند .

 ۷ - هر کار نیکی و یا کار بد پس  از سیر در زنجیره هستی به شخص فاعل باز میگردد .

۸ - نیک و بد  یک تعبیر انسانی و ارزشمدارانه از دو فاز مثبت و منفی در هستی است . از دیدگاه کل گرایانه نیک و بد و یا خیر و شری وجود ندارد .

۹ - خیر و شر / خوب و بد / نور و ظلمت و ...... در مقام تمثیل مانند دو جریان فاز و نول در الکتریسته است که بدون همکاری و توازن دقیق انها هیچ دستگاه و ماشین برقی نمی تواند کار کند .

۱۰ - وجود دو جریان فاز و نول ( = خیر و شر / خوبی و بدی ) برای سامان یافتن تمامی فعالیت های هستی لازم و ضروری  .

۱۱ - مبارزه خشونت بار  با هر چیزی در هستی طرف مقابل را تقویت میکند .

۱۲ - به جای مبازه مستقیم و بی امان با بدی ها باید به تقویت و گسترش خوبی ها پرداخت .

۱۳ - نیروی اراده و خواست انسان به هستی شکل میدهد - هستی ماده خامی است که ذهنیت انسان به آن فرم و صورت و قالب می بخشد .

۱۴ - آروزها و رویاها در صورتی که با اعتماد به هستی به طور شفاف تصور شده و با ملایمت و مداومت خواسته شوند بالاخره صورت عینی و واقعی به خود میگیرند ( هستی به فرم رویاهای ما در میآید )

و برعکس هر چیری که با احساس نداشتن و حریصانه خواسته و تعقیب شود از دست ما می گریزد .

۱۵ - برای پر شدن ابتدا باید خالی شد . برای پیوستن باید جدا شد . برای درک وحدت باید کثرت را فهم کرد و .....

۱۷ - برای به دست آوردن هر چیزی باید ابتدا با احساس داشتن آن . ان چیز را بخشید - برای بدست اوردن شادی باید به دیگران شادی بخشید . برای به دست اوردن خوشبختی باید برای خوشبخت کردن دیگران تلاش کرد . برای ثروتمند شدن باید سخاوتمندانه بخشید ... برای دانشمند شدن باید دانش خود را انتشار داد .... برای بهره گیری از موهبت عشق باید به دیگران عشق ورزید.

۱۸ - قانون هستی بازی برنده برنده است - برای برنده شده باید در تدارک برنده شده دیگران نیز بود - هرکس تنها به فکر برنده شدن خود باشد ( = تنها و تنها به موفقیت فردی خویش بیاندیشد ) بیشتر از دیگران می بازد و سخت تر شکست می خورد

۱۹ - کل هستی به همراه تمامی اجزا و موجودات متنوع و به ظاهر پراکنده آن به  مانند یک درخت واحد است ( شجره الکون ) و در این درخت بزرگ والدین ( مادر و پدر ) مانند شاخه ای هستند که به ما حیات و شکوفایی بخشیده اند . آزردن والدین خطرناک ترین اقدام بر علیه حیات و بر ضد شکوفایی ماست .

۲۰ - حیات و بالندگی موجودات زنده . موهبتی مقدس و در راستای بالندگی کل هستی است . تعرض به حیات . اقدامی بر علیه هستی به همین دلیل ازردن موجود زنده کاری بر علیه بالندگی هستی است در زنجیره حیات بخشی اولین حلقه مادر و پدر هستند که ازردن انها از ازردن دیگر موجودات خطرناکتر و عواقب وخیمتری دارد . پس از والدین بستگان خونی  لایه به لایه و حلقه به حلقه اهمیتی مرتبه بندی شده دارند .

۲۱ - کشتن انسان . حیوان و هر موجود زنده دیگر اقدام بر علیه هستی است . مگر انکه صادقانه در راستای حراست از ارزش حیات و اصل بالندگی کل هستی باشد .

۲۲ - در تغذیه انسان اصالت با گیاه خواری است که در آن آزار کمتری برای موجود زنده است . البته خوردن گوشت موجودات زنده با رعایت اصل حراست از حیات و بالندگی آن در حد نیاز ضروری و در رعایت اعتدال مقتضی همان اصل پیش گفته است و منعی ندارد .

۲۳  - افراط در گوشتخواری و ذبح و شکار حیوانات در هستی داری عواقب و نتایج زیانبار برای هستی و انسان است و هستی با بیماری ها و ناراحتی های روحی و روانی و دیگر رنج های ناخواسته مرتبا به بشر اخطار میدهد تا به امساک و تعادل باز گردد . ( تعرض به اصل تقدس حیات )

۲۴ - طبیعت و محیط زیست دارای گونه ای شعور مرموز و فرا اگاهی است و در صورت تعرض به ان . طبیعت با رفتارهای معینی به این زیاده روی ها و افراط کاری ها واکنش نشان میدهد .

۲۵ - پرهیز از آزردن دیگران ( به ترتیب اهمیت در درخت هستی = والدین - بستگان - انسانها - حیوانات و گیاهان ... ) یکی از بزرگترین فضیلتهاست چرا در هماهنگی با کل چرخه بالندگی حیات در هستی است  .

۲۶ - همچنانکه ازردن دیگران عملی بر علیه هستی است . آزردن خویش در تمامی ساحت های بدنی . روانی . روحی . عاطفی و فکری عملی بر علیه هستی و کفران نعمت حیات است .

۲۷ - هرگونه فعالیت ریاضت کیشانه که با اهانت به خویشتن یا با آزردن جان و بدن خویش همراه باشد . اقدامی بر علیه هستی و مخالف مشیت پروردگار است . این ربطی به سعی و تلاش و مجاهدت برای رشد و آگاهی و پیشرفت و .... ندارد ( اصل نه آزار بده و نه آزار ببین )

۲۸ - انسان دارای اراده ازاد به شکل تکوینی است و خواستن او مانند اهرمی است که باعث جوشیدن چشمه فیاض هستی می شود . هر چه بیشتر و باشکوهتر و عالیتر بخواهیم . هستی بیشتر می بخشد و متعالی تر میشود و این مشیت الهی است .

۲۹ - غم و اندوه ارادی . اقدامی بر علیه هستی و گونه ای آزردن خویش است .

۳۰ - خداوند یار غم دیدگان است اما شادی را بیشتر دوست دارد چرا که مشیت او بر خوشبختی و شادی همه هستی است .

۳۱ - خواستن از موضع شکر و شادی . در هماهنگی با هستی و نظام آفرینش است و چمشه فیاض هستی را میجوشاند و زودتر به ثمر مینشیند و شکوفا می سازد

۳۲ - ترس و نا امیدی . بی اعتمادی به هستی و نظام الهی است و باعث فرا خواندن شکست و رنج مضاعف میشود .

۳۳ - بردباری . هماهنگ شدن با سرعت بالندگی حیات و شتاب آفرینش است و نابردباری باعث ناهماهنگی با سیر طرح آفرینشگرانه هستی است .

۳۴ - انسانها در مواجه با دیگران باید  از سر مهر و خیر خواهی همدیگر را به صبر و امید توصیه کنند تا همه چیز با همدیگر هم جهت و هم سرعت و هماهنگ شود .

۳۵ - بیقراری یک نفر یا یک گروه مانند ان است که یک واگن یک قطار بخواهد زودتر به مقصد برسد یا از راهی دیگر برود که در ان صورت در حرکت تمامی واگن ها اختلال ایجاد میکند .

۳۶ - تمامی محدودیتها ساخته و پرداخته انسان و افکار منفی اوست که توسط نهادهای اجتماعی این محدودیتها تقویت شده و گاهی به امور مقدس . دین و خدا فرا فکنده میشود تا انسان از بالندگی و شکوفایی مادی و معنوی باز داشته شود .

۳۷ - در هستی هیچ محدودیتی از حیث امکانات و منابع وجود ندارد . هر چه نیاز و خواهش فزونی گیرد  ( نیاز واقعی و صادقانه ) هستی به فرا خور نیاز زایندگی و جوشش بیشتری خواهد داشت .

۳۸ - هر برنامه توسعه ای که هماهنگ به آهنگ هستی . و مبتنی بر اصل قداست حیات و بالندگی تمامی موجودات و رعایت مصالح کل نباشد .... منجر به شکست و افزایش ناکامی ها و پیدایش مخاطرات بزرگ میشود . 

 ۳۹ - سیاست در صورتی که در هماهنگی با جریان بالنده هستی باشد یعنی  در جهت توسعه عشق و اگاهی و آزادی و شادی و عدالت و شکوفایی مادی و معنوی بشریت ( بدون هیچ گونه نگاه تبعیض امیز ملی . ایده ئولوژیک . نژادی و  قومیتی ... ) باشد فعالیتی مقدس و در غیر این صورت فعالیتی بر علیه هستی و نظامات الهی ان است .

۴۰ - هستی با سنت ها ی یک نواخت و لایتغیر خود به ظلم و بی عدالتی پاسخ میدهد و در این کار با بردباری و حکمت و اصل فرصت دهی برای جبران با اراده بشری رفتار میکند و در نهایت در زنجیره بزرگ هستی همه چیز را با عدالت و نظم ساماندهی مجدد  میکند  ( باز مهندسی نابسامانی ها بر اساس عدالت )