برای ابری که گذشت و دخترش که بارید

- میبینی چطور دستشان انداختیم
عینک آفتابیام را برداشتم
تابوت تو خندید :
- این همه جسد دیده بودی
به خودشان تفنگ و سپر ببندند
.....
اخرین سروده شاعر محبوب من
سارا محمدی اردهای
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 1:26 توسط پیمان سماواتی
|
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن