یکی از ویژگی های عصر سنت . محدودیت نظامهای های الهیاتی بود . در عصر سنت . الهیات منحصر بود در الهیات وحیانی و الهیات عقلانی در دنیای مسحیت . الهیاتی رسمی که کلیسای کاتولیک مروج و متولی اصلی ان محسوب میشد نماد الهیات مبتنی بر متن مقدس و به تعبیر دیگر الهیات وحیانی بود و انچه دو فیلسوف - متکلم بزرگ مسیحی با اتکاء به مبانی فلسفی افلاطون و ارسطو و بعدها با الهام از افلوطین و اسکندر افریدوسی و فیلون .... افریده بودن الهیات عقلی و یا به تعبیری دیگر الهیات طبیعی نامیده میشد . در این گونه الهیات تلاش میشد تا وجود خداوند و حضورش در عالم از طریق برهاین عقلی و مستقل از متون و شواهد دینی آشکار شود . و صد البته الهیات عقلی - طبیعی آن عصر کاملا در خدمت دیانت مسیح و علم کلام کلیسای کاتولیک بود . اما از رنسانس به بعد و رواج فلسفه های جدید و شکسته شدن اتوریته افلاطون و ارسطو و  گسترش ازاد اندیشی و عقل گرایی انتقادی . رخنه هایی بزرگ در این دو سبک تئولوژیک وارد امد و نارسایی این نظامها در برابر نقدها و پرسشها آشکار شد و همین موضوع باعث گردید تا متفکران و متکلمان و فیلسوفان عصر جدید و بویزه دوره پسا روشنگری به فکر تاسیس نظامهای جدید الهیاتی باشند که متناسب با اقتضائات و پرسشها و نیازهای انسان دوره مدرن باشند .

 محصول این کاوشها و تلاشها بر امدن نظامهایی جدید در تئولوژی است که برخی از معروفترین انها به قرار ذیل اند

الهیات پویش ( فرارونده ) طرح الفرد نورث وایتهد که در مواجه با مساله شرور و شبهات دیوید هیوم در باره کمال ذاتی خداوند تعریفی دیگر و تکامل یابنده و درگیر با اشوب جهان طبیعی ارایه میکند .

الهیات رهای بخش با هدف تلازم معنویت و عدالت که خاستگاه اولیه ان امریکای لاتین و رنگین پوستان تحت تبعیض یودند

الهیات سیستماتیک - طرح پل تیلیش - متکلم المانی مروج مذهب پروتستان که رویکری عقلانی - انسانی و اگزیستانسالیستی دارد .

الهیات کثرت گرا - که چهره شاخص ان جان هیک است و بر نسبیت معرفت و پلورالیسم دینی تاکید میکند .

الهیات فمنیسم - که بر جنبه های زنانگی اوصاف و اسما الهی تاکید داشته و به دنبال احقاق حقوق زنان از طریق اصلاح گفتمان تئولوژیک و دینی جوامع بشری هستند .

الهیات سکوت - طرح جناب اقای دکتر مقصور فراستخواه که خود یکی از اقسام الهیات سلبی است و با هدف پذیرش کثرت گرایی دینی و اجتماعی طراحی شده است .

و چند گونه دیگر که ذکر انها باعث طولانی شدن این پست میشود .

آنچه برای من در این پست اهمیت یافته است . این است که با سیر تحولات جوامع بشری و پیدایش دیدگاه ها و اقتضائات تازه .... چهره ای تازه و جدید از خداوند اشکار میشود و به تعبیری دیگر معنا و مفهوم خدا با شرایط جدیدی بشری تطابق میابد و خدا در سیما و نسبتی جدید با بشر قرار می گیرد و این گفتمان های الهیاتی هر کدام سعی دارند که این وضعیت و نسبت جدید خدا و انسان را به نحوی خرد پسند و جامعه پذیر به طور فلسفی  صورتبندی نمایند .

در این نظامهای الهیاتی ذات و صفات خداوند تعاریفی متفاوت پیدا میکند . تا انجا که برخی مانند وایتهد حتی خدا را خالق هستی و طبیعت قلمداد نمی کند . او دیگر کمال مطلق نیست بلکه کاملترین ذات خود اگاه در وضعیت موجود است که تلاش میکند با مدیریت خود به گونه ای بر اشوب طبیعت و هستی فایق اید و بشر را به سوی خوشبختی بیشتر سیر و حرکت دهد . او خدایی است که برای رسیدن به کمالهای بیشتر مرتبا تلاش میکند و در هر لحظه در صدد فرا رفتن از وضعیت نابسمان کنونی به سمت نظم و سامان و عقلانیت بیشتر است  .

پاسخ این نظامهای الهیاتی به صفات خداوند . کلام الهی . وحی و زبان دین  . مساله شر . عدل الهی . قضا و قدر . ازادی و مسولیت انسان . غایت تاریخ . فلسفه زندگی . روح و تجرد نفس . مرگ و فرجام شناسی . متفاوت و گاه متعارض و متضاد است .

به نظر میرسد مساله خدا مساله جاودان بشر باشد و هیچگاه . هیچ وضعیت تمدنی از دغدغه خدا خالی و عاری نباشد .... تغییر چهره و سیمای خداوند در ادوار مختلف به نحوی بیانگر تغییرات بنیادی در ساختار زندگی اجتماعی - تاریخی بشر است  . ما با مطالعه این گونه های متفاوت الهیاتی و زمینه و بستر رشد و پیدایش  انها میتوانیم به طور عمیقتری با مسائل اساسی و بنیادینی که بشر امروز و همچنین جامه ما با ان روبرو است آشنا شویم و با سیر حرکت انسان لااقل در حوزه معرفتی و فکری هم سو و هماهنگ شده و درک متقابلی از دیگر وضعیت های بشری و تمدنی بدست اوریم مطابق این دیدگاه با نو شدن انسان . ناگزیر خدا باید نو شود و یا از صحنه بیرون رود . عصر سنت خدایی سنتی دارد و عصر مدرن خدایی مدرن و در عصر پسا مدرن خدا نیز چهره و سیمایی پست مدرن پیدا میکند ( در ظرف ذهن بشری ) . { این نگاه بر اساس مبانی نظریه مکتب تجلی و دولت اسما در عرفان محی الدین عربی نیز قابل توضیح و تبیین است }

اگر همت و سلامتی با من یار باشد قصد دارم که در چند پست اینده به اختصار نیم نگاهی به این گونه های مختلف الهیاتی به ویژه در مواجهه با سوالات اساسی مانند شرور . ازادی و مسولیت انسان ........... بیاندازم و البته پرسشگری و نقد خواندگان اگاه و همراه بر غنای این مباحث خواهد افزود .