اریک فروم و روان شناسی دین

اریک فروم از نامبردارترین روانشناسان و متفکران میانه ی قرن بیستم است که با تحدید نظر در نظریات فروید به طور جدی و عمیق به دین شناسی پرداخت . فروم در گروه نو فرویدیانی قرار دارد که نسبت به دین رویکردی مثبت دارند . در کار فروم عناصری از رویکردهای اگزیستانسیالیستی سارتر و پدیدار شناسی هوسرل و جامعه شناسی مدرن دیده میشود . این همه باعث شده است که فروم در قرن بیستم جایگاهی بیش از یک روانشناس حرفه ای داشته باشد . فروم فیلسوفی وجودی است که انسان و زیست روانی - اجتماعی اش در کانون توجهات و تحقیقات او قرار دارد . مفاهیمی مانند . سرگشتگی وجودی - اضطراب - یگانگی آغازین - ظهور ناگهانی خودآگاهی - گسستن از خویش - تنهایی محض - دوگانگی وجودی - ........... در اثار او موج میزند
فروم یکی از نظریه پردازان بزرگ در حوزه روانشناسی دین است . از نظر او دین عبارت است از :
هرگونه نظام فکری و عملی است که با مشارکت گروهی از انسانها و با کارکرد جهت دهی نظام مند به دلبستگی های فردی انان پدید می اید
به اعتقاد فروم دیگر هیچ کس فارغ از نیاز دینی نیست . به همین دلیل ایده هایی که پایان دین را نوید میدهند نادرست و خیال انگیزند . دین و انسان لازم و ملزوم یکدیگرند و انسان غیر دینی مانند مثلث چهار ضلعی مفهومی ممتنع است . از دیدگاه فروم مساله بودن یا نبودن دین نیست بلکه مساله نوع دین است . ملحدان دینی را به قصد دینی دیگر ترک میکنند و الحاد مطلق وجود ندارد و تا هنگامیکه نظامی جهت دار از دلبستگی های گروهی وجود داشته باد .... دین نیز وجود دارد
در دیدگاه اریک فروم به طور کلی دو سنخ دین وجود دارد :
۱- دین اقتدارگرایانه
۲ - دین انسان گریانه
در دین اقتدارگرایانه . عنصر غالب تسلیم خاشعانه در برابر قدرتی فرابشری است که با مهابت بر انسان حکم می راند . فضیلت اصلی در نوع دین اطاعت ( بندگی ) است و گناه کبیره آن عصیان ( سرپیچی ) است . خدای این سنخ دین دارای قدرت قهاری است که چندان تابع ارزشهای اخلاقی نیست و هرجا که لازم باد قهاریت خود را اشکار کند با قدرت و البته توجهیاتی در ارزشهای اخلاقی دخل و تصرف میکند . اقتدار در این سنخ دین ارزش و فضیلت محوری است . بندگان حقیقی او استقلال و تمامیت خود را با تحت الحمایه بودن او تعویض می کنند .
در دین انسان گرایانه . عنصر غالب بشر و ارمانها و ارزشهای اوست . در این سنخ دین . هدف نیرو گرفتن انسان است و فضسلت بنیادی . خود شکوفایی و استعلای انسان است . نه سرسپردگی و اطاعت . بنابراین گناه کبیره در این سنخ دین . سرنهادن و غرق شدن در اراده دیگری است . در چنین دینی تجربه دینی ناشی از وحدت با کل و مبتنی با دلبستگی شخص به جهانی است که از اندیشه و خرد و عشق و نیکی لبریز شده است . و انسان در هماهنگی با هستی . به آزادی حقیقی دست میابد . به جای احساس گناه و غم و سوگ که در دین اقتدار گرا دیده میشود . حالت غالب شادی و نشاط و امید است
خدا در دین انسان گرایانه به جای انکه نماد سلطه و قدرت و قهاریت باشد . نماد نیکی و عشق و قدرتهایی است که ممکن است با شکوفایی انسان به ظهور برسد . در واقع خدا نماد خود برتر و متعالی انسان است .
در نظر فروم تائوئیسم . بودیسم . سقراط . عیسای ناصری .......... اسپینوزا و برخی از نحله های عرفان اسلامی ........... از سنخ دین انسان گرایانه اند و دین یهود و پیامبران بنی اسراییل و قرائت های متشرعانه و سخت گیرانه از ادیان ابراهیمی از سنخ دین اقتدارگریانه است
دین اقتدارگرایانه در حوزه اجتماعی به تسلط یازیدن بر دیگر نهادهای اجتماعی نیاز دارد تا به همه چیز مهر عبودیت خدای خویش را بزند . اما دین انسان گرایانه با بسط آزادی و شکوفایی و رهایی انسان به حیات خود ادامه میدهد و خدایش در جامه معشوقی متعالی متجلی میشود . چنین خدایی انسان را به غلبه بر محدودیت های خویش و رسیدن به انصاف و فروتنی و عشق نامشروط و صلح کل تشویق میکند
بنا بر این نگرش کسانی که از مذاهب اقتدارگررایانه می گریزند و به نحله های عارفانه یا اومانیستی و یا دیگر نحله های به ظاهر کفر امیز می گروند از دین برون نمیروند ... بلکه از دینی به دین دیگر می گریزند و البته کم نیستند کسانی پس تجارب زندگی ازادانه به دلیل ترس شرطی شده اس که از عصیان و مجازاتهای درونی شده ان دارند . از دین انسان گرایانه به دین اقتدار گرایانه می گریزند تا در جهان پر اشوب و اضطراب آفرین کنونی و تقدیر مقدر نشده و نامعین ان که انسان را غرق در هراسهای وجودی میکند به نحله هایی که تحت الحمایگی می اورد پناه می اورند . بی خود نیست که در قرن بیستم و پس از تزلزل در ایمان سنتی گروههایی از مردم جهان به ایده ئولوژی هایی اقتدار گرا ( مارکسیسم - فاشیسم و .......... ) روی اوردند
بی جهت نیست که نام یکی از پر خواننده ترین کتاب های فروم هنر عشق ورزیدن است ... شاید فروم میخواسته است با اموختن مهارت دوست داشتن و دوست داشته شدن زمینه تحول دین اقتدار گرا را به دین انسان گرا فراهم اورد .
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن