این منم

نشسته بر جهان کوچک خویش

 تنیده در بندهای ناهوشیاری

 و در جستجوی خویش

 دشوار ترین جستجوها

خویشتنم شاید

 در میان این همه انباشتگی

گم شده باشد

در زیر لایه های سنگین  تاریخ

گهنه گی فرهنگ

و هزار توی جبرهای جامعه

کهن الگوهایی به بلندای حیات بشری

پدر و مادر  ..... که چه بسا تا پایان عمر

در وجودم پنهان شده  و فرمان میرانند

نقش ها و نقاب ها و موقعیت ها

رسانه هایی که بی مهابا و به شکلی تهاجم آمیز

ذهن و دل مرا از آنچه من  نیست  ....... انباشته میکنند

و درسها و مکتبها و فیلسوفها

که مرا از آگاهی کاذب خویش آکنده اند

ارزشها و هنجارها - باید و نباید ها

 همچون برنامه هایی که

رایانه ای را مدیریت میکند ..........

داوریها و تصمیم گیری های مرا

راهبری میکند

و دین شما ...........

که خود را عین خویشتن من معرفی میکند

و مدعی است که تو ..... در من ...... نهفته ای

و با من خویشتنت را همانگونه که هست میبابی

ولی آنجا نیز حجابی سنگین تر و سختر بر من

 فکنده میشود

و من هنوز

با پرسشهایی بی پایان

در جستجوی خویشتنم

 کدام دست چشم بندم را خواهد گشود ؟

و کدام حقیقت بر من من خواهید تابید ؟