تجربه دینی - همسانی ها و ناهمسانی ها
یکی از موضوعات جذاب و کهنی که البته جدیدا ( دو سده گذشته )به حیطه مباحث دین پژوهی و کلام جدید راه یافته است ، مساله تجربه دینی است . این اصطلاح پیش از این دوره در مکاتب عرفانی با عنوان کشف و شهود (مکاشفه ) مورد بحث قرار میگرفت . همچنین از دیدگاه اپیستمولوژیک همواره در باره اعتبار و روایی و واقع نمایی این گونه دریافت ها بحث و مناقشه وجود داشته است . اما انچه که در این دو قرن اخیر مورد توجه متفکران قرار گرفته است ، ثمره این گونه تجارب است . شاید بزرگترین دستاورد این گونه تجارب ، ایمان باشد . به این معنا که پس مواجهه با امر قدسی و رخداد تجربه دینی . شخص گونه ای شور و هیجان و دلبستگی و معنا و معرفتی از جنس دیگر در خود احساس میکند و گاه به طور ناگهانی و جهش وار - همچنانکه در پدیده عشق های ناگهانی روی میدهد - شخص صاحب تجربه، به متعلق تجربه دینی ایمان میاورد . در باره ماهیت ایمان و تاثیری که بر کل حیات دینی فرد میگذارد و فراز و فرود ان فعلا سخنی ندارم . همچنین در باره انواع و اقسام و مراتب تجارب دینی که از تجربه وحیانی شخص نبی تا یک رویای الهم بخش میتواند مرتبه بندی شود نیز اکنون بحثی ندارم بلکه سخن من در این موقف ، در باره تعارض گزارشهایی است که در تجربه های صادقانه ی دینی مشاهده میشود .
مساله در این جاست که مثلا دو شخص با دو پیشینه فکری - فرهنگی متفاوت و با سپهر معرفتی - دینی مختلف گاه دریافت ها و گزارشهایی همسان از جهان هایی دیگر میدهند و گاه دو نفر با وجود تشابه ها زیاد فکری - فرهنگی و دینی گزارشهای متفاوت و بعضا ناهمسانی ارایه مینمایند .
به عنوان مثال بودا و محی الدین عربی ، هر دو تجربه های دینی عالی و باشکوهی داشته اند که در هر دو انها ، موجد ایمان بوده است . اما گزارشهایی که این دو از جهان ها و شگفتی های عوالم دیگر و نظامها و سنت هایی حاکم بر انها ارایه داده اند ، ناهمسان و متفاوت و در پاره ای از موارد کاملا متعارض است . بسیاری از کسانی که در سپهر فرهنگ و آیین بودیسیم و هندویسیم به تجارب دینی ، مثلا تجربه نزدیک مرگ Near-death Experience دست یافته اند ، به چرخه بی پایان انتقال روح در بدنهای متفاوت و بازگشتشان به بدن و زندگی دنیوی ( تولد دوباره و تناسخ ) تصریح کرده اند و از ان سو کسانی که در فضا و زمینه ادیان ابراهیمی به تجربه نزدیک مرگ دست یافته اند ، گزارشهایی کاملا فارغ از تناسخ و سامسارایی که ایین های شرق دور به ان معتقدند ارایه کرده اند و حتی در مواردی به صراحت ان را انکار کرده اند .
به عنوان مثال در تجربه خانم بتی جین ایدی که در کتاب های زنجیره ای در آغوش نور با روشنایی و شکوه بی مانندی به رشته تحریر در امده است ، تناسخ اشکارا نفی و انکار میشود .
یا در فضا و زمینه ادیان ابراهیمی نیز در مرحله ای از تجربه نزدیک مرگ ، شخصیت های معنوی مختلفی به استقبال ارواح تازه درگذشتگان امده اند . بتی جین اید و دیگر تجربه داران کتاب های در اغوش نور که همه متعلق به دنیای مسیحیت هستند ( اعم از مومنان راستین به مسیح و غیر مومنان ) همه گزارش کرده اند که مسیح با اغوشی گشوده و رحمتی متعالی و التیام دهنده انان را پذیرفته است و مسلمانانی که واجد چنین دریافت و تجربه ای بوده اند از استقبال باشکوه پیامبر اسلام حضرت محمد ص و یا حمایت شکوهمندانه حضرت علی ع خبر داده اند .
در همین یکی دو ماه گذشته با شخصی آشنا شدم که دارای تجربه های طولانی و حیرت آوری از ارتباط با روح فرزند متوفایش بود ه است فرزند او در حین کمک به فقرا و نیازمندان در اثر یک سانحه فوت کرده بود و در طول بیست سال گذشته ارتباطی روشن و اشکار و تردید ناپذیر با والدین خود برقررکرده است و در حین این ارتباطات که با نشانه هایی باور پذیر همراه است ، علاوه بر تاکید به موازین اخلاقی و نیک خواهی و ایثار و خداپرستی به عنوان شرط اصلی رستگاری ( که تقریبا بنیاد مشترک و همسان تجربه های دینی است ) به انجام تکالیف دینی مانند نماز و قرائت سوره هایی خاص از قران و اهتمام بر فرایض دینی و رعایت ظواهر امور نیز تاکیدی فروان داشته است که کاملا اختصاصی و ناهمسان با سایر تجربه های دینی به نظر میرسد .
.
همسانی های تجارب دینی ، بویژه تجربه نزدیک مرگ در اثر علمی - پژوهشی روزنه ای به جهان دیگر و زندگی پس از زندگی نوشته دکتر ریموند مودی با پشتوانه تحقیقات پیماشی و میدانی . فهرست شده است دریافت هایی مانند :
- احساس جدایی از بدن و مشاهده آگاهانه و هشیارانه بدن از بیرون بودن ( اوت اسکوپی )
- مشاهده تونل سیاه ( برخی آن را خاکستری . ارغوانی و برخی کاملا نورانی و درخشان توصیف کرده اند )
- کشیدن شدن و مکیده شدن به درون تونل یاد شده
- احساس مطبوع آرامش و گرمای ملایم و دلپذیر در حین حرکت در داخل تونل
- شنیدن صدای زنگها و موسیقی شفا بخش و شدت گرفتن سرعت حرکت
- مشاهده نقطه نورانی توسعه یابنده در پایان تونل
- ورود به جهانی سراسر نور و مهربانی و اگاهی و استقبال توسط یک شخص قدسی ( عیسی مسیح در تجربه نزدیک مرگ مسیحان داری این تجربه )
- مشاهده کامل و سریع تمام زندگی زمینی سپری شده همراه با بازسازی تمامی احساس ها و اندیشه ها و تجربه ها
- احساس شفا یافتگی و التیام عمیق روحی و ذهنی
- احساس شرم بسیار عمیق و جانسوز در اثر مشاهده خطاها و تصمیمات و انتخابها و اقدامات ناشایست .
- احساس عمیق بخشودگی و مورد رحمت قرار گرفتن .
- دریافت اگاهی عمیق از معنا و مفهوم زندگی و مقدس بودن و هدفدار بودن و حکمت امیز بودن آن .
- احساس رسالت برای بازگشت به زندگی دوباره همراه با ایثار و عشق نامشروط
- ایمان و اعتماد عمیق و نستوه نسبت به خداوند و رحمت و حکمت مطلق و نامشروط او .
- و احساس بازگشت به بدن همراه با درد و رنج و مشقت و ناراحتی و اندوه برای مدتی موقت
و دریافت هایی از این دست که بیشتر در فضای فکری - فرهنگی و اخلاقی دنیای مسیحیت گزارش شده است .
متاسفانه تجربه نزدیک مرگ در سپهر فرهنگی - مذهبی مسلمانان چندان مورد پژوهشهای میدانی و پیمایشی قرار نگرفته است و تجاربی از این دست که تعدادشان کم نیستند بیشتر به شکل نامنقح ، ارزیابی نشده ، طبقه بندی نشده و غیر اکادمیک ثبت و ضبط شده اند .
اما همین تجارب نیز تا حدود زیادی با تجارب مسیحیان متوفی ،همسانی و همپوشانی دارد . اما موارد تامل برانگیزی از ناهمسانی و حتی گاهی تعارض ظاهری مشاهد میگردد که میتواند مورد تحقیق و وارسی و نظریه پردازی قرار گیرد .
به عنوان مثال تجارب اخیری که در همین پست به ان اشاره شد ،حاکی از تمایزها و تفاوت های اشکاری است . در این تجربه با اینکه شخص متوفی در مغرب زمین متولد شده و در انجا زندگی کرده و در همان جا نیز فوت کرده است و تقریبا از اموزشها و تعالیم مذهبی اسلام هم برخوردار نبوده است ، گزارش مینماید که پس از مرگ توسط پیامبر اسلام ص مورد استقبال قرار گرفته است و از عظمترین و متعالی ترین موهبت های عوالم قدس بهرمند شده است ، با اینکه فرد مزبور در سن ۱۷ سالگی فوت مینماید و اطلاعی از قران کریم نداشته و شکل و اداب نماز خواندن را نیز نمی دانسته است . پس از مرگ و در حین ارتباط با اعضای خانواده خویش بر نماز و تلاوت بخشهایی خاص از قران کریم و پرهیز از نوشیدن مسکرات و انجام فرایضی مانند روزه و توسل و شفاعت به ائمه هدی ع تاکید ورزیده و با اشکار ساختن نشان هایی تردید ناپذیر ، موجد ایمان و رویکرد عرفانی و معنوی خانواده خود شده . خانواده ای که اذعان میدارند تا پیش مواجه با چنین تجربه هیچگونه تعلق خاطری به اموزه ها و فرایض مذهبی نداشته اند . و با توصیه روح متوفا به زندگی دینی و انجام تکالیف مذهبی همراه با ایمان و اعتقادی جازم روی اورده اند.
نکته اساسی این مطلب در تفاوت این تجربه و رهیافت ان با تجارب دینی مشابه در سپهرهای دینی - فرهنگی دیگر مثلا در مسیحیت و یا ایین ها بودیسیم و هندویسیم و یا مکاتب عرفانی سرخپوستی مانند اک و اکنکار است .
البته باید توجه داشت که علی رغم زمینه و زمانه فرهنگهای مختلف ، همسانی ها و همپوشانی های فراوانی در تجارب دینی ( بویژه تجربه نزدیک مرگ = N.D.E ) علی رغم دین و فرهنگ و جنسیت و اموزش و سن و ............. وجود دارد که جای شگفتی و تامل فراوان است و به گونه ای نظریه ذات گرایی در تجربه دینی را تقویت میکند و یک نواختی ( اصل اونیفرمیسم ) قواعد حاکم بر هستی های مابعد الطبیعی را مدد میرساند .
اما ان روی سکه ،تفاوتها ، ناهمسانی ها و تعارضاتی است که بعضا در تجربه های دینی ناب گزارش میشود به عنوان مثال مساله تناسخ یا ضرورت رعایت ظواهر فرایض و مناسک دینی از اموری است که در همه تجربه های نزدیک مرگ تایید نمیشود . برخی از تجربه ها موید درستی تناسخ و برخی از دیگر تجربه ها در مخالفت با تناسخ تصریح دارند . همچنین برخی از تجارب بر لزوم پایبندی به فرایض و مناسک دینی تصریح داشته و برخی دیگر بر روح خداپرستی و نیکوکاری و صرفا رعایت مکارم اخلاقی تاکید دارند و اشکارا اهمیتی برای ظاهر مناسک قایل نیستند....... و سوال این است که اگر همه تجارب ناب و صاق و موجه و حکایت گر امر واقع باشند .، در ان صورت این تعارض ها چگونه توضیح و تبیین میشوند و اساسا راه نجات و رستگاری کدام است ؟و به چیزی باید اعتقاد داشت ؟ و به کدام توصیه باید پایبند بود ؟؟
برای حل این تعارض ، راه حلهای گوناگونی وجود دارد ، به عنوان مثال دیوید هیوم فیلسوف تجربه گرای انگلیسی با مبنا قرار دادن اصل امتناع اجتماع نقضین به این نتیجه میرسد تمامی دعاوی انحصار گرایی حقانیت ارباب ادیان که مبتنی بر برهان تجربه دینی و معجزات است باطل بوده و هرکدام به طور متقابل دیگری را نقض میکند بنا براین برهان تجربه دینی برای شناخت و اثبات حقایق متافیزیکی ناتمام و نادرست است . ( استدلال هیوم در مواردی که صاحبان تجربه دینی بر انحصاری بودن راه و طریقت خود برای رستگاری تاکید میروزند درست مینماید اما در مواردی که ادعای انحصار در کار نیست ، این استدلال درست نیست )
اما متکلمان مسیحی بویژه متالهان پروتستان مانند شلایرماخر . جان هیک . پل تیلیش .... بر این باورند که عرصه کثرت گرایی دینی به تجربه های دینی نیز سرایت میکند ، و میتوان فرض کرد حقیقت نیز خود متکثر و جلوه های های متنوعی داشته باشد . اساسا پرسپکتیو معرفت ، نقش اساسی در شناخت ما از حقیقت دارد . تجربه های دینی نیز علی رغم صادق بودن و موجه بودنشان ، خالی و عاری از نقش و زمینه ی فکری - فرهنگی صاحب تجربه نیستند .
تبیین دیگر ، ان است که بگویم همچنانکه در تشریع شرایع الهی نیز تنوع و تکثر وجود دارد و خداوند به اقتضای حال و موقعیت اقوام و امت برای هرکدام شریعتی مناسب وضع میکند ، در عوالم معنا و ملکوت نیز برای هر روحی متناسب با وضعیت او در دنیا و دیگر ویژگیهای روحی و معنوی او که ما از باطن ان بی خبریم ، طریقت و سیره و سنت خاصی ، در نظر گرفته شده است . لذا به اقتضای وضعیت روحی و معنوی انها برخی از ارواح توسط حضرت مسیح ، برخی توسط حضرت محمد ص ، برخی توسط دیگر پیامبران و قدیسان و اموزگاران معنوی استقبال و حمایت میشوند و چه بسا توصیه ها و راهنمایی ها یی متفاوت و متناسب با موقیعت خود و مردم و قوم و خانواده خود دریافت میدارند . که البته مقصد نهایی همه انها رستگاری و کمال روح و تقرب به پروردگار است .
البته تبیین های دیگری نیز وجود دارد که میتوان تفصیل انها را در کتابهایی مانند تجربه دینی و مکاشفات عرفانی نوشته دکتر محمد تقی فعالی و یا کتاب درباره تجربه دینی مایکل پیترسون و یا کتاب تجربه دینی توماس ریچارد مایلز و ....... مطالعه کرد .
به هرحال این مهم نیازمند تحقیقات بیشتر میدانی و پیمایشی است تا ضمن مقایسه تجارب افراد مختلف در سپهرهای دینی - فرهنگی مختلف میزان همسانی ها و ناهمسانی ها و تعارضات احتمالی این تجارب مورد بررسی دقیق قرار گیرد تا از این منظر، نوری بر حقایق جهان های متعالی تر و رستگاری بشر تابانده شود .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
ماخذ و منابع برای مطالعه بیشتر :
پیشگامان پژوهش در زمینه تجربه نزدیک مرگ افراد ذیل میباشند:
- Elisabeth Kübler-Ross, George Ritchie, Bruce Greyson, Kenneth Ring, Michael Sabom, P.M.H. Atwater, Raymond Moody Jr
کتاب Life After Life نوشته Raymond Moody که در سال ۱۹۷۵ منتشر شدهاست توجه افراد زیادی را به این مسئله جلب کردهاست.
در سال ۱۹۷۸ انجمن بینالمللی مطالعات تجربه نزدیک مرگ International Association for Near-Death Studies در کانتیکت آمریکا بنیان نهاده شد. این انجمن هچنین فصل نامه Journal of Near-Death Studies را منتشر میکند.
- فهرست مجلات آکادمیک و علمی که منتشر شدهاند یا به طور منظم پژوهشهای جدید را در موضوع NDE چاپ میکنند:
- Journal of Near-Death Studies, Journal of Nervous and Mental Disease, British Journal of Psychology, American Journal of Disease of Children, Resuscitation, The Lancet, Death
- Studies, and the Journal of Advanced Nursing
-------------------------------------------------------------------------------------------
آمارها و پیمایشها
رواج موارد تجربهٔ نزدیک مرگ در تحقیقاتی که انجام گرفته متغیر است.
مطابق پیمایش Gallup و Proctor در سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۱ از یک واحد نمونه از جمعیت آمریکا، ۱۵ درصد از جامعهٔ آماری گفتند که تجربهٔ نزدیک مرگ داشتهاند. ولی در آلمان Knoblauch در سال ۱۹۹۱ یک پیمایش گزینشی انجام داد و دریافت که ۴ درصد جامعه آماری این تجربه را داشتهاند. اما Perera et al در سال ۲۰۰۵ یک پیمایش تلفنی از مردم استرالیا انجام داد. نتیجه این تحقیق نشان داد که ۸٫۹ درصد از آنان چنین تجربهای داشتهاند. یک متخصص قلب هلندی به نام van Lommel et al در یک محیط بیمارستانی گروهی از بیمارانی که دچار ایست قلبی شده و با موفقیت بهوش آمدند را مورد مطالعه قرار داد و دریافت که ۱۸ درصد آنها مدعیاند تجربهٔ نزدیک مرگ داشتهاند
نگاه کنید به ویکی پدیا ذیل مدخل : تجربه نزدیک مرگ
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن