هنوز زنده اند

آن همه سرخ

با داغی سیاه در قلب

که پری کوچک یک رویا را

به میهمانی نور و شبنم و نسیم برده بودند

حتی اگر کالبد ظرفیشان

در لای کتابی حجیم خفته باشد .

 و در خیال من

کودکی یک احساس

از فرای شقایق زارهایی که

تا چینی نازک تنهایی یک دوست ......

امتداد دارد

گامهای رهایی و پرواز بر میدارد .

هنوز در سفرم .................