شهر شما - این جنگل متراکم اندوه - را دوست ندارم

که در آن چشمان مسافران را می بندید

و تمام روزنه های پلید نگاهتان را میگشایید

تا سرگشتگی دلداده ای را تماشا کنید

به رهایی و روشنایی

راهی بگشاید

که شاخسارهایتان

بی ثمر و سترون است