سنگینی نگاه
شهر شما - این جنگل متراکم اندوه - را دوست ندارم
که در آن چشمان مسافران را می بندید
و تمام روزنه های پلید نگاهتان را میگشایید
تا سرگشتگی دلداده ای را تماشا کنید
به رهایی و روشنایی
راهی بگشاید
که شاخسارهایتان
بی ثمر و سترون است
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 20:55 توسط پیمان سماواتی
|
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن