خدا به عنوان یک واقعیت عینی و هستی شناسانه ، موضوع فلسفه است . اما خدا به عنوان یک انگاره یا تصویر ذهنی ،  در روانشناسی موضوع تحقیق قرار میگیرد و جالب اینکه بسیاری از روانشناسان بزرگ در صدد تحلیل انگاره خدا برامده اند به تدریج دچار یک مغاطه منطقی شده اند . انها با ریشه یابی و تحلیل انگاره ذهنی - روانی خدا و فهم سیر تحول و تطور مفهوم خدا ، گمان کرده اند تکلیف خدا را به عنوان یک حقیقت جهان شناختی و وجودی ، روشن سازند . برخی از انها مانند فروید به این جمع بندی مغالطه امیز رسیده اند که انگاره خدا ، همان پدر تصعید شده است که پس از ماجرای عقده ادیپ و تراژدی پدر کشی و شکستن تابوی نکاح با محارم ، شکل گرفته است پس خدا به عنوان یک حقیقت هستی شناسانه ، امری موهوم و ناپدیرفتنی است . گذشته از نتیجه گیری که از نظر منطقی همان مغالطه جمع المسائل فی مساله واحده ( مخلوط کردن نااگاهانه چند پرسش علمی در  یک پرسش واحد ) است . در این جا قصد دارم به طور گذرا که برخی از تئوریها و نظریه های مطرح و مشهور در باره نحوه تشکیل و تطور و تکامل انگاره خدا  نگاهی انداخته شود  .  در اینجا شش نظریه مشهور را تلخیص کرده ام . در مورد نظریه های بسیار مشهور سخنی نیاورده ام . اما نظریه آخر  که بر اساس پژوهشی که توسط محقق ارجمند اقای سید حسین عالی نسب صورت گرفته است مورد توضیح قرار گرفته است ( این پست به تدریج با توضیخات بیشتری کامل میشود )

تصویر ذهنی از خدا تئوریها و دیدگاه ها

۱- فروید :

تصویرذهنی از خدا = فرا فکنی پدر عالی مرتبه

۲ -  پاول ووگل(1936م) :

تصویر ذهنی از خدا = روابط پيش كلامي مادر ـ كودك

۳ - نظریه های ترکیبی

تصویر ذهنی از خدا = در دسترس بودن مادر حمایتگر  + پدر قدرتمند قانون گذار

گو دین و هالز (1964م) و نلسون و جونز (1957م) نيز به اين نتيجه رسيده‌اند كه مفهوم خدا به‌طور متوسط با مفهوم مادر به مراتب بيشتر از مفهوم پدر همبستگي دارد. آنتوين ورگوتو تامايو (1980م) نيز در پژوهشي پي برده‌اند كه تصوير آزمودني‌هاي آنها از خدا، از دو عامل اساسي تشكيل شده است:

الف - عامل در دسترس بودن كه مربوط به مادر است؛

ب - عامل قانون و قدرت كه به پدر اختصاص دارد.

۴ -  تئوری وحدت بخش ادلر :

 تصویر ذهنی خدا = چهره والد برتر / برتر به معنای  دلبستگی بیشتر و عمیقتر

۵ - تئوری اقتدار - نظريه يادگيري اجتماعي بندورا :

تصویر ذهنی خدا = فرافكني شده الگوي والد مقتدر و غالب ( اعم از پدر یا مادر )

 ۶ - تئوری حرمت خود :

تصویر ذهنی از خدا = خود تصعید شده با حرمت بالا

اسپيلكا بيشتر از همه پژوهشگران به اين موضوع پرداخته است. وي همراه بنسون(1973م) در مطالعه‌اي روي 128 نفر آزمودني كاتوليك كه سابقه مذهبي تقريباً يك‌ساني داشته‌اند، نتيجه گرفته‌اند كه حرمت خود بالا با تصوير ذهني پذيرا، دوست دارنده، بخشنده و پدر مهربان از خدا ارتباط مثبت دارد همچنين آنها بيان كرده‌اند كه حرمت خود پايين با تصوير ذهني منفي از خدا رابطه دارد و افرادي كه حرمت خود پايين دارند تصوير آنها از خداوند انتقامجو، كنترل كننده و پدر عبوس است. آنها ارتباط منفي حرمت خود بالا و تصاوير ذهني منفي از خدا را نيز ثابت كرده و ادعا نموده‌اند دستاوردهاي آماري دلالت بر اين دارد كه مهم‌ترين عامل مؤثر بر تصوير ذهني از خدا ميزان حرمت خود فرد است.

آنها در پژوهش ديگري كه هر چهار نظريه را بررسي كرده‌اند به اين نتيجه رسيده‌اند كه حرمت خود پايين در برخي از مردان با تصوير خشمگين از خدا ارتباط دارد و حرمت خود بالا در ميان زنان با تصوير ذهني دوست دارنده و مهربان از خدا رابطه دارد، همچنان‌كه ارزش خود بالا نيز با تصاويري از خدا كه مثبت، صميمي و شخصي است و به مسائل انسان‌ها رسيدگي مي‌كند، ارتباط دارد. در اين تحقيق، همبستگي ميان دوست داشتن خود و تصوير ذهني دوست دارنده از خدا نشان داده شده است. تصوير خود كنترل كننده در ميان مردان، متضاد تصوير ذهني دوست دارنده از خدا است، در حالي كه تصوير ذهني كنترل‌كننده درباره خدا در ميان زنان هيچ ارتباطي به اين ندارد كه شخص خود را دوست داشتني بداند يا نه. همچنين ارتباط منفي حرمت خود بالا با تصوير ذهني خشمگين از خدا نيز ثابت شده است.

Ravanshenasi-va- Din, Vol.4. No.2, Summer 2011