بشار اسد : ما در شرایط جنگ هستیم

تقریبا دو دهه پیش بود  ( ۱۹۹۳ )که ساموئل هانتینگتون متخصص علوم سیاسی و آینده پژوه بین المللی در مقاله ای مختصر با طرح نظریه برخورد تمدنها ، به نظریه خوش بینانه آخر الزمانی فرانسیس فوکویاما ( پایان تاریخ ) پاسخی تلخ و هراس انگیز داد و همانجور که هانتینگتون  در کتاب بعدی اش برخورد تمدنها و تغییر جهان پیش بینی کرده بود جنگی بزرگ از کناره های شرقی مدیترانه ، جهان را با دوبخش تقسیم خواهد کرد . به گمان هانتینگتون تمدن غربی با چالشی بزرگ و هراس انگیز روبرو خواهد شد . به این شکل که کشورهای روسیه ، چین و ایران و بسیاری از دیگر ملت های اسلامی که دارای پتانسیل بنیاد گرایی اسلامی هستند در یک جبهه تمدنی نسبتا متحد ، تمامیت تمدن غربی و سیطره نظامی اقتصادی سیاسی فرهنگی آن را به چالش خواهند کشید بگونه ای که تمدن غربی ناگریز خواهد شد با تمامی توان و ظرفیت خویش در برابر این هجمه عظیم به مقابله برخیزد . شاید فرجام این نبرد نابودی کامل تمدن غربی و یا پایان تمام جهان باشد . وی در کتاب خود به نا آرامی هایی در خاورمیانه ، شمال افریقا و منطقه خلیج فارس اشاره میکند و همه این نا آرامی ها را مقدمه رویارویی بزرگ نهایی میداند که با نشانگانی که او اشاره میکند میتواند از سرزمین سوریه اغاز شود  . نقطه ای به تعبیر هانتینگتون یک گسل عمیق تمدنی میان جهان شرق و غرب است و با پیش لرزه های سیاسی نظامی هزاره سوم به زلزله ای بزرگ و جهان خراب کن مبدل میشود .

بحران سیاسی سوریه شاید بغرنج ترین بخش سلسله تحولاتی باشد که در یکی دو سال گذشته از تونس آغاز گشته و همچون موج مکزیکی به کشورهای شرقی تر سرایت کرد و در یمن و بحرین به چالشی فرساینده تبدیل شد و اکنون حاد ترین و خونین ترین حلقه این سلسه در سوریه خود نمایی میکند .

سوریه امروز تنها آوردگاه نیروهای انقلابی که خواستار سرنگونی حکومت خود کامه خاندان اسد به همراه حزب بعث و ارتش بی رحم آن  هستند نمی باشد ، بلکه سوریه امروز میدان زور آزمایی قطب های جدید قدرت های سلطه جوی جهانی است . از یک سو روسیه ی تازه از خواب برخاسته است که در صدد تعبیر رویای امپراطوری از دست رفته دوران ماقبل کمونیسم است و در کنار آن چین است که دوست دارد به پشتوانه نرخ رشد اقتصادی بالای ۷ درصد و تصرف بازارها و از میدان بدر کردن رقبای قدرتمند اقتصادی خود ، در عرصه های سیاسی جهان عرض اندام کرده و جایگاه خود را به عنوان یک قطب جدید سیاسی - نظامی در جهان اینده تثبیت کند .  از سوی دیگر آرزوهای مهندسی شده بلوک غرب به رهبری امریکا است که در صدد است نقشه خاورمیانه جدید را با همه الزامات و اقتضائاتش و البته به اتکای خیزش داخلی ملتها به پیش ببرد و صورت و سیرت خاورمیانه را همپای تغییرات جامعه شناسانه منطقه دگرگون ساخته و چهره ای مدنی ، دگر پذیر و دموکراتیک به منطقه ببخشد .

و در میان این هیاهوی بزرگ ، ایران قرار گرفته است که عمیقا تمایل دارد ضمن حفظ جای پای خود در سوریه در خلال همراهی و همکاری با قدرتهایی مانند روسیه و چین به تضعیف حد اکثری منافع غرب و  تضعیف سیطره آن در منطقه ، بپردازد . و از این رهگذر به عنوان یک قطب جدید قدرت که در حال بسط نفوذ و تسلط خود در جهان امروز است معرفی شود  و سرنگونی نظام جهانی سلطه به سرکردگی امریکا را در گوش جهان تکرار کند .

و  این همه  ، موجب وخیمتر شدن  و بغرنج تر شدن اوضاع سوریه است . بنا براین حرکت انقلابی و آزادی خواهانه و اسلام خواهانه اکثریت مردم سوریه به سرعت توسط دیگر مدعیان سیطره ی جهانی ، درحال بلوکه شدن است . صف ارایی قدرتها در سوریه شگفت انگیز و پیچیده است . کشورهایی مانند ترکیه ، عربستان سعودی ، قطر ، انگلیس ، فرانسه ، امریکا و به طور کلی همپیمانان ناتو به طور مستقیم و غیر مستقیم به انقلابیون مسلح کمک می رسانند . در کنار این همه شورای همکاری خلیج ( فارس ) و اتحادیه عرب خواهان کناره گیری بشار اسد از قدرتند . همچنین نیروهای انقلابی از تونس و لیبی و مصر و لبنان و اردن و .... در تلاش هستند تا خود را به انقلابیون سوری رسانده و به انها مدد رسانند  . اما در طرف مقابل ایران و روسیه به طور اشکار از حکومت بشار اسد به شکلی تمام عیار دفاع میکنند . و از همه عجیب تر  ، موضع دولت رژیم اشغال گر قدس اسراییل است که به شدت از نارامی در سوریه نگران است چرا که احتمال میدهد سوریه بعد از اسد تحت تاثیر اخوان المسلمین و دیگر نیروهای اسلامی انقلابی زمینه نارامی مرز جولان و حملات توفنده به منافع اسراییل در منطقه را فراهم اورد . جالب توجه است که در طول ۳۰ سال گذشته ( از زمان اتش بس در بلندیهای جولان ) تا کنون یک تیر از سوی سوریه به سمت اسراییل شلیک نشده است .  سوریه پس از اسد هیچ معلوم نیست که به این وضع باقی بماند .

با کمی درنگ و تامل و ژرف نگری میتوان فهمید یک جنگ جهانی کوچک در سوریه آغاز شده است . جنگی که میتواند برای همه طرف های درگیر حیاتی و حیثیتی باشد . هیچ کدام از طرفین جنگ نمیتواند کوتاه بیایند . بشار اسد و حزب بعث سوریه اکنون چاره ای جز جنگ تا اخرین مرحله ندارد و انقلابیون نیز نمیتوانند اسلحه را زمین بگذارند و قدرتهای خارجی درگیر در سوریه نیز به هیچ وجه نمیتوانند این کشمکش را به حال خود رها کنند و این همه نشان از یک تراژدی بزرگ در این منطقه و نهایتا کل خاورمیانه میدهد .

 

 در چنین شرایطی ارتش سوریه میتواند نقشی تعیین کننده و نجات بخش داشته باشد . ارتش میتواند با برکناری اسد ، شرایط بغرنج فعلی را به سوی یک رهیافت متعادل تر هدایت کند و با حفظ ساختارهای باقیمانده نظامی و سیاسی و اجتماعی ، زمینه را برای بازگشت ثبات به این کشور و انتقال قدرت ، به مردم سوریه  را فراهم اورده و بهانه دخالت بیگانگان را به حد اقل برساند . اما باید دید که ایا مستشاران روسی و ایرانی که در سوریه مشغول رصد کردن اوضاع و هدایت سکان ارتش سوریه هستند چنین امکانی را مفتوح میگذارند یا تمام راه های رهایی سوریه از این بحران بزرگ و فاجعه انسانی را می بندند . در ان صورت میتوان با بد بینی و افسوس تمام  احتمال داد که نظریه برخورد تمدنها و پیش بینی اقای هانتینگتون در سوریه به واقعیت پیوسته و منطقه خاورمیانه اوردگاه جنگ سوم جهانی و خونین ترین حادثه تاریخ بشریت باشد  .

اگر سکاندارن سیاست خارجی ایران ، بخواهند به منافع بلند مدت توجه داشته باشند ، باید به روزهایی بیاندیشند که دیگر اسد و حزب بعث بر سریر قدرت نیستند و اگر امروز ، برای آن اینده محتمل ، برنامه ای نداشته باشند . همه چیز را باخته اند . بنا براین عاقلانه تر ان است که به طور یک سویه و چشم بسته از بشار اسد دفاع نکنند و به دنبال رهیافتی باشند که بتوانند همچنان در سوریه پس از اسد به عنوان یک متحد و بازیگر فعال نقش داشته باشند و لازمه این هدف ، برقرای ارتباط سازنده و امید بخش با انقلابیون و متقاعد کردن کناره گیری شحص اسد از قدرت و حفظ ساختار حکومت وی در اینده سوریه است . حکومتی که با انقلابیون از در صلح در اید و به طور جدی به انجام اصلاحات مردم خواسته در سوریه مبادرت ورزد . بی تردید فضای فرهنگی و تاریخی ملت سوریه کماکان میتواند از این کشور سد مجکمی در برابر توسعه طلبی و فزون خواهی رژیم اشغال گر قدس بسازد .

 

ملاحظه :

کشور سوریه دارای ۱۴ استان است و پایتخت این کشور خود نیز یک استان نیز به شمار می‌آید. در استانهای شمال شرقی کردها و در استانهای حاشیه دریای مدیترانه و مرکز علوی ها - شیعیان دوازه امامی و شیعیان اسماعیلی و در استانهای جنوبی  و جنوب شرقی سنی ها و در غرب مسیحیان و دروزیها زندگی میکنند .

جمعیت سوریه حدود ۲۱ ملیون نفر است که ۹۰ درصد آن عرب و بقیه اقلیتهای قومی مانند کرد ها -کلدانی ها - اشوری ها - آرامی ها -  ارمنی ها - چرکس ها - ترکمن ها و ترکها هستند . مهمترین اقلیت قومی سوریه کردها هستند که سالهاست در صدد جدایی از سوریه و اتحاد با کردهای ترکیه و عراق بود و تمایل دارند تا کشور مستقل به نام کردستان بزرگ را تشکیل دهند در صورت ادامه بحران احتمال تجزیه سوریه وجود دارد و برخی  گمانه زنی ها نشان از ان دارد که این کشور حداقل به سه کشور کوچکتر و یا سه ایالت خودمختار فدرالی تجزیه شود که عبارتند از ایالت یا کشور کردستان در شمال و شمال شرق  - کشور علویون در غرب در حاشیه مدیترانه و کشور شام در جنوب با محوریت سنی های عرب