می‌توان طبقه‌ بندی مردم را به نوعی یک طبقه بندی تاریخی دانست: مردمانی هستند که زمانه‌ی ایشان هنوز فرا نرسیده است؛ این‌ها از لحاظ تاریخی نابهنگامند و آینده را پیش از موعد می‌بینند و به آن می‌پردازند. طبقه‌ی بعدی افرادی هستند که متعلق به زمانه‌ی خویشند؛ ولی بسیاری هم هستند که به هیچ‌وجه به این زمانه تعلق ندارند؛ بلکه باید در دوره‌ی والدین یا اجداد ما می‌زیستند. در طبقات بعدی افراد زیادی جای می‌گیرند که به قرون وسطی تعلق دارند و دیگرانی که به زمان‌های بسیار دورتر و حتی دوران غارنشینی متعلقند؛ در خیابان و قطار به آن‌ها بر می‌خوریم، مثلا گاهی غارنشین پیر و مضحکی را می‌بینیم که واقعاً نباید بیش از این زندگی کند. 

این مسئله ناشی از این حقیقت است که مشکلات خاص هر زمانه‌ای را بسیاری از مردم آن دوران درک می‌کنند، ولی همان مشکلات برای گروهی از مردم همان زمانه محسوس نیست، دست کم درک مستقیمی از آن‌ها ندارند.

 کارل گوستاو یونگ

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نتیجه :

تراژدی انسانی این است که آدمیانی نابهنگام  ( متعلق به گذشته های دور )  بخواهند  بر مردمانی بهنگام (متعلق به عصر کنونی ) حکمرانی کنند و از آن دردناکتر آن است که این یادگاران عصر حجر بخواهند برای آینده جوامع مدرن برنامه ریزی کنند .................... ! ! ! !