روانشناسی سیاسی نمادی های آقای رییس










مشاهده عکس های بالا برای هر بیننده ای این پیام را القا میکند که ژست پیروزی آقای احمدی نژاد به هیچ وجه اتفاقی و به خاطر خالی نبودن عریضه نیست و ایشان بر انجام این عمل تاکیدی تام دارد .
با مشاهده عکس های آقای رییس نکته ای جالب کشف می گردد و آن نکته این است که هر چه به پایان دوران ریاست جمهوری ایشان نزدیک می شویم تعداد عکسهایی که در آن علامت v پیروزی وجود دارد بیشتر و بیشتر میشود.
من عکسهای زیادی از ایشان ذخیره کرده ام که تقریبا به طور تاریخی منظم شده اند . تا قبل از سال 90 عکسهایی با این ژست و فیگور خیلی کم و به ندرت پیدا میشوند اما یک مرتبه از ابتدای سال 90 این ژست در اغلب تصاویر به عنوان نماد جدید مورد استفاده قرار می گیرد و در سال 91 استفاده از این فیگور به طور فزاینده ای شدت میگیرد . حتی در سفرهای خارجی و در فضای دیدار های دیپلماتیک و موقعیت های خاص که استفاده از این نماد و فیگور غیر مرسوم است آقای احمدی نژاد تاکید دارد که از این نماد به صورت کاملا نمایان استفاده کند . تا آنجا که تصویر آقای احمدی نژاد و علامت پیروزی دو جزء لاینفک یکدیگر جلوه کنند. نمونه این مساله آخرین دیدار ایشان در عربستان در کنفرانس مکه است که حدود دو ماه پیش انجام شد . ایشان در حین عبور از لابی حرکت به سوی سالن محل اجلاس به طور غیر مرسوم از این نماد استفاده کرد که حتی تعجب تصویر بردار را در پی داشت . همچنین در سفر به نیویورک و در خلال کنفرانس سران در محل سازمان ملل متحد کرارا از این نماد استفاده شده است . هنگام پایین آمدن از پلکان هواپیما که معمولا همه سیاستمداران یک دست خود را به عنوان ادای سلام و ابراز صمیمیت و خرسندی و تشکر از استقبال میزبان بالا میبرند ...... آقای احمدی نژاد از علامت پیروزی استفاده کرد.
حال جای این سوال است که چه پیامی در این فیگور و ژست پنهان شده است ؟ آقای احمدی نژاد چه میخواهد بگوید ؟ و چرا هر چه به دوران پایان ریاست جمهوری نزدیک می شویم از این نماد بیشتر استفاده میشود ؟ روانشناسی زبان بدن و مهارت های ارتباطی غیر کلامی میگوید که پیام بسیار بسیار مهمی در این عمل وجود دارد .رابطه فیگورها و زبان بدن آقای احمدی نژاد با سیاست هایی که به طور نهان اتخاذ میکند و برنامه ها واقدامات عملی او تیم همکارنش میتواند موضوع یک تحقیق از نوع همبستگی باشد و زمینه فرضیه پردازیهای علمی - پژوهشی باشد .
اکنون نگاهی به فرضیه هایی مقدماتی و خام که شاید تا حدودی این عمل را راز گشایی کند ، بیاندازیم . بالاخره شاید روانشناسی سیاسی و روان شناسی رفتار و زبان بدن بتواند ما را در فهم رفتار نمادین یک رییس جمهور بد فرجام راهنمایی کند و اما فرضیه ها :
1- فرضیه اول - مکانیسم دفاعی در برابراحساس شسکت ناشی از سیاست های نادرست
می توان فرض کرد که علی رغم ادعای موفقیت که به طور مدام توسط ایشان تکرار میشود . ناخود آگاه ایشان با یک احساس نیرومند شکست مواجه است . سیاست هایی مانند تک رقمی کردن نرخ سود بانکی - تسهیلات بانکی به بنگاه های زود بازده - ایجاد اشتغال - حذف یارانه ها و پرداخت نقدی آن به مردم - سیاست های مربوط به نقدینگی و نرخ ارز - مهار تورم - مهاجرت معکوس به شهرستانها - دور کاری - در حوزه سیات خارجی مساله انرژی هسته ای - روابط با غرب - دور زدن تحریمها - از دست دادن همسایه ها و شورای همکاری خلیج فارس - و برخی از ناکامی های داخلی مانند ، تنش لاینحل با مجلس و قوه قضاییه - افزایش ناراضایتی ها عمومی - از دست دادن مراجع تقلید و سازمان روحانیت .... کابوس تحریمهای فزاینده بین الملی و طرد شدن از جامعه جهانی ....... همه و همه باعث احساس عمیق شکست و ناکامی در ایشان شده است و از آنجا شخصیت ایشان شخصیتی سرکوبگر است و مرتبا و به شکلی قدرتمند این احساس شکست ، توسط خودآگاه سرکوب میشود ، این احساس شکست به لایه های عمیقتر ناخود فرو می خزد و مکانیسم های دفاع روانی ایشان را به کار میاندازد . در آن صورت ، این نماد پیروزی نیز یکی دیگر از ابزارهای سرکوب خودآگاه ایشان بر علیه ناخود گاهی است که مرتبا شسکت های وی را در در بخش فراخود فریاد میکند . بنا براین باید منتظر باشیم تا این تعارض شدید میان خود آگاه سرکوبگر و ناخودآگاه سرکوب شده به یک طغیان و عصیانگری بحران زا در حوزه درون شخصیتی و نهایتا رفتارهای سیاسی ایشان تبدیل شود.
2 - فرضیه دوم - علامتی رمزی برای مخاطبان خاص
فرضیه دوم میتواند این گونه صورتنبدی شود که ایشان غیر از فرمان های ظاهری و متعارف که به همکاران خود میدهد با وضع علائمی خاص به گروهی از همکاران ویژه یا مخاطبان خاص خود پیامهایی میدهد که معنای آنها بین خودشان کدینگ و تعریف شده است در چنین فرضی این رفتار مانند کد های مورس دارای رمزهایی معین باشد که ما فعلا از آن بی خبریم. در این فرضیه مخاطبان ایشان می توانند دوستان داخلی و همچنین همپیمانان خارجی پیدا و پنهان باشند .
3- فرضیه سوم - روحیه دادن به یاران و جلوگیری از ریزش نیروها
مطابق این فرضیه دوستان و یاران ایشان به همراه پایگاه اجتماعی شان در حال ریزش هستند . و در صورتی که رییس دولت نیز در این فضای پر فشار و بحرانی بخواهد خم به ابرو بیاورد و نشانه ی تردید و تزلزل در رفتار و چهره نشان دهد دوستان مرددی که با ناکامی های عمیق مدیریتی و نارضایتی ها ی فزاینده مردمی روبرو هستند گروه گروه و به سرعت از او خواهند برید و چه بسا به مخالفان و منتقدان او نزدیک شوند و ایشان برای حفظ روحیه آنها همیشه لبخند به چهره میزند ، مصمم راه میرود ، مخالفان و منتقدان را با شوخی و مزاح دست می اندازد و انهارا تحقیر میکند و با نشان دادن علامت پیروزی، خود را برنده این چالشها معرفی میکند.
4 - فرضیه چهارم - اشاره تاکید آمیز و رمز آلود به یک اتفاق غیر متعارف بزرگ در آینده نزدیک
فرضیه چهارم مبتنی بر استفاده از علوم غریبه در مدیریت و سیاست است همانکه گفته میشود جناب اسفندیار خان مشایی و دیگر دوستان ناشناخته دستی بر اانها دارند . جالب است که ایشان و تیم همکارانشان بارها و بارها ، خود را متکی و مستظهر به امدادهای نیروهای متافیزیکی معرفی کرده اند . جالب است که ایشان در یک نشست رسمی با صراحت اعلام میکند که ما دوستانی را درخدمت داریم که میتوانند تمامی معادن زیر زمینی را از طریق قوه های متافیزیکی و معنوی و بدون استفاده از تجهیزات فنی ، اکتشاف نمایند . شایعه سفرهای جناب مشایی به هندوستان و دیدار با مرتاضان ان دیار و گرفتن قول مساعدت از آن مرتاض فقید از از شواهد همین فرضیه به شمار می آید . برخی شایعات دیگر حاکی از آن است که بواسطه آنچه گفته میشود در تقویم مایاها و یا دفترچه تقدیر ساتیا سای بابای فقید و یا دیگران از ما بهترانی که ما آنها را نمی شناسیم مندرج است ، قرار است در همین سه چهار ماه آینده اتفاقی مهم و سرنوشت ساز برای جهان و یا در مقیاس کوچکتر برای کشور ما روی دهد که در نتیجه آن ، مناسبات قدرت کاملا در هم بریزد و قدرت آقای رییس در این فضای عجیب و غریب تداوم یابد . برخی از سخنان نا متعارف او این فرضیه را تقویت میکند . وقتی در پاسخ به خبرنگاران به صراحت می گوید که شما از کجا میدانید که امسال سال آخر این دولت باشد ؟ و یا اشاره ها و تصریح های دیگر و سخنان دیگر همکاران شفیق ایشان که خوش بینانه متعقدند از سد سکندر شورای نگهبان خواهند گذشت و ................... همه همه فرض امید به اینده از طریق یک سلسله رویدادهای غیر معمول را تقویت میکند ( اتهام جریان انحرافی و بازداشت کسانی از جمله درویشی به نام غفاری و شایعاتی در باره بهمن ماه بزرگ یا دسامبر 2012 .... با این فرضیه مرتبط میشود ) جمله های تکراری زنده باد بهار .......... زنده باد بهار ........... زنده باد بهار در اخرین نطق رییس دولت در کنفرانس سران سازمان ملل متحد در نیویورک و نشان دادن علامت پیروزی در آنجا چه بسا حاکی از این امید واری رمانتیک باشد .
5 - فرضیه پنجم : رویکرد کارکردی و ترکیبی
فرضیه های گذشته مانعه الجمع نیستند و میتوانند با هم ترکیب و تلفیق شوند، و هر کدام بخشی از این مساله را روشن کنند . همچنین با رویکرد کارکرد گرایانه میتوان فرض کرد که استفاده تکرای و مداوم از این نماد میتواند کارکردهای سیاسی - روانی - تبلیغاتی و اجتماعی داشته باشد ، که آقای احمدی نژاد به طور هدفمند و سازمان یافته از این ژست نمادین استفاده میکند تا خود را پیروز انتخابات پیش روی ریاست جمهوری معرفی کند .
برخی از کارکردها به قرار ذیل فهرست می شوند :
- نمایش قدرت و روحیه دادن به دوستان و تضعیف روحیه مخالفان و منتقدان
- شکست ناپذیر نشان دادن رییس دولت و متکی بودنش به نیروهای متافیزیکی و مابعد الطبیعی
- سرپوش گذاشتن بر احساس عمیق شکست در سیاست گزاری و مدیریت کشور
- پیام دادن به نیروهای تحلیل گر خارجی در مورد آینده ایران که همچنان در تصاحب ماست
- دلسرد و مایوس ساختن کسانی که در صدد سوال یا استیضاح و یا اقداماتی شدیدتر بر علیه رییس هستند
- بازی کردن با رسانه و دست به سر کردن خبرنگاران
- اشاره رمز آلود به آینده ای شگفت و متفاوت که همه معادله ها را بر هم خواهد زد .

این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن