و چه سرد است اینجا

و چه اندازه زمان بی رحم است

خاطرت هست در این دشت ، شقایق چه نشاطی می کرد

و پرستو ، بر سر شاخه صبح

چه سرودی می خواند

رقص گیسوی دیوانه درخت ........... یادت هست

چه سکوتی چه سکوتی

از در و دیوار شما می بارد ! ! !

شب در این برکه ی سرد

در کجا می خوابد ؟

تا من از غمزه ی ماه

یا  ... چشمک کاهکشان 

افق کشور خورشید بیابم با دوست ......... ! !