ما در مقایسه با میانگین های جهانی
نقد به معنای ارزیابی سکه هایی بوده است که در در باره عیار آنها شک و تردید وجود داشت . گاهی ادعا میشد که یک سکه زر ناب یا نقره ناب است . انگاه آن سکه را به بوته نقد می سپردند تا معلوم شود چقدر از آن زر و چه مقدار آن مثلا مس یا دیگر فلزات کم ارزش تر است . سنت نقد در حوزه فلزات به حوزه های دیگر از جمله ادبیات و فرهنگ و فلسفه و علم ........ کشیده شد . و امروز مراد از نقد علمی یا فلسفی ، عبارت است از ارزیابی یک نظریه از حیث سازگاری درونی ، استدلال پذیری ، شواهد و مویدها ، منایع و مولفه ها و اجزاء ، مدلها و کارکردها و مقایسه ان با نظریات رقیب و یا نظریات مخالف و نهایتا داوری در باره ارزش یک نظریه
در کشور ما سنت نقد از گذشته ای دیر در دوران فارابی و ابن سینا و ابن مسکویه و خوارزمی و خواجه نصیر و دیگر نخبگان علمی - فلسفی وجود داشته است . اما نقد به معنای مدرن آن از انقلاب مشروطه که جدی ترین جنبش تحول خواه ایرانی بوده است ، در کشور ما ظهور و بروز یافته است . اما مشکلی که به زعم من در سنت نقد ایرانی وجود داشته است . گریز از کمیت است . در فرهنگ ما عدد و رقم و علم آمار و کمی کردن پدیده های کیفی و شاخص سازی جایی نداشته است . به همین دلیل است که اکثر شاخص های مهم دیگر نه قدر دیده اند و نه بر صدر نشسته اند به همین دلیل این زبان کمی نقد ، مادر زاد غربی است . نظامات برنامه ریزی که البته خود رویکردی مدرن است . عمیقا به علم آمار اعم از توصیفی و استنباطی وفادار و متکی اند . امروزه اغلب پژوهشهای علمی ، روحی آماری دارند .
در باره کارکرد و اثر بخشی سیاستها و عملکرد دولتها ، میتوان سخنانی انتزاعی و تحلیل های کیفی و سنجش ناپذیر ، ارایه کرد که معمولا بر ابهام و ایهام می افزاید و اغلب با سو گیری و پیش داوری همراه و با هیجان و احساسات عجین است . اما برای پرهیز از این همه مشکلات که تیرگی قضاوت را افزون میکند ، میتوان از علم امار استفاده کرد . در صورتی که روشهای درست اماری به کار گرفته شود و دیتاها و مواد خام نیز درست و اثبات پذیر باشند و فرایند تجزیه تحلیل داده ها نیز روشمند و علمی باشد ، آنگاه میتوان بدور از تعصبها و سو گیریها و هیجانها در آینه امار واقعیت ها را به روشنی مشاهده کرد . در نمونه زیر وضعیت ما در مقایسه با میانگین جهانی با روش آمار توصیفی ، نشان داده شده است که ملاحظه آن خالی لطف نیست. در این جداول وضعیت کار و تولید و مصرف و بهره وری .... ما ایرانیان با میانگین جهانی همان شاخص ها ، مقایسه شده است و این چنین است که می توانیم خود و عملکرد مدیران خودی را ارزیابی و نقادی کرد .
|
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن