زنده یاد دکتر سید حسن حسینی



سید حسن حسینی ، شاعری آزاده و خوش قریحه بود که در همه قالب های شعر فارسی ، سروده هایی نغز و دلکش دارد . نازک اندیشی های او گاه رنگ طنز به خود میگرفت . طنزی که درون مایه اش آگاهی های درد الودی بود که سر به ابتذال فرو نمی آورد و این همه از او شاعری درد آگاه و خوش قریحه و آرام ساخته بود بعد از دو دهه هنوز کلامش بوی عدالت و روشنگری و فریاد میدهد . یادش گرامی و روحش ، قرین مهربانی خداوند باد . به چند کار کوتاه او نگاه کنید ؛


زاهدی نوبنیاد

راه و رسم عرفا پیشه گرفت

لنگ مرغی برداشت

و به آهنگ حزین آه کشید ..........

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک ........... ! ! !



تاجری مجلس تفسیر گذاشت

ابتدا

فاتحه بر قران خواند ...... ! !





شاعری تشنه ز دریا می گفت

اهل بیت سخنش را

به اسارت بردند 



شاعری آینه ای را دزدید

روی آن آینه ی مسروقه نوشت

بیدلی در همه احوال خدا با او بود ....... !



تاجری اره برقی آورد

پای یک منظره را ....

امضا کرد .





شاعری وام گرفت

شعرش آرام گرفت




شاعری وارد دانشکده شد

دم در ذوق خود را

به نگهبانی داد





شاعری دفتر شعرش را سوزاند

پای تا سر

بدنش تاول زد



تاجری قصه نویس

کودکان را به تفاهم میخواند

مگسی روی گل لاله  تقلا می کرد ........