متافیزیسین های کلاسیک بر اساس مکانیک نیوتنی ، نگاهی ماشین وار به جهان هستی داشتند . جهان در نگاه آنان از یک نظم ازلی برخوردار بود که به زبان حال بر وجود آفریدگاری هوشمند دلالت داشت . و از سوی دیگر فیلسوفان  منتقدی مانند دیوید هیوم ، تلاش داشتند تا با رویکردی تجربه گرایانه خود موارد نقضی چند بر این نظم اسطوره ای عالم وارد کنند و رخنه هایی هر چند کوچک بر دیوارهای سترگ متافیزک خداباوران در اندازند . دیالکتیک میان نظم باوران و آشوب شناسان بیش از دو قرن ، صفحات بی پایان کتاب های کلامی - فلسفی و علمی را از شواهد و دلایل بر له و علیه همدیگر آکنده بود ..................نقطه های گسست این اندیشه از اختلاف نظرهای پارادایمیک میان انیشیتن طراح نظریه نسبیت عام و خاص با نظریه پردازان عدم قطعیت و مکانیک کوانتم  (ماکس پلانک - ورنر هایزنبرگ - شرودینگر - جیمز مورفی -  نلیس بور .... ) آشکار شد و نابغه نسبیت همچنان بر این رای پای می فشرد که خداوند هرگز در طراحی هستی تاس نمی اندازد . تا اینکه در دهه های پایانی قرن بیستم نظریه سیستمها و متعاقب آن نظریه سیستمهای پیچیده ، پارادیمی تازه را در چشم انداز هستی شناسانه متفکران پست مدرن ترسیم کرد . چشم اندازی که در آن خداوند تاس نمی اندازد ، اما بازیهایی را طراحی میکند که بازیگران آن برای بقا و تکامل ناچار از تاس انداختن و ریسک های بزرگ و هولناک اند ( فون برتالانفی - ادور نو -ژان لویی مالوئن - ادگار مورن .. )

انگاره جدید با انبوهی از شواهد تجربی و تحلیل های سیستمی حاکی از این بود که : کل جهان آمیزه ای از نظم و بی نظمی / سامان و بی سامانی / سازماندهی و آشوبناکی است .

ما در جهانی زندگی میکنیم که نمیتوان عدم قطعیت و تصادف و پیش بینی ناپذیری را از آن زدود . جهان ما با هوشمندی تمام آشفتگی و آشوب را در سامانه ناکرانمند خود جای داده است .

نظریه سیستمهای پیچیده نشان داد که در یک جهان کاملا منظم و رگولار ، هیچ نو آوری و آفرینش و تحولی نمی تواند وجود داشته باشد . هیچ ارگانیسم زنده ای پدید نمی آید ...... و نهایتا موجود هوشمند و گزینشگری به نام انسان نیز فرصت پیدایش و زیستن نخواهد یافت .

به همین ترتیب در بی نظمی محض نیز هیچ گونه باشنده ای پای در هستی نمی گذارد . چرا که هیچ عنصر ثابتی برای بنا کردن یک سازمان در ان وجود ندارد .

هر گونه ارگانیسمی و سازمانی نیازمند نظم و بی نظمی است . در جهانی که سیستم ها دستخوش افزایش بی نظمی اند ( اصل دوم قانون ترمودینامیک ) و به سمت متلاشی شدن پیش می روند . سازمان ها و سیستم ها در برابر نفوذ بی نظمی مقاومت میکنند و راه های تازه ای برای باز سازی و نوسازی خویش می آفریند .... گونه های جدید و کامل تر حیاتی ساخته و پرداخته میشوند و سبک های متنوعی برای بقا شکل میگیرد . سیتسمها کمتر پیچیده ، با بهره کشی از آشوب ها و آشفتگی ، به پیچیدگی بیشتر و هدایت شده تر راه می برند 

پس انحطاط و تباهی و آشوب و مرگ ، امری کاملا طبیعی و هوشمندانه است . اندکی بی نظمی و اشفتگی ضروری و لازم است . نظم پولادین و بی نقص ، خیالی بیش نیست و انضباط مطلق ، دوزخی پر دژخیم است .

جهان ما که طرحی ابر هوشمندانه بر آن حکومت میکند ، دیالکتیکی فرا رونده میان نظم و بی نظمی / سامان و آشوب و برنامه ریزی و آشفتگی است . این چنین است که آزادی انسانی و انتخاب و ریسک و تعلیق و ایمان در این جهان ، حضوری معنادار و دلنشین دارند .



-------------------------------------------------------------------------------------


مراکز پیشگام جهانی در زمینه سیستمهای پیچیده :


 

-       University of California Santa Barbara, USA

-       Max Planck, Dresden Germany

-       Department of Applied Analysis and Complex Dynamical Systems, Kyoto University, Japan

-       Institute of Physics National Autonomous University of Mexico

-       Vrije Universiteit, Amsterdam, Netherland

-       University of New South Wales, Sydney, Australia

-       Santa Fe Institute, USA

-       Chair of Sociology, in particular of Modeling and Simulation, ETH,  Zurich

-       Chair of Entrepreneurial Risks

-       The Program on Networked Governance, Harvard Uni., Boston

-       Institute for quantitative social sciences, Harvard Uni., Boston