استعلای روح

در بند رفته ایم
در بند مانده ایم
در بند زیسته ایم
کودکی ... تربیت .... محیط .... فرهنگ .... تاریخ
هر کدام مهری و بندی بر جانها و تنها
ارزشهایی که با تارها و پود هایی پوچ بافته شده اند
زمانه ها و مکانه ها
و من و تو که همچون مختصاتی ثابت به آن میخکوب شده ایم
آیا کسی هست که از این محور دو گانه رهیده باشد ؟
وارسته از زمان و رهیده از مکان
فارغ از فرهنگ ها و فرارتر از ارزشها .........
مردی که از محیط فراخ تر و از تاریخ بلند تر باشد
و من چقدر منتظر و دلبسته کسی هستم
که استعلای روحش ، حصار هستی را در هم شکند
آدمک ها مرده اند
و اینک نوبت آن است که
انسانی برتر بیاید ..................
+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 2:41 توسط پیمان سماواتی
|
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن