ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم ....
نسل اولی ها او را به نام آقا محسن و یا برادر محسن میشناسند . جوان تنومندی که با چهره ای مصمم و سر به زیر در سنگر فرماندهی رمز یا زهرا س و یا ابوالفضل یا زینب را تکرار میکرد تا عملیات دیگری در جبهه های نبرد دفاع مقدس آغاز شود . چهره پر چین و شکنش حکایت از سختی ها و رنج های دوران جنگ دارد . لحن کلامش همچنان مانند آفتاب سرزمین مادریش خوزستان گرم و دلسوزانه است .
تحصیل در دبستان را بسیار دیر هنگام آغاز کرد اما بسیار سریع و فشرده دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت و به دانشگاه راه یافت و بزودی درگیر فعالیت های سیاسی و از نوع مسلحانه آن شد .... گروه چریکی منصورون را پایه گذاری کرد که بعدها با ائتلاف چند گروه سیاسی رادیکال با گرایش مذهبی به تاسیس سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی انجامید . سازمان سیاسی کوچک و منسجمی که در دهه اول انقلاب اسلامی ایران ، نخبه ترین کادرهای مدیران نظام بویژه در حوزه های امنیتی ، نظامی و راهبردی ، در آن تشکیلات پرورش یافته بودند .
آقا محسن ، مورد علاقه و حمایت امام راحل بود . او همراه با میرحسین دو بازوی قدرتمند رهبر انقلاب محسوب میشدند که یکی جنگ را اداره میکرد و دیگری دولت و پشتیبانی جنگ را رهبری میکرد . بعد از جنگ در بازسازی و نیرومند سازی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کوشش فراوانی کرد و با راهبرد هاشمی رفسنجانی از توان لجستکی سپاه برای سازندگی کشور بهره گرفت و چنین بود که به تدریج پای سپاه به مناسبات اقتصادی و مدیریتی کشور باز شد . موضوعی که بعد با انتقاد هاشمی رفسنجانی ، اصلاح طلبان ، اقتصاد دانان و خود محسن رضایی روبرو شد .
آقا محسن تحصیلاتش را دنبال کرد و پس از جنگ بی آنکه از سهمیه و موقعیتش استفاده کند در رشته اقتصاد نظری از دانشگاه تهران مدرک دکتری گرفت و با حکم رهبر فعلی به دبیری مجمع تشخیص مصلحت منصوب شد و تلاش فراونی کرد تا مدیریت کشور بر اساس الگوهای مدیریت استراتژیک رهبری شود و نهایتا با همکاری جمعی از مدیران و نظریه پردازان نخبه ، زمینه ی تدوین سند چشم انداز توسعه ایران در افق 1404 فراهم شد و معالا سیاست های کلی نظام برای هدایت برنامه های پنج ساله کشور شکل گرفت .
سردار که هیچ گاه به درجه هایش افتخار و اشاره ای نمیکرد بیشتر دوست داشت تا راهبردهای اقتصادی و مدیریتی اش مورد توجه قرار گیرد بنا براین آستین همت را بالا زد و برای چند بار به عرصه انتخابات ریاست جمهوری وارد شد . در انتخابات نهم به نفع هاشمی رفسنجانی کنار رفت . در انتخابات دهم با احمدی نژاد و سه نامزد دیگر به رقابت برخاست و انصافا برنامه ای منسجم و منطقی ارایه کرد و در جریان مناظره با رییس جمهور وقت با روشی اخلاقی و منطقی با او روبرو شد و نقاط ضعف برنامه های اقتصادی او را با اعداد و ارقام و نمودارها و اسناد مرجع آشکار کرد و اولین بار او بود که با استناد به اسناد پژوهشی سازمانهای معتبر بین المللی رتبه سرگیجه آور فساد در دولت نهم را آشکار ساخت و اضافه کرد که تورم رکودی منجر به فلاکت اقتصادی کشور شده است . او نیز برای کشور اعلام خطر کرد .و گفت سیاست خارجی دولت نهم ، کشور را تا لبه پرتگاه یک جنگ ویرانگر کشانده است . اما کسی به هشدارهای او توجه نکرد و شد آنچه که نباید میشد شد .
در انتخابات یازدهم نیز آقا محسن با رمز یا ابوالفضل به میدان آمده است . شعار لطیفتری به نام سلام بر زندگی انتخاب کرده است و اینک میخواهد فارغ از دعواهای سیاسی وضع معیشتی مردم را سر و سامان دهد به قول خودش مردم باید مزه زندگی آبرومندانه ای را بچشند . آمده است که سهم همه اقوام ایرانی را در قدرت عالانه بپردازد . آمده است تا در کشور انقلابی اقتصادی بوجود بیاورد . آمده است تا رنجهای مردم حاشیه نشین و محروم را التیام بخشد . آمده است که به قول خودش اخلاق را به حوزه سیاست باز گرداند . او میخواهد کشور را به شکل فدرالی اداره کند و با تقسیم کشور به ده ایالت بزرگ ، اختیارات ویژه ای به ایالت ها تفویض کند . آقا محسن برنامه های عملیاتی خود را در قالب کتابچه ای ارائه کرده است و قول داده است که شورای قدرتمندی از منتقدان درست کند و هرگاه اشتباه کرد صادقانه برای مردم اعتراف کند و هرگاه دید که کسی بهتر از او میتواند این برنامه ها را پیاده کند ، خود از صندلی ریاست پیاده شود .
لحن آقا محسن دلسوزانه و دردمندانه است ، گرچه لحن او حس اقتدار میدهد اما انگار جاه طلبانه نیست . با اینکه سردار بزرگی بوده است اما روشی که از آن سخن می گوید روشی پادگانی نیست . به نظر میرسد بیشتر به تربیت نسل کارآمد و پروش مدیرانی دلسوز و با تدبیر توجه دارد . در لحن صدایش حس غیرت و شفقت و صداقت موج میزند .
برای اینکه با مردم ساده و حاشیه نشین ارتباط برقرار کند ابایی ندارد که یک اسکناس هزار تومانی از جیبش درآورد و به دوربین نشان دهد وبگوید که این اسکناس نسبت به سال گذشته سیصد تومان می ارزد تا عشایر زاگرس نشین نیز حرف او را لمس کنند .
با این همه از نحبگان نیز غافل نیست و صراحتا به تئوری کوچک سازی دولت مطابق ایده ی لیبراتین ها می پردازد و میگوید دولت باید پای خود را از روی صندلی اقتصاد بیرون بکشد . حرفهایی هم برای واگذاری کارها به اهلش دارد گویی که دولت دهم همه کارها را به نااهلان سپرده است .
اما سردار دیروز ما و دکتر اقتصادان و دبیر راهبردی ترین بخش تصمیم ساز کشور ، آیا با همه غیرت و صداقت و جوش و خروش و دلسوزی اش میتواند اعتماد قله هرم قدرت از یک سو و قاعده اجتماع ایرانی را از سوی دیگر به خود جلب کند ؟
شواهد نشان میدهد که آقا محسن هنوز در جلب اعتماد قله قدرت و جلب پایگاه اجتماعی در میان طبقات متوسط ایرانی ناکام است . چشم امید او بیشتر به اقوام لر و بختیاری و نهایتا عشایر زاگرس نشین است .
اقا محسن همچون گذشته نسبت به مطالبات طبقات متوسط اجتماع که خروج از مناسبات پوپولیستی و تمامیت خواهانه را مطالبه میکنند ، بی توجهی میکند . چندان دغدغه زیرساخت های مشارکت اجتماعی در قالب تحزب و توسعه جامعه مدنی را ندارد . از کنار آزادی بیان و حقوق اساسی و حقوق شهروندی زیرکانه میگذرد و به مسایل طبقات متوسط شهرهای ایران بی توجهی نشان میدهد . او به این سوال پاسخ نمیدهد که بدون توسعه سیاسی چگونه میتوان به توسعه اقتصادی و عدالت رسید . او توضیح نمی دهد که اگر میخواهد مزه عدالت را به همه مردم ایران بچشاند چگونه بدون توزیع عادلانه قدرت و بدون توزیع عادلانه دانش و اطلاعات کلیدی میتوان عدالت اقتصادی را وعده داد .
براستی چگونه میشود پای دولت را از حوزه اقتصاد بیرون کشید در حالیکه گروه های شبه دولتی و شبه نظامی بخش معظم قدرت و فرصت های اقتصادی را در انحصار خود در آورده اند ؟
رفتار شناسی اقا محسن نشان میدهد که رویکر او در این مساله تاکتیکی نیست ، یعنی چنین نمی نمایاند که او صرفا برای عبور از فیلترهای سنگین قدرت ؛ تجاهل العارف کرده باشد . شاید پیشینه نظامی او باعث شده است که به تحزب و مشارکت متشکل شده جامعه ایران اسلامی بد گمان باشد .
با همه ارزش و احترامی که برای پیشینه آقا محسن و دلسوزی ها و غیرت ورزیها و استقلال فکری و انسجام نسبی برنامه هایش دارم اما جای خالی جامعه مدنی و توسعه سیاسی ، التزام به حقوق اساسی ملت ، تحزب و آزادی بیان و مبارزه با تمامیت خواهی ، به عنوان کلید اصلی حل مشکلات اقتصادی در برنامه اقتصادی برادر محسن ، آزار دهنده است. او به سادگی جنبش دموکراسی خواهی ایران در صد سال اخیر را نادیده میگیرد . و به شکلی ساده انگارانه این جنبش اصیل را به دعواهای احزاب چپ و راست ، کاهش میدهد !!
اما برای کسانی که بعد از نامزد ارجح به دنبال گزینه دست دومی می گردند شاید آقا محسن بدیل بهتری باشد .
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن