خواب های طلایی زمین

به تدریج جهان برایت کوچک می شود
با همه قاره ها و اقیانوسهایش ....
مانند پروانه ای با بالهای نازک رنگی
در تور صید میشود
جهان به تدریج آنقدر برایت کوچک میشود
که باید مانند کودکی مراقبش باشی
نوازشش کنی ....
آن را به دوش بکشی و در جای امنی قرارش دهی
و قرنها بی قراریش را
در گهواره مهربانیت ، آرام کنی
آنگاه همراه با نغمه های مادرانه ات
گنجشکان ، پرستوها و قناری ها می آیند
آوازهای روزگاران کهن زمین را زمزمه میکنند
و جهان به یاد اسطوره های کودکی اش
فارغ از این همه درد
الیتام یافته از این همه زخم
در آغوش تو به خواب های طلایی خواهد رفت
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 0:22 توسط پیمان سماواتی
|
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن