بهشتی از نگاه بهشتی / مردی به عظمت یک ملت


این روزها به یاد حادثه تروریستی هفتم تیر ، در باره شخصیت فرهمند ( کاریزماتیک ) شهید بهشتی سخنان فراوانی از رسانه ملی و دیگر رسانه های عمومی گفته میشد است . اما جالب است که بر خلاف عرف و سیره رسانه ملی که در باره شخصیت ها بزرگ به سراغ خانواده و فرزندان آنها میرود و ضمن مصاحبه با همسر و فرزندان از حال و هوای خانه و زندگی شخصی ، برنامه ای تولید و منتشر میسازد اما در مورد شهید بهشتی استثائات فراوانی وجود دارد .
از جمله آنکه فرزندان آن شخصیت فرزانه ، مورد سانسور رسانه ملی هستند . فرزندان یهشتی ، امروزه خود مردان نام آور و جریان سازی هستند و از آن رو که به جریان اصلاحات خاتمی و جنبش سبز مو سو ی تعلق خاطری دارند ، به طور جدی از حضور اجتماعی و رسانه ای محروم اند . بهشتی به دلیل تحصیلات سطح بالای علوم دینی تا مرحله اجتهاد مطلق و تحصیلات آکادمیک در قبل از انقلاب ( دکترای فلسفه اسلامی از دانشگاه تهران ) مسوولیت اداره مرکز اسلامی هامبورگ در آلمان به نیابت زعیم وقت حوزه علمیه قم ( ایه الله العظمی بروجردی ) و حضور مستمر در کشورهای اروپایی و آشنایی کامل به زبانهای انگلیسی و آلمانی و حشر و نشر با روشنفکران دینی ، بخت بلندی برای رهبری انقلاب پس از امام راحل داشت که شهادت او و رخدادهای دیگری تاریخ انقلاب را به سمت و سویی دیگر برد
بهشتی ، شخصیت بی بدیلی بود که از دل سنت بر آمده بود و به تدریج و به صورت پخته به روشنفکری دینی و نهضت اصلاحات اجتماعی پیوسته بود . این حقیقتی است که رسانه ملی تمایلی ندارد به آن بپردازد . سنت گرایان با زیرکی تمام در طول این سالها او را مصادره کرده اند و شاید به همین دلیل است که نمی خواهند صبغه روشنفکری و اصلاح طلبی بهشتی برای مردم آشکار شود . پس طبیعی است که فرزندانش هم در رسانه ملی جایگاه و پایگاهی نداشته باشند .
راستی فرزندان رهبران نسل اول انقلاب ( امام خمینی - طالقانی - منتظری -مطهری - بهشتی - شریعتی - بازرگان - هاشمی رفسنجانی ... ) کجا هستند ؟؟؟
به همین بهانه مصاحبه کوتاهی از فرزند برومندش در این پست به خوانندگان گرامی تقدیم میشود :
http://etedaal.ir/fa/news/6641
شهید بهشتی از زبان فرزندش، محمدرضا
دکتر محمد رضا بهشتی، متولد 1337 دارای
دکترای فلسفه از دانشگاه هامبورگ آلمان، فرزند ارشد شهید آیت الله دکتر
بهشتی است، کسی که شباهتهای فراوانی با پدرش دارد. وقتی صدایش در گوشت
میپیچد، انگار داری با شهید بهشتی سخن میگویی؛ اگرچه او فلسفه را بر
مدیریت سیاسی و راه علم و دانشگاه را بر حزب و سیاست ترجیح داده است.با او
درباره ویژگیهای خانواده و نظام تربیتی پدر و فرزندان گفتوگو کردهایم.
گفتههای او در این مجال، فقط قطرهای از دریاست.
در دوره جوانی با در نظر گرفتن این شخصیت از پدر، محدودیتی در خانواده نداشتید؟
ایشان مجموعاً نگرشی در زمینه مسائل تربیتی داشتند. در عین حال که پدر و
مادر وظیفه هدایت از راه دور را عهده دارند، هیچ وقت این راهنمایی نباید به
گونهای باشد که فرد احساس کند خود او نیست که تصمیم گیری میکند. الزام و
اجبار در زندگی ایشان جایی نداشت. ایشان در عین پدر بودن، صمیمیت خاصی با
فرزندان داشتند و احساس اطمینانی در ما به وجود آورده بودند. شیوه تربیتی
ایشان به گونهای بود که فرزندان احساس میکردند خودشان جلو میروند و
تصمیم میگیرند. رابطه، رابطه مثبتی بود. من خاطرم نیست که ایشان گفته
باشند چون من چنین میگویم، شما هم باید چنین کنید.
یعنی اصلاً موردی نبود که ایشان چیزی از شما بخواهند و شما نخواهید؟
چرا، اتفا ق میافتاد، اما مواردی نبود که در زندگی ما تعیین کننده باشد.
در این مورد، ایشان اصراری نداشت که ما طبق نظر ایشان عمل کنیم. چنین
مواردی نادر بود. احساس ما سرپیچی از پدر نبود. نوع رابطه هم رابطه حکومتی
نبود.
چقدر از نظر اجتماعی آزاد بودید و در مقابل آزادیهای اجتماعی، شهید بهشتی با شما چطور برخورد میکرد؟
ما هیچ وقت احساس تحمیل در خانواده نداشتیم. خود ایشان هم از کسانی بود که
از زمان طلبگی هم روزنامه میخواند و هم رادیو گوش میکرد. بعد از بازگشت
از آلمان هم در منزل تلویزیون داشتیم. اما محیط خانواده به گونهای بود که
نیازی نبود به ما گفته شود صحنههای خاصی از فیلمها را نبینید یا فلان
آهنگها را گوش نکنید. رفتارهای آقای بهشتی یک حرکت خودجوش درونی در ما به
وجود آورده بود.
مثلاً ایشان درباره موسیقی چطور برخورد میکرد؟
آنچه ایشان با ما به عنوان مبنا طرح کرده بود این بود که موسیقیای که در
خدمت امیال نفسانی قرار گیرد صحیح نیست. مجموعاً کشش ما هم به موسیقی نبود.
ما تقید طبیعی دینی داشتیم، اما احساس ما این بود که این تقید از ناحیه
خود ماست، نه از ناحیه ایشان.
نظم شهید بهشتی خیلی مشهور است. این نظم در خانواده چگونه بود؟
خیلی زیاد، بیش از حد تصور، آنقدر که گاهی اوقات ما بر اثر نظمشان در
محذوریت قرار میگرفتیم و دچار مشکل میشدیم. مثلاً اگر کسی امروز از ایشان
میپرسید چه موقع میتواند با او گفتوگو کند، تقویمش را در میآورد و
میگفت فیالمثل ساعت 4:15 تا 4:30 یکشنبه 15 مهر. در آن روز اگر دیر
میرسیدید، وقت باقیمانده را به شما اختصاص میداد، اما از اینکه وقتی
خارج از آنچه برایتان تعیین کرده بود به شما اختصاص نمیداد عذرخواهی
میکرد. به شدت هم کار و تلاش و تکاپو میکرد، اما با برنامه و بهرهوری
بالا. در خانواده ما استراحت، تفریح، مطالعه و حتی گفتوگوهای ما با پدر
برنامه و نظم داشت.
مهمترین ویژگی خانواد ه و مدیریت پدرتان را در خانه چه چیزی میدانید؟
ما زندگی متعادل و سالمی داشتیم. این تعادل را برجستهترین وجه فکری و عملی
پدر در زندگی خانوادگی میدانم. حتی وضعیت اقتصادی خانواده ما متوسط بود.
احساس کمبودهای سنگین نمیکردیم و اصلاً هم در خانه دامنه اسراف و تبذیر
گسترده نبود. ایشان خیلی مواظبت میکرد.
در مقابل نگاه دیگران به عنوان پسر شهید بهشتی چطور رفتار کردهاید؟
بعد از شهادت شهید بهشتی، خانواد ه ما در معرض نگاه جامعه قرار گرفت. همه
ما طی این سالها تلاش کردیم طوری حرکت کنیم که اگر چهره مثبتتری نسبت به
قبل از خود نشان دهیم،نحوه برخورد ما طوری نباشد که حس کنیم اگر ایشان زنده
بودند، به شیوه دیگری عمل میکردند. البته لطف خدا هم شامل حال ما بوده که
در عرصههای علمی، اقتصادی و اجتماعی اصولی را ترسیم و در همان چارچوبی
حرکت کردیم که برگرفته از تلقی ایشان است.ا نشاءالله هم در همین مسیر
میمانیم.
منبع: روزنامه آرمان



این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن