بهمن هدایتی را دوست دارم  جوان خوش ذوف و با قریحه ای که زودتراز خیلی ها پا در عرصه فضای مجازی و وبلاگ نویسی گذاشت . یازده سال مداوم با کلاشینکف دیجتال در این عرصه ماند و مقاومت کرد . بهمن هدایتی خود  را عبداالله بن عبدالله بن ................. آدم صفوه الله معرفی میکند و میخواهد بگوید که فرزند حضرت آدم است و بنده خدا و لا غیر ..... و دیگر اینکه به هیچ حزب و گروه و دسته ای جز شجره طولانی آدمیزادگان وابسته و پیوسته نیست . شعار گزنده وبلاگش این است :  نیش کلاش از بهر کین نیست، اقتضای طبیعتش اینجوریه!

یعنی اینکه هیچ کس از نیش نقد او در امان نخواهد بود


او دیدگاه خاص خود را دارد و از هر دری سخن میگوید و تلاش میکند از نگاه ناظری بیرونی و بی طرف به آدمها و رویدادها توجه کند و البته تفسیر و تلقی خاص خود را دارد .

قلمش ساده و بی پیرایه و اندکی طنز آلود است ، انگاری که کمی آب نمک قاطی مرکب قلمش شده باشد . اما البته عمیق و پخته و با سلیقه می نویسد . اگر روزی قرار باشد  یک مراسم درست و حسابی برای معرفی و تجلیل از پیشگامان وبلاگ نویسی در ایران برگزار شود ، به نظر من بهمن هدایتی شایسته تقدیر و تکریم است . ستون پیوندهای ها وبلاگش سر به فلک می کشد و ادم در میماند که آیا واقعا وقت و حوصله اش اجازه میدهد لااقل ماهی یکبار به این همه سر بزند یا نه ؟ اما این حاکی از آن است که بهمن خان ارزش ارتباط گسترده و گشوده را در جهان امروزی و فضای مجازی به خوبی شناخته است .

گاهی به نظر میرسد که هدایتی یک حزب الهی تمام عیار است اما برای جلوگیری از سوء برداشت باید اضافه کرد که عمیقا اهل انصاف و مدارا و تساهل و گفتگو است . دلش برای انقلاب و کشور و سرنوشت سیاسی آن می تپد و همانقدر که به سیاست می پردازد ، ورزش و سینما و رسانه و فرهنگ و فقر و فحشا و آسیب های اجتماعی نیز برایش مهم است . زبان نقدش ساده و صریح و دوست داشتنی است و گاه به جای اینکه مراقب حال و احوال خود باشد تا خط قرمز به پیش میرود و خود را به خطر میاندازد . اما تا حالا که خدا نگه اش داشته است .  علوم سیاسی خوانده است و سالها روزنامه نگاری کرده است . کسی نیست که نداند روزنامه نگاری در ایران مانند بند بازی از کارهای پر خطر محسوب میشود  .تنها ایرادش این است که دیر به دیر آپ می کند اما هر بار با مطلبی خواندنی و از زاویه ای جدید و ابتکاری به مسایل توجه میکند . در آخرین پستش که همین دیروز آن را نوشته است در باره رییس جمهور منتخب جناب دکتر حسن روحانی ، مطلب جالبی نوشته است که با همه نوشته ها کمی تفاوت دارد  و  در این پنجره باز نشر میشود

دوست دارم شما هم با من در این وبگردی ها شریک شوید نگاه کنید :


نویسنده: بهمن هدایتی - یکشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٢

 انگار آخوند خراسانی؛ شیخ انصاری، حتی شیخ فضل الله نوری و علامه نائینی، آیت الله بروجردی ،  آیت الله کاشانی، حتی محمدتقی فلسفی در را در دستگاه مولینکس تاریخ گذاشته باشی..و دگمه میکس را زده باشی, «حسن روحانی» عصاره تکامل تاریخی روحانیت هزارساله شیعه در دهه دوم هزاره سوم میلادی است.

اگر آخوند خراسانی و آیت الله بروجردی هم «امروز» بودند، «معاصر» بودند، تجربه پنجاه سال اخیر را می دیدند و داشتند، می شدند حسن روحانی! چیزی شبیه حسن روحانی با همین شعار و گفتار و رفتار...



حسن روحانی از خاتمی و حتی هاشمی «آخوندتر» است، همه چیزش به معنی دقیق کلمه آخوندی است، آخوندی به همان مفهوم عامیانه و ملموس و مرسوم و البته تعریف شده و ریشه دار و سر و ته دار،  از آن تکبر ملایم و سروزبان داشتنش، تا نگاهش، راه رفتن، بیان و خطاب، حتی طرز دست دادنش تا دیپلماسی اش، حسن روحانی را دقیقا می توان مبدع مفهوم «دیپلماسی آخوندی» در جمهوری اسلامی نام نهاد(رجوع به کتاب خاطرات حسن روحانی درباره موضوع هسته ای)

حسن روحانی «فرصت» نفس تازه کردن روحانیت است بعد از سه دهه حکومت؛ نفسی که می تواند عمیقا ممد حیات و مفرح ذات باشد یا بشود برعکس.

روی کار آمدن حسن روحانی  مثل این است که سیستم «کلاج» گرفته باشد،برای «دنده» بعدی؛ دنده ای که می تواند رو به جلو باشد و هم معکوس...روحانی زمان مقدر و مقرر گرفتن این کلاج بود،حسن روحانی مکث تاریخی روحانیت ایران است.

شیخ حسن روحانی هم می تواند موفق ترین رئیس جمهور تاریخ جمهوری اسلامی شود و هم می تواند ناموفق ترین رئیس جمهور جمهوری اسلامی...  شگفتی همین تضادها است که  حسن روحانی را تبدیل به یکی از پدیده های تاریخ معاصر ایران خواهد کرد.

حسن روحانی بر خلاف شعار اعتدالش، نمره اش یا صفر خواهد بود یا 100، به یک معنا ، حالت میانه و اعتدالی برای حسن روحانی وجود ندارد!