ج ) گزاره های شهودی و عرفانی

مراد از گزاره های عرفانی گزاره هایی است که از طریق مکاشفه و شهود و روشن بینی به دست آمده اند . راست آزمایی به معارفی که از طریق روشن بینی باطنی به دست می آید کاری به غایت دشوار است . تحلیل گران معرفت شناسی تلاش زیادی کرده اند تا با بدست دادن ملاکهایی نسبتا دقیق و روشن مرز میان رویا و خیال و توهم را با کشف و شهود عرفانی تبیین کنند ( نک - محمد تقی فعالی / مکاشفه عرفانی و تجربه دینی ) اما با این همه تفکیک دقیق و آزمون پذیری برای جدا سازی این تجربه های عمیق انسانی با خواب و رویا و خیال و وهم وجود ندارد . بنا براین التزام به دریافت های شخصی شهودی و اعتقاد یافتن به صحت این گزاره ها برای بسیاری از فیلسوفان علم و منطق دانان مشکوک است یا الاقل در حوزه امور نامعلوم و غیر قابل داوری قرار میگیرد . در متون فقهی نیز  خواب و رویای صادقه و شواهد عرفانی به عنوان منبع اجتهاد در نظر گرفته نمیشود به حکم آیه شریفه إن يتبعون إلا الظن وإن الظن لا يغني من الحق شيئا .
این دسته از معارف  علم قطعی و یقینی محسوب نمیشوند و نهایتا بتوان موارد سالم انها را در گروه علوم ظنی دسته بندی کرد که به تعبیر قران کریم پیروی از ظن درست نیست و ظن به حقیقت راهی ندارد.

البته در صورتی که یک مکاشفه عرفانی در عالم خارج نشانگانی آزمون پذیر و قابل برسی از خود جا بگذارد میتوان پس از بررسی های علمی و تایید های عینی و خارجی در زمره علم یقینی قرار گیرد در چنین صورتی التزام و اعتقاد به انها خرافه محسوب نمیشود

با عنایت به ایضاحات فوق میتوان مکاشفات عرفانی را در سه گروه طبقه بندی کرد

۱- مکاشفاتی که دارای موید های بیرونی مثبت و آزمون پذیر خارجی هستند

۲- مکاشفاتی که داری موید های بیرونی مخالف و ناقض بوده و دلایل عقلی و تجربی قابل قبولی بر علیه انها وجود دارد

۳ - مکاشفاتی که نه دلایلی بر له آنها و نه دلایلی بر علیه انها وجود دارد و شواهد خارجی و عینی نسبت به انها ساکت است

گزاره هایی که نوع اول مکاشفات را صورتنبدی میکند به دلیل توافقشان با عقل و تجارب تکرار پذیر تایید کننده . نه تنها خرافه محسوب نمیشوند بلکه پذیرش و التزام به انها عین عقلانیت است

گزاره های نوع دوم به دلیل فقدان شواهد و موید های خرد پذیر و وجود موارد نقض تجربی از دایره حقیقت بیرون بوده و اعتقاد و التزام به انها خرافه گرایی و خرافه پرستی محسوب میشود

و گزاره های نوع سوم به دلیل فقدان شواهد مثبت و منفی در بقعه امکان قرار میگیرند و میتوان گفت که مطابق رویکرد منطقی ابن سینا هستند که گفته است

كلما قرع سمعك من غرائب الزمان، فذره في بقعة الامكان، مالم يدررك عنه واضح البرهان

بنا براین این دسته از گزاره موقتا در حوزه امکان قرار میگیرند تا هنگامیکه برهانی بر له یا علیه آنها پیدا شود .

در روزگار ما کم نیستند گزاره هایی که منبع و منشاء آنها صرفا یک خواب و به قولی رویایی بیش نیست و شخص بر درستی یافته خود اعتقادی جازم و تعصب آمیز پیدا میکند و چه بسا به تدریج صورت دینی و مذهبی هم به آن میدهد و رفته رفته به صورت یک آیین دینی در می آید که مصداق خرافه هایی است که باید از ساحت دین و دانش زدوده شود .

د ) گزاره های دینی

در مورد گزاره های دینی ملاک هایی روشن و اثبات پذیر وجود دارد . عالمان و فقهیان در جمع بندی نهایی دو ملاک کلی و روشن برای تمیز خرافه از حقایق دینی ارائه کرده اند که تقریبا همه مذاهب اسلامی با کمی تفسیر در معنا و حدود آن دو معیار اتفاق نظر دارند

ملاک اول صحت انتساب است و ملاک دوم موافقت با اصول عقل است

در باره ملاک اول گفته اند در صورتی که به طور دقیق و یقین آور معلوم شود که یک گزاره به قول خداوند منتسب است آن گزاره عین حق و حقیقت است . به عنوان مثال بنا بر اجماع مسلمانان قران  تماما کلام خداست که در طول تاریخ به اراده الهی از گزند تحریف لغوی مصون و محفوظ مانده است . پس ایات و گزاره های قران عین حق و صواب است . این معنای سخنی است که اصولیون گفته اند : قران کریم قطعی الصدور و ظنی الدلاله است .

اما در باره  روایات و احادیث کار به مراتب دشوار تر است در این مورد اولا ضروری است با دقتی فوق العاده زیاد صحت انتساب یک روایت به شخصی نبی مکرم اسلام و در تشیع به یکی از معصومین ع اثبات گردد ( نقد راوی ) در مرحله بعد ضروری است که معلوم گردد که آیا این روایت که ظاهرا صحیح الاسناد و صحیح السند است با مفاد آیات قران کریم و اصول عقل در تعارض نباشد . در صورتی که ظاهر حدیث با ظاهر قران کریم در تضادی اشکار بود . حدیث حتی اگر صحیح السند باشد بی اعتبار قلمداد میشود . همچنین در صورتی که مفاد یک روایت با اصول عقل سلیم ( قواعد منطقی ) در تضاد آشکار باشد نیز آن روایت بی اعتبار محسوب می گردد

بنا براین هر گزاره شبه دینی که منشاء اصیل دینی نداشته باشد ( فقدان انتساب ) و یا با قران و یا با عقل در تعارض آشکار باشد خرافه محسوب می گردد و صد البته از این دست خرافات به وفور در کتب دینی و فرهنگ مسلمانان پیدا میشود و بنا بر تحقیقات دانشمندان اسلامی متاسفانه بسیاری از این خرافه ها جنبه اعتقادی پیدا کرده و در رفتار مسلمانان ( در مذاهب دیگر نیز وضع به همین منوال است ) شیوع یافته است که نمونه های از آنها در بخش بعدی معرفی میشود