IMG_0129

 

چنانکه پیش از این هم گفته شد ، یکی از بهترین زیستگاه های خرافه ها که در آنجا امکان رشد و تکثیر و توسعه پیدا میکنند سپهر عقاید دینی - مذهبی است .

مذهب ، محل مناسب برای استتار خرافه هاست . جانپناهی است که خرافه ها میتوانند در آنجا سکنی بگیرند و مدتها با امنیت به بازیافت و تولید و تکثیر خود بپرازند و با چسباندن خود به مذهب ، برای خود اعتبار و مشروعیتی دست و پا کنند و پس از مدتی برای خود شناسنامه مذهبی بگیرند و به عنوان یک انگاره و ایده ی با اصالت مذهبی و دینی ، خود را نمایش دهند .

این موضوع باعث شده است که کار بازپیرایی دین از خرافه به غایت دشوار گردد . هرگاه مصلحان دینی که از سر دلسوزی و خیر خواهی خواسته اند دامن دین را از شائبه خرافات پاکیزه سازند ، با مقاومت توده های مردم دیندار مواجه شده اند . مردمی که صمیمانه به درستی آموزه های دینی خود باور دارند اما به دلیل فقدان اطلاعات درست نمیتوانند سره از ناسره را تمیز دهند . بنا براین به گمان اینکه توطئه ای در کار است و عده ای سست ایمان و بی دین قصد تخریب باورها دینی آنان را کرده اند ، در برابر مصلحان دینی ایستادگی و مقاوت میکنند و چه بسا با تحریک خرافه پرستانی که لباسی از تقدس و دیانت به تن کرده اند دست به کار مبازه و جهاد مقدس با کسانی شوند که گمان میکنند دین ستیز و ملحد اند . در چنین وضعیتی یک جبهه کاذب پدید می آید و نیرو  و منابع و جایگاه مصلحان دینی را به شکلی فرساینده تلف میکند . همین موضوع باعث شده است که بسیاری از علما و دانشمندان طراز اول دینی ، دست از اصلاح گرایی دینی بر داشته و رفته رفته موضع محافظه کارانه تری بگیرند و و ظیفه ارشاد و اصلاح دینی رها کنند و چه بسا گاهی در موقعیتی قرار گیرند که با انگیزه تقیه حتی در برابر اصلاح گرایی دینی و باز پیرایی مذهبی ، موضعی مخالف و معارض یگیرند

مرحوم ایه الله مرتضی مطهری در کتاب بحثی در باره سازمان روحانیت و مرجعیت  از آن به عوام زدگی علما تعبیر میکند و به خاطراتی اشاره میکند که با تحلیل فوق منطبق است :

ر سالهای اقامتم در حوزه ی علمیه ی قم كه افتخار شركت در محضر درس پرفیض مرحوم آیت اللّه آقای بروجردی (اعلی اللّه مقامه) را داشتم، یك روز در ضمن درس فقه حدیثی به میان آمد به این مضمون كه از حضرت صادق علیه السلام سؤالی كرده اند و ایشان جوابی داده اند. شخصی به آن حضرت می گوید: قبلاً همین مسئله از پدر شما امام باقر علیه السلام سؤال شده، ایشان طور دیگر جواب داده اند، كدامیك درست است؟ حضرت صادق علیه السلام در جواب فرمود: آنچه پدرم گفته درست است. بعد اضافه كردند:

اِنَّ الشّیعَةَ اَتَوْا اَبی مُسْتَرْشِدینَ فَاَفْتاهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ وَ اَتَوْنی شُكّاكاً فَاَفْتَیْتُهُمْ بِالتَّقِیَّةِ.

یعنی شیعیان، آن وقت كه سراغ پدرم می آمدند با خلوص نیت می آمدند و قصدشان شناختن حق بود این بود كه ببینند حقیقت چیست و بروند عمل كنند، او هم عین حقیقت را به آنها می گفت. ولی اینها كه می آیند از من سؤال می كنند قصدشان هدایت یافتن و عمل نیست، می خواهند ببینند از من چه می شنوند و بسا هست كه هرچه از من می شنوند به این طرف و آن طرف بازگو می كنند و فتنه بپا می كنند. من ناچارم كه با تقیّه به آنها جواب بدهم.

چون این حدیث متضمن تقیّه از خود شیعه بود نه از مخالفین شیعه، فرصتی به دست آن مرحوم داد كه درد دل خودشان را بگویند. گفتند: «تعجب ندارد، تقیّه از خودمانی مهمتر و بالاتر است. من خودم در اول مرجعیت عامّه گمان می كردم از من استنباط است و از مردم عمل، هرچه من فتوا بدهم مردم عمل می كنند. ولی در جریان بعضی فتواها كه برخلاف ذوق و سلیقه ی عوام بود، دیدم مطلب این طور نیست. »  مجموعه آثار شهید مطهری ج24، ص: 500

 

 

یك نفر روحانی متدین را فرض كنید كه با چند سر عائله، پس از چند سال تحصیل، در یكی از شهرستانها رحل اقامت افكنده و مسجد و محرابی را اشغال كرده است. این فرد از آن نظر كه متدین است در حدود امكانات خود فعالیتهایی می كند: مسئله می گوید، موعظه می كند، اخلاق و تفسیر و تاریخ اسلام می گوید، و از آن نظر كه یك بشر است و خرج دارد و از مراكز روحانیت زندگی اش تأمین نمی شود و در حال حاضر راه زندگی اش منحصراً این است كه از دست مردم مستقیماً ارتزاق كند ناچار است كه به مریدان خود به چشم «مستغل» نگاه كند، و چون افراد دیگری نظیر خود او ممكن است در همان شهر باشند و آنها هم از همین راه زندگی می كنند طبعاً به حكم ناموس خلقت یك نوع رقابت در «مرید داری»

به وجود می آید. رقابت، احتیاط بیشتری را در رعایت جانب سلیقه ی مردم ایجاب می كند. وقتی كه این بیچاره ببیند مخالفت با عوام سبب می شود كه از هستی ساقط گردد ممكن است پیش خود فكر كند كه نهی از منكر وقتی واجب است كه موجب ضرر و زیانی نگردد، اگر موجب ضرر و زیانی گردد تكلیف ساقط است.

بستگی معیشت این فرد به مردم، احساس و اندیشه ی تكلیف شرعی او را هم عوض می كند.

مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 504

 

گذشته از آفت عوام گرایی در میان علمای دینی به یک نمونه عینی اشاره میکنم که تقریبا همه فقهای معاصر حکم به حرمت آن داده اند و از وجوه مختلف نادرست بودن آن را درفتاوای خود آشکار ساخته اند با این همه عده زیادی به عنوان یک شیوه مشروع و متعارف عزا داری دینی به آن عمل میکنند و آن موضوع موهن و غیر انسانی و غیر اخلاقی و غیر شرعی قمه زنی در روز عاشورا است که همچنان بر این عمل نادرست به عنوان یک فضیلت دینی اصرار می ورزند گاهی دیده میشود برای توجیه عمل ناروای خود ، با جعل حدیث و سنت و وروایت به توجیه این عمل غیر دینی می پردازند و با تولید و تکثیر نرم افزاری با عنوان << قمه زنی حقیقت مظلوم >> بر خلاف فتاوای صریح فقهای معاصر به استناد برخی گزارشهای تاریخی نامستند که مثلا عده ای از اهل حرم پس از واقعه عاشورا و در حین اسارت و انتقال به کوفه سرهای خود را به دیوار کجاوه کوبیدند ...... خواسته اند که برای قمه زنی استحباب شرعی هم درست کنند .  باز در قالب خواب و رویا از بعضي علماي بزرگ نقل مي‌كنند كه در عالم خواب يا شهود مي‌بينند كه معصوم، علیه‌السلام، به آنها مي‌گويد وقتي‌كه قمه مي‌زنيد ملائكه از آب كوثر بر سر شما مي‌ريزند تا زخم سرتان خوب شود .

 

مورد مورد اشاره ( قمه زنی ) تنها یک مصداق رایج و شناخته شده از رواج خرافات عوامانه و غیر دینی و غیر انسانی بود که در سایه دین می خزد و با جعل روایت و سنت و تاریخ و درست کردن خواب و مکاشفه دروغین تلاش میکند برای خود صبغه دینی بتراشد . با گذری در تاریخ تحولات فقه در سده های اخیر به خوبی معلوم میشود که فقهای چند دهه پیش در عصر قاجار و کمی پس از آن به دلیل غلبه عوام زدگی نسبت به قمه زندی موضعی ملایم و همدلانه گرفته اند و حتی برخی علاوه بر جواز بر استحباب آن نیز فتوی داده اند ( غروی اصفهانی - ایه الله میرزای نائینی و ...  / مصدر: عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، علی ربانی خلخالی، ص 116)

اما بعد از انقلاب اسلامی و توسعه فضاهای رسانه ای و گسترش قدرت تبلیغی سازمان روحانیت و رشد تحصیلات دانشگاهی فقهای معاصر به دلیل امادگی اجتماع به تدریج حکم حقیقی که همان حرمت قمه زنی داده و تصریح کرده اند که این عمل غیر شرعی و غیر اخلاقی و وهن اسلام و تشیع است . ( نگاه کنید به وب سایت رسمی آیات عظام روح الله خمینی - علامه سید محسن امین - سید علی خامنه ای - مکارم شیرازی - نوری همدانی - جوادی املی و دیگر معاصران که حکم به تحریم این عمل داده اند (


ایه الله  خامنه‌ای در سخرانی در کهکیلویه و بویر احمد در جمع روحانیون درماه محرم [۱۷/۰۳/۱۳۷۳ این باره چنین گفت[:

من حقیقتاً هر چه فکر کردم دیدم نمی‌توانم این مطلب [قمه‌زدن] را که قطعاً یک خلاف و یک بدعت است به اطلاع مردم عزیزمان نرسانم. این کار را نکنند. بنده راضی نیستم. اگر کسی تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند من قلباً از اوناراضی‌ام. این را من جدا عرض می‌کنم. یک وقت بود در گوشه و کنار چند نفر دور هم جمع می‌شدند و دور از انظار عمومی مبادرت به قمه‌زنی می‌کردند و کارشان تظاهر، به این معنا که امروز هست، نبود. کسی هم به خوب و بد عملشان کار نداشت؛ چرا که در دایره محدودی انجام می‌شد. اما یک وقت بناست که چندهزار نفر ناگهان در خیابانی از خیابان‌های تهران یا قم  شهرهای آذربایجان و یا  شهرهای خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشیر برسر خودشان ضربه واردکنند. این کار قطعاً خلاف است. امام حسین (علیه السلام) به این معنا راضی نیست. من نمی‌دانم کدام سلیقه‌هایی و از کجا این بدعتهای عجیب و خلاف را وارد جوامع اسلامی و جامعه انقلابی ما می‌کنند.

 

با گذر از این نمونه و تدبر و تحقیق در بسیاری از سنت ها و اداب نادرست میتوان فهمید که کم نیستند امور جعلی و خرافه امیزی که امروز صورت و صبغه دینی پیدا کرده و همچنان در جامعه دینی ما محترم و پدیرفته شده است نمونه هایی مانند دخیل بستن به درختان بوسیله پارچه ، قفل آجین کردن  بدن به عنوان نذر و نیاز دخیل بستن به قبور افراد عادی ، پدید آوردن آداب و مناسک خود ساخته ، جعل ادعیه و عزائم و حرزها و طلمسات بی پایه ، زیارت نامه های مجعول برای اشخاصی مانند اسکندر و سلاطین جور و انداختن نامه های مشحون از نیاز و حاجت به چاه هایی مجعول به عنوان جعلی چاه امام زمان س  ....که هیچ کدام در منابع معتبر دینی پایه و اساسی ندارد همه و همه خرافه هایی هستند که با فرهنگ و مناسک اصیل دینی آمیختگی پیدا کرده اند و کم وبیش در کنار ما به شکلی استتار شده و مسالمت آمیز زندگی میکنند  ،