می نگارد با رنگ ......
می نگارد با رنگ
بر دل ساده ی سنگ
گذر عمر که در پاییز است
چیزی از برگ نمانده به جا
نقش محوی ز حضورم بر جاست
روح در سایه ی دلتنگی من ناپیداست
چه خیالی چه خیالی میدانم
ز زمین رنگ مرا خواهد شست
باد و باران شما بیرنگ است
یاد در خاطره ها دلتنگ است ......
دست نقاش ازل در پاییز
می نگارد با رنگ
بر دل ساده ی سنگ
غم تنهایی هر روزم را
می نوارد با چنگ ..........
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 17:32 توسط پیمان سماواتی
|
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن