پژمان جمشیدی همراه با رفیق فابیریک هم تیمی اش ( بهنام ابوالقاسم پور ) را از سالهای دهه هفتاد می شناسم   15 سال پیش که در پست هافبک برای تیم ساپیای تهران  بازی میکرد . و آن تک گل ملی که به تاجیکستان زد

درست به خاطر می آورم که درست در خلال یک پروژه پژوهشی - مداخلاتی در حوزه روان شناسی ورزش  دچار فوتبال شدم و این دچار شدگی سالهای سال ادامه پیدا کرد  و در دورانی که باید به مباحث پیچیده اپیستمولوژیک و فلسفه علم  و حمکت مشاء و متعالیه برای پایان نامه می پرداختم درگیر پر التهاب ترین و هیجانی ترین حوزه کار اجرایی و فوتبال شدم  . پس از آن بود که فوتبال همیشه در حاشیه زندگی به موازات دیگر فعالیت ها در کنار من زندگی کرد . و این همزیستی با فوتبال برای من ارمغانهای فراوان علمی - مطالعاتی و تجارب اجتماعی و مدیریتی داشت و از این رهگذر  دوستانی خوب و تجاربی ارزنده به همراه آورد .

درست به خاطرم هست که تیم پژوهشی چهره ماندگار روانشناسی زنده یاد سرکار خانم دکتر دادستان در خلال تحلیل تست ها ی مختلفی که از بازیکنان وقت تیم سایپا  گرفته بودند در باره تک تک  آنها حرفهای جالبی داشتند که بسیاری به دلیل حفاظت از اسرار حرفه ای محرمانه باقی ماند . اما آنچه گفتنی است اینکه مرحوم دکتر پریرخ دادستان به من گفت پژمان جمشیدی میتواند هنر پیشه خوبی شود  در تست  16 عاملی شخصیت کتل  فاکتور برونگرایی او  بالاترین نمره را داشته است  به اعتقاد  تیم تحلیل گر آزمونها آن مقطع ، نیروی اصلی پیشران انگیزه پژمان برای بازی فوتبال تبدیل شدن به یک چهره مشهور و روابط اجتماعی گسترده بود .

سالها گذشت و  گذشت تا اینکه این بازیکن  های پرکتیو  که آن روزها دانشجوی کارشناسی مهندسی عمران هم بود سر از تلویزیون و  نقش اول در سریال طنز پژمان در  آورد .

سروش صحت برای نشان دادن ابعاد اجتماعی فوتبال و پشت پرده ستاره ها و آسیب های روانشناختی شهرت با هوشمندی تمام سراغ چهره مناسبی رفته است .

بازیکن بلند پروازی که هیچ وقت به سقف آرزوهای خود نرسید . مشکلی که بیش از 95 درصد بازیکنان فوتبال کشور ما با آن مواجه هستند .ستاره هایی که فقط در قاب تلویزیون و کادر نشریه های زرد ، ستاره هستند . شخصیت هایی که از دور دل می برند و از نزدیک زهره ناباوران را آب میکند

مردان جوانی که در چشم دوستدارنشان خوشبخت خوشبخت اند . ماشین های شیک و مدل بالا سوار میشوند . لباسهای مارک دار می پوشند در بهترین رستورانها خوش میگذرانند . خانه هایی شیک و مجلل دارند به اندازه کافی محبوبیت و شهرت دارند . به اندازه دلخواه سفرهای خارجی میروند و با چمدانهای پر و خاطرات دلپذیر و عینک های مارک دار پلیس و ریبن از پلکان هواپیما پایین می ایند . هواراداران ساده دل گمان دارند که این ستارهای مستطیل سبز در هر خانه ای برای خواستگاری بزنند ، برایشان فرش قرمز پهن می کنند و با سلام و صلوات حتی دختر پادشاه نیز به آنها بله می گویند ................ اما پشت پرده ماجرایی دیگر است

بهنام ابولقاسمپور رفیق فابریک پژمان که راه مدیریت در ورزش شهری را اتنخاب کرد

 

دلهره ها و اضطراب های کشنده مستطیل سبز ........... فشارهای طاقت فرسای تمرین ............ ریسک بالای ناشی از حوادث و تصادمات سخت  مسابقات  ...... رقابت ها و حسادت های شدید .......  شمشیر داموکلس نیمکت نشین شدن برای نیم فصل ..... خط خوردن نام  از فهرست بازیکنان فیکس در اردوهای تدارکاتی  .....درگیری با مافیای پنهان و خزنده فوتبال ...........  جریان سازیهای نشریات زرد و عامه پسند .............. و از همه تلخ تر عمر بسیار بسیار کوتاه قهرمانی و روزهای بازنشستگی در فوتبال که از سی سالگی در فوتبال آغاز میشود  . به راستی که پیش کسوت شدن در سن 35 سالگی عمیقا افسردگی آفرین است .

در اینجاست که فوتبالست مشهور دیروز با مشکلات روحی و روانی و اجتماعی و اقتصادی فراوانی روبروست  و اگر پیش از این سرمایه گزاریهای اقتصادی و اجتماعی عاقلانه ای نکرده باشد باید یک عمر حسرت روزهای ثروت و شهرت و محبوبیت یک دهه گذشته را بخورد . اگر چند کلاس مربگیری نرفته باشد و مدرک c - b - a  حالا حتی داخلی هم شده نگرفته باشد ........... روزگارش زار و نزار است . بالاخره در میان فوتبالیست های دهه هفتاد همه  علی دایی و مجتبی تقوی و  ......... نمیشوند که بتوانند سر مربی یک تیم سوپر لیگ یا حتی دسته اولی شوند ... !!

فوتبال در جامعه ما بیش از توان و ظرفیت واقعی اش بزرگ شده است . پول های زیاد و بزرگی در فوتبال جابجا میشود . از جاذبه اجتماعی بسیار بالایی برخوردار شده است بی آنکه زیر ساخت های علمی - اجتماعی - فرهنگی و مدیریتی و ساختاری آن بزرگ شده باشد . دلالی ، فساد ، شهرت پرستی، حاشیه پردازی، رقابت و ......  مافیا در آن بیداد میکند . چهره های سیاسی زیادی به ساختار آن تزریق و تحمیل شده است .  بخش عمده ای از محتوای رسانه ها به حوادث ریز و بی مایه و بی فایده فوتبال اختصاص یافته است . بسیاری از نوجوانان و جوانان طبقات فروددست اقتصادی فوتبال را برای خود اوتوپیایی میدانند که اگر بتوانند قدم در آن بگذارند به خیال خود به سادگی ازنردبان ترقی و خوشبختی  بالا خواهند رفت و این همه نیازمند نقدی جدی و تاثیر گذار است  ...................

سریال پژمان با چاشنی طنز و با مطالعات عینی و  رویکردی واقع گرایانه و به تصویر کشیدن یک کاراکتر شناخته شده به نام پزمان جمشیدی دست به کار مهمی زده است . یک نگاه رئال آسیب شناسانه به واقعیت پشت پرده فوتبال تا اینکه اسطوره خیالی آن شکسته شود و بدور از رویاهای طلایی و درخشش جامها و لرزش تور دروازه ها و غریو شادی تماشاگران شیدا  و هلهله بوقچیها و افسانه سرایی روزنامه ها و رسانه ها ............ حقایق تلخ جامعه شناسانه و روانشناسانه فوتبال ایران  - آنچنان که هست - به سمع و نظر جوانان دلباخته برسد . 

آقای صحت دست مریزاد ............