سوگ - و جامعه شناسی نهاد مداحی در ایران معاصر ( 1 )

مرحوم شیخ احمد کافی
پرشور ترین منبری روضه خوان دهه های 40 و 50
مراسم سوگواری در همه ملتها و فرهنگها وجود دارد
مطالعات مردم شناسی از آن حکایت دارد که هر فرهنگی حتی بدوی و بسیار کهن برای سوگ و سوگواری آیین ها و تشریفات گوناگونی بر میسازد . از دیدگاه جامعه شناسی آیین ها ی سوگ ، از جمله قدیمی ترین و عمیقترین نهاد های اجتماعی است .در جامعه معاصر ایرانی فوت درگذشتگان با مراسم و تشریفات خاصی برگزار می گردد که صد البته کارکردهای روانشناسانه و جامعه شناسانه دارد . از بعد روانشناختی آیین سوگ باعث تسکین و تسلا درون آشفته و غم زده بازماندگان و بازسازی توان آنها برای مقابله با مواجه آنان با هراس مرگ - که مهمترین مظهر اضطراب وجودی است - می گردداز بعد جامعه شناسانه نیز آیین ها سوگ باعث تجدید هویت و ترفیع منزلت اجتماعی باز ماندگان و کسب قدرت بیشتر برای بقا فرد و خانواده در اجتماع می گرددیکی از شناخته شده ترین آیین های سوگ در ایران ، مراسم عزاداری امام حسین ع است که بیش از یک هزار سال در ایران دارای سابقه است .
این آیینها از مذهب تشیع نیز فراتر رفته است . بسیاری از مسلمانان غیر شیعی ایرانی و حتی غیر مسلمانان ایرانی این آیین ها را پاس میدارند .در این یاد داشت کوتاه بنا ندارم این آیینها را مورد مطالعه قرار دهم تنها به کی از اجزاء این آیین که البته در تهران بعد از انقلاب دچار تحول و تطوارت فراوانی شده است مورد بحث این پست می باشد و آن پدیده مداحی در آیین های سوگواری است .
روضه خوانی / مرثیه سرایی و مداحی
در عصر قاجار مراسم روضه خوانی در ایران نهادینه شد . نه به این معنا که پیش از عصر قاجار روضه خوانی و سوگواری در ایران مرسوم نبود بلکه به این معنا که روضه خوانی با این سبک و سیاق که امروزه مشاهده میکنیم در عصر قاجار در شهر تهران و به تدریج دیگر شهرهای بزرگ مانند تبریز و اصفهان و مشهد .... عمومیت پیدا کرد . در آن روزگار نقطه ثقل این مراسم روحانی هنرمند و مطلعی بود که بر فن روضه خوانی تسلط داشت . روضه خوانان صنف خاصی از طبقه روحانیان بودند که تحصیلات حوزوی اندک و یا متوسطی داشتند و بیشتر بر شعر و ادب و تاریخ و تراجم احوال تسلط داشتند و صد البته صدای خوب و گوش نوازی داشتند . این صنف از روضه خوانان لباس نیمه رسمی داشتند . لباسی که شامل یک کلاه کت بلند و عبا، احیانا شال بر کمرمیشد که آنان را از روحانیون اهل علم و همچین مردم عادی متمایز میساخت .
از نظر پایگاه اجتماعی به اصناف بازار و طبقه متوسط مذهبی ملحق میشدند و عموما معاشی ساده و همردیف طبقات پایین اجتماع داشتند .
سید محمد موسوی سجاسی سنتی ترین مداح غیر سیاسی تهران
بنا بر نقل استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب حماسه حسینی این صنف در آغاز کار کتاب روضه الشهدای ملا محسن کاشفی را از رو و با آواز خوش قرائت می کردند لذا به آنان روضه خوان و به این مجالس روضه خوانی و اختصارا روضه گفته میشد که هنوز هم این نام و این عنوان مورد استفاده قرار می گیرد .
روضه خوانان در میان روضه ( ذکر مصائب ال الله و و اقعه عاشورا ...) گاه و بیگاه مرثیه های پر سوز و گداز می خواندند و با آوای خوش خود حزن و اندوه حاضران در مجلس را مضاعف می کردند اما به تدریج وظیفه مرثیه خوانی از دوش روضه خوانان برداشته شد و گروهی دیگراز هنرمندانی که تنها صدای خوش و حافظه قوی و اعتماد به نفس کافی داشتند این وظیفه را بر عهده گرفتند . مداحان پس از اتمام روضه خوانی در پای منبر نشسته و به کار مرثیه خوانی مبادرت می ورزیدند در عصر پهلوی وبا پیدایش دستگاه آمپلی فایر ، بلند گو ، میکروفون و توسعه مجالس روضه خوانی به صنف جدیدی حاجت افتاد که بتوانند با صدای موزون و اشعار نغز و زیبا مرثیه خوانی کنند . به این گروه ابتدا مرشد گفته میشد که از دل سنت نقالی و قهوه خانه بیرون آمده بود .
حدود پنجاه سال پیش در شهر تهران به این صنف ( مرشدان ) مداح گفته شد .مداحان گروهی بودند که تحصیلات رسمی مذهبی و حوزوی نداشتند . تنها شور و علاقه و صدای خوش و تمایلات مذهبی داشتند . شاید نهایت اطلاع و اشراف آنها با معارف و تاریخ اسلام به کتاب منتهی آلامال شیخ عباس قمی محدود میشد ( گرچه مداحان دهه هشتاد و نود حتی همین مقدار هم اطلاعات تاریخی ندارند ) اما در موضوعات شعر و ادب برخی در اداره منبر و برانگیخت عواطف مذهبی مردم ، استعداد و شایستگی بیشتری داشتند . شاید مرحوم کافی را بتوان نماد این نسل از روضه خوانانی دانست که وعظ و روضه و مرثیه خوانی را در خود جمع کرده بودند . حاج غلامرضا سازگار( شاعر مرثیه سرا و مداح ) دبیر جامعه مداحان تهران و بنیان گزار مجمع الذاکرین نیز از همین نسل است که نقش محوری در تربیت و اموزش و حفظ نسل مداحان سنتی داشته و دارد .
حاج غلامرضا سازگاردبیر مجمع الذاکرین
در دهه پنجاه و بویژه مقارن انقلاب اسلامی ایران مداحی کارکردی سیاسی و اجتماعی پیدا کرد . برخی از مداحان محبوب در تهران و دیگر شهرها برای بسیج تودها و تشویق و تحریض اجتماعات نقشی فعال پیدا کردند . جنبش های روشنفکری نیز بر تغییر کارکرد سنت مداحی تاثیری بسزا داشت و این قشر سنتی و محافظه کار را به عرصه های انقلابی و سیاسی آورد .
استاد حسین شمسایی - شاعر و مداح دهه هفتاد که دارای تحصیلات دانشگاهی در رشته جامعه شناسی بود
- مسوول دفتر ارتباطات مردمی دولت هاشمی رفسنجانی
برخی از جوانان مذهبی و پر شور انقلابی به مداحی روی اوردند و به سرعت نسل تازه از مداحان پرورده شدند بی شک صادق اهنگران نماد این نسل جدید مرثیه خوانان پس از انقلاب است که حوادث روزگار معاصر و تقابل میان انقلاب و جبهه مخالف را در محتوای مرثیه سرایی وارد کرد و در کنار مصائب الله به مصائب و حماسه سازیهای جوانان انقلابی و مجاهدان پیکار حق بر علیه باطل می پرداخت
صادق آهنگران ( دهه شصت )
جنگ و حوادث مربوط به آن باعث شد که تا مرثیه سرایی سنتی ایران شکلی ایدئولوژیک به خود بگیرد و در سایه حمایت و هدایت نهاد قدرت و رسانه های جمعی نسلی از مداحان جدید انقلابی و مجاهد ساخته و پرداخته شود که در خدمت اهداف انقلاب باشد . برگزاری مراسم سوگ شهیدان جبهه جنگ نیاز به این نوع مداحی را تشدید و تقویت نمود . ( دهه شصت )

حاج منصور ارضی
محور و نماد کاریزماتیک بنیاد گرایی مذهبی و رادیکالیسم سیاسی در میان مداحان ارزشی دهه های شصت تا هشتاد
این نسل جدید نسبت به مداحان دهه پنجاه چند ویژگی مهم و متمایز دارد که به آ نها اشاره می کنم
- ترجیح ایده ئولوژیک در برابر آموزه های اسلام سنتی ( ایده ئولوژیک بودن )
- ترجیح اهداف انقلابی و تلاش برای ترغیب تودها به تحقق آرمانهای انقلابی ( آرمانگرایی و انقلابی گری )
- ترجیج جهاد مقدس و تاکید بر نهضت حسینی ( تاکید بر ارزش شهادت )
- مردمی بودن و ارتباط عاطفی و غیر سازمان یافته با نهاد حاکمیت و قدرت ( حریت و توده گرایی )
- استقلال مالی از نهاد های رسمی و غیر انتفاعی بودن فعالیت ( اکثر مداحان این دوره از شغل مداحی ارتزاق
نمیکردند و خود دارای مشاغل مستقل دیگری بودند - منصور ارضی نماد این نسل است )
- فقدان لباس رسمی
حاج محمد رضا طاهری که به همراه با دو برادر دیگر همچنان به طیف سنتی سیاسی وفادار مانده است
در دهه هشتاد و پر رنگ شدن جریان اصلاحات در میان دیگر جریانهای سیاسی - اجتماعی برخی از نهادهای سنت گرا احساس کردند که از ابزارها و تربیونهای خود به درستی استفاده نکرده اند . یکی از بهترین تریبونها که میشد از آن بهره بردای موثرتری کرد تا لااقل بخشی از لایه های جوانان را همچنان در فضای سنت نگاه داشت ، هیات های مذهبی و مناسبت های سوگواری و یا جشن ها و اعیاد مذهبی بود که به طور طبیعی و نوستالوژیک همچنان مخاطبان گسترده و توده وار داشت و میتوانست در فضاهای لغزنده دانشگاهی و دیگر عرصه های عمومی ، ظهور و بروز داشته باشد . بویژه انکه رسانه ملی هم از نظر لجستیکی و باز پخش مکرر آن میتوانست نقشی فعال داشته باشد .
حاج علی انسانی مداح و مرثیه سرا محافظه کار و وابسته با بازار تهران
این زمینه باعث شد که نسل تازه ای از مداحان تربیت شوند که کار اصلی آنها پروپاگاند کردن پیامهایی که بود که نهادهای رسمی و تبلیغاتی آنها را سفارش داده و تولید میکردند . مشخصه اصلی این گروه و نسل جدید پیوستگی سازمان یافته با نهاد های رسمی و ارتزاق از شغل مداحی است .
نسلی که اشخاصی مانند حاج سعید حدادیان ، محمود کریمی آن را نمایندگی و رهبری میکنند
به ترتیب سعید حدادیان و محمود کریمی ( مداحان مرتبط با پایگاه عماریون )
مهمترین مشخصات این گروه متاخر( دهه هشتاد و نود ) را میتوان در فهرست ذیل خلاصه کرد :
- ارتزاق از راه مداحی ( مداحی به مثابه شغل )
- بازگشت به ارزشهای عصر سنت پیشا انقلابی ( سنت گرایی دینی )
- ارتباطات سازمان یافته با نهادهای رسمی
- انسجام در موضع گیرهای سیاسی هماهنگ با انتظارات نهادهای رسمی
- اشتغال و حضور نیمه رسمی در نهادهای عمومی و حاکمیتی
- اسطوره سازی در خصوص شخصیت های دینی و سیاسی
- گرایش نااگاهانه به مکتب غلو و تفویض ( مکتب مفوضه رویکردی در علم کلام شیعی است که برای ائمه هدی شئونی ربوبی و یا شبه ربوبی قایل است . این رویکر افراطی توسط ائمه هدی مورد طرد و مذمت واقع شده است )
- برخورد رادیکالی و افراطی با روشنفکری دینی و طرد و طعن و تکفیر چهره های شاخص روشنفکری دینی
-پراتیک اجتماعی در مقابله با جریانهای سیاسی منتقد و معترض( صنف مداح در قامت یک حزب سیاسی تمام عیار )
سعید حدادیان - میدان ولی عصر عج - در جشن پیروزی دولت دوم احمدی نژاد
مشخصه اصلی این گروه جدید رادیکالیسم سیاسی و سنت گرایی دینی است . این نسل علی رغم فقدان سواد مذهبی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی ، تلاش دارد تا مرام ، رفتار ، عقاید و رویکردهای خود را به عنوان شاخص بصیرت دینی معرفی نماید و برای خود در عبور نظام از رخدادهای سال 88 و پس از ان نقش محوری و اصلی در نظر بگیرد .
ادامه در پست بعدی
این وبلاگ کوششی است برای جمع میان زلال بودن و عمیق بودن