آری این چنین بود برادر

قديمي‌ترين عکس از جامعه مداحان تهران

 

در چند دهه پیش مداحی یک شغل  نبود . مداحان ( مرشد )  از روی علاقه شخصی و تمایلات مذهبی به این هنر روی می آورند و برای این کار مزد معینی مطالبه نمی کردند . اما متولیان و برگزار کنندگان مجالس روضه خوانی  از روی وظیفه و قدر شناسی به مداحان صله ای می دادند . این صله بعدها پاکت نام گرفت . هنگام دعوت از یک مداح میزان صله و به تعبیر دیگر وزن و قدر پاکت ( دستمزد ) مورد بحث و شرط بیع قرار نمی گرفت . مداحان نیز این دستمزد را متبرک دانسته و حتی برخی از آنها وجه داخل پاکت را نمی شمردند و کل مبلغ نامعلوم را به عنوان برکت بروی دیگر درآمدهای خود می گذاشتند .

اکثر مداحان مشاغل رسمی دیگری داشتند ، مشاغلی در فضای کسب و کار خصوصی و شاید برخی در مشاغل کارمندی و مانند آن .در دوره نه چندان دور مداحی و نوحه خوانی به مثابه کالا نبود ، هنری بود دینی که از روی اعتقاد و علاقه به اهل بیت پیامبر ص و ذکر فضائل و مصائب آن بزرگواران و شاید به منظور حفظ هویت و میراث تشیع در اختیار علاقه مندان و دوستداران قرار میگرفت .

از بعد اجتماعی و سیاسی هم مداحی در خدمت سیاست و نهاد های رسمی قدرت نبود . این نهاد کاملا مردم نهاد و برآمده از عواطف دینی جامعه ایرانی بود . البته نهاد مداحی در ارتباطی وثیق با نهاد روحانیت شکل گرفت  و منبر و خطابه و وعظ  روحانیون  سخنران را زیور و زینت می بخشید .

اما در دو دهه گذشته این نهاد به دلایلی خاص دچار تحول و تطور شد . مداحی به تدریج به یک شغل رسمی و ممر درآمد تبدیل شد . اشعار و مراثی و مجالس روضه خوانی به کالا تبدیل شدند . صنایع فرهنگی خاصی در حاشیه آن  پدید  آمدند . رسانه های جدیدی مانند اینترنت ، شبکه های اجتماعی ، فرصتی برای باز نشر انبوه  این کالاهای فرهنگی فراهم  آوردند ، رسانه ملی و تلویزیونهای استانی شهرتی سهل الوصول و رایگان برای برخی از مداحان بوجود آورند و این شهرت به سرعت باعث شد که نرخ این خدمت به طور تصاعدی افزایش یابد تا جاییکه امروزه اجرت مداحان مشهور در داخل کشور برای یک دهه که شاید هر شب حدود 30 دقیقه برنامه  اجرا میکنند بین  ده ملیون تا سی ملیون تومان برآورد میشود . این رقم برای همین مداحان که در کشورهای شیعه نشین حاشیه خلیج فارس در ایام خاص برنامه اجرا میکنند به سه برابر می رسد .  بنا براین از نظر پایگاه اقتصادی و اجتماعی مداحان مشهور  از سطوح پایین و متوسط به سطوح بالای اقتصادی جامعه ایرانی ارتقا پیدا کردند .

این تغییر پایگاه اقتصادی که البته با شهرت و منزلت اجتماعی همراه بود باعث شد تا خیل پر شماری از نوجوانان ذکور طبقات پایین دست اجتماع ، مداحی ، شهرت  و موفقیت نهفته در آن را وجه  همت و آرمان خود قرار دهند و تلاش نمایند تا با تمرین کردن نوحه ها و نوا ها ، استعداد خود را در این زمینه بیازمایند . در جلسات کوچک محلی و هیات های موسمی میکروفن در دست گرفته و با تقلید از سبک مداحان مشهور ، استعداد خود را پرورش دهند

مداحان مشهور نیز از این فرصت نهایت بهره اقتصادی را برده و با تشکیل کلاسها و دوره های مهارت آموزی در ایام فترت  که مجالس بزرگ و فراگیر تشکیل نمی شود به کار تدریس و پرورش نوجوانان و جوانان علاقه مند بپردازند .

این رخداد ها مداحی را پیش از گذشته به کالایی قابل خرید و فروش تبدیل کرد چرا که ثبت نام در این موسسه ها و کلاسها نیز مشروط به پرداخت شهریه و دیگر هزینه های جاری و متعارف است .

از این پس این مداحان جوان و نو رس نیازمند فضای کار و اشتغال و حمایت و پشتیبانی برای طی کردن پلکان مهارت ، شهرت و منزلت اجتماعی هستند و بدبن منظور باید بتوانند  چهره و  نام و آوا و هنر خود را به مجالس بزرگتری که احتمالا توسط رسانه های بزرگ و عمومی تصویر برداری و خبر رسانی میشود برسانند . پر پیدا است که در چنین شرایطی ، رقابت های ناسالم ، زد و بندها و بده و بستانهای خاصی شکل بگیرد . هنر مردم داری و تاثیر گذاری اصالت پیدا کند .... تقلید و کپی کاری و رجوع به سبک های تازه و بدیع و گاه کاملا نامتعارف برای کسب نام و نان رواج یابد .

در این آشفته بازار که مرثیه و مداحی و روضه خوانی به کالا تبدیل میشود  و هدف جلب توجه مشتری و شهرت بیشتر  است ، دیگر کمتر کسی دغدغه معارف دینی و اصالت منبع  ، ریفرنسهای تاریخی و حراست از ارزشهای اخلاقی را خواهد داشت . دقیقا همان فضای بازار و ارزشهای نظام بازار در این جا باز تکثیر خواهد شد و این نتیجه با اصل و فلسفه روضه خوانی و مجالس سوگواری که به منظور پاس داشت ارزشهای دینی و هویت شیعی و ذکر فضائل معنوی و اخلاقی اهل بیت پیامبر ص شکل گرفته بود در تعارض کامل و تضاد آشکار است .

در اینجاست که  صوت و صدا و نما و فرم  و قالب بر محتوای  غالب می گردد  . یک نهاده اجتماعی که در آغاز با نیت اخلاقی و معنوی تاسیس شده بود به ضد خود بدل می شود .

این  پدیده ما را به یاد آن عبارت حکیمان مسلمان می اندازد که گفته بودند :             

الشی ء ان جاوز حده انقلب ضده ( هر چیزی اگر از حد خود تجاوز کند به ضد خود تبدیل می گردد )

روی دیگر سکه تبدیل سازمان مردم نهاد مداحی و روضه خوانی به یک نهاد رسمی حاکمیتی است  . در اینجا نیز   دستگاه های رسمی و دولتی که خود را نیازمند شبکه های اجتماعی می دانند ، در صدد بر می آیند تا  نهاد مردمی ، مشروع

و محبو ب مداحی و روضه خوانیرا به تملک خود در آورند و این شبکه حاضر و آماده را که با سرمایه اجتماعی یک ملت در طول تاریخ ساخته و  پرداخته شده است ( علی رغم همه کاستی ها و مشکلاتی که در ذات خود دارد )  به مثابه یک ابزار موثر مورد استفاده قرار دهند .

برای رسیدن به این مقصود یک معادله ساده شکل میگیرد . مداحان به رسانه های بزرگ برای کسب شهرت نیاز دارند که اختیار آن به دست نهادهای حاکمیتی است . دستگاه های  رسمی نیز نیاز به شبکه های اجتماعی دارند که مداحان نقش رهبری  و محوریت فکری و عاطفی در آن برعهده دارند . اینچنین است که سازمان مردم نهاد مداحی و معالا روضه خوانی به یک نهاد رسمی و با ماموریت باز نشر  آموزه ها  و ارزشهای مطلوب حاکمیت تبدیل میشود .

مداحان مشهور که در رسانه ملی جای پا و رفت و  آمد دارند ، بهای این شهرت  را با از دست دادن حریت ، آزادگی و  وارستگی خود خواهند پرداخت . این چنین است که در ادبیات و رفتار این صنف از مداحان ، دفاع تمام قد از  آموزه ها و ارزشهای سفارشی موج میزند و به ترجیع بندی تکراری تبدیل می شود  .  در این  چنین زمانه و زمینه ای  فریادها و اخطارهای روحانیت  نیمه مستقل  نیز به جایی نمیرسد . چراکه معادله در جای دیگری  مساوی شده است

 

 

مداحان به خوبی میتوانند در حین تشدید هیجانان شور مندانه جوانان و بر انگیختن عواطف مذهبی آنها ، زمینه اتخاذ جبهه گیری سیاسی  آنها را نیز فراهم  آورند و به تدریج هیات های مذهبی و  محافل روضه خوانی کارکردی حزبی پیدا میکنند . حزبی که به دلیل فقدان ساختار منسجم و مرام نامه و رعایت سلسه مراتب و چهار چوب نظری در حوزه سیاست و امور عمومی به یک گروه فشار تقلیل میابد . این نگاه ابزار گرایانه به سازمان مردم نهاد مداحی در ایران نه تنها دستگاه های رسمی را وسوسه می کند بلکه دیگر رقبای سیاسی ، احزاب و جریانهای سیاسی - اجتماعی رقیب را نیز بر می انگیزد که با این نهاد مردمی ، رویه و رفتاری ابزار انگارنه داشته باشند و پایان این رقابت البته خوش  نخواهد داشت چرا که سرمایه های اجتماعی یکی پس از دیگری با ساده اندیشی نهاد های رسمی از نفس می افتد و ضعیف و نحیف تر میشود